کد مطلب: ۱۰۴۱۲۶۰
|
|
۰۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۸

کاری که ایران باید برای آینده منطقه بکند، چیست؟

کاری که ایران باید برای آینده منطقه بکند، چیست؟
محند عیاش، استاد جامعه شناسی دانشگاه مونت رویال نوشت: من این یادداشت تحلیلی کوتاه را در شرایطی که به نظر می‌رسد قدم‌به‌قدم به از سرگیری جنگ نزدیک‌تر می‌شویم، آن هم احتمالاً به شکلی بسیار بی‌رحمانه‌تر، دو نکته وجود دارد که می‌خواهم بر آنها تأکید کنم.

به گزارش مجله خبری نگار، محند عیاش، استاد جامعه شناسی دانشگاه مونت رویال نوشت: من این یادداشت تحلیلی کوتاه را در شرایطی که به نظر می‌رسد قدم‌به‌قدم به از سرگیری جنگ نزدیک‌تر می‌شویم، آن هم احتمالاً به شکلی بسیار بی‌رحمانه‌تر، دو نکته وجود دارد که می‌خواهم بر آنها تأکید کنم.

نخست، واقعاً شگفت‌انگیز است که ایران تا به اینجا چقدر ماهرانه توانسته در این جنگ از ایالات متحده و اسرائیل پیشی بگیرد. ایران با وجود توانمندی‌های نظامی و اقتصادی محدودتر نسبت به آمریکا و اسرائیل، با پافشاری سرسختانه، تمرکزی بی‌وقفه و باوری راسخ، توانسته یک استراتژی مؤثر را دنبال کند، یعنی حمله به اقتصاد منطقه‌ای و جهانی.

این کشور در برابر تلاش‌های عظیم ماشین آمریکایی اسرائیلی برای فروپاشی دولت و یا تحمیل تغییر رژیم مقاومت کرده‌است؛ آن هم از طریق ایجاد فشار اقتصادی هنگفت بر بسیاری از کشور‌های جهان، تا جایی که این فشار در نهایت به اقتصاد ایالات متحده رسید و از نظر سیاسی بر ترامپ تأثیر گذاشت. اما ایران کاری فراتر از صرفاً تلاش برای بقای خود انجام داد، این کشور خود را در جایگاه یک قدرت قرار داده است، قدرتی که باید روی آن حساب باز کرد. ایران نشان داده که امپراتوری ایالات متحده بدون نقطه ضعف نیست و می‌توان با ایجاد اختلالات اقتصادی عمده، آن را برای عقب‌نشینی از خواسته‌های امپریالیستی‌اش تحت فشار قرار داد.

اما این مزیت استراتژیک روی دیگری هم دارد. ایران می‌تواند به روابط خود با کشور‌های سراسر جهان آسیب عمیقی وارد کند و برای احیای این روابط به تلاش بسیار زیادی نیاز خواهد بود. این موضوع در آینده روابط ایران با کشور‌های خلیج فارس بیشترین اهمیت را خواهد داشت.

استراتژی ایران در هدف قرار دادن زیرساخت‌های اقتصادی و امنیتی در کشور‌های خلیج فارس، به وضوح با هدف ضربه زدن و تضعیف دارایی‌های استراتژیک ایالات متحده در منطقه انجام می‌شود. این امر همچنین بخش مهمی از ایجاد اختلال در اقتصاد جهانی است. در عین حال، همین زیرساخت‌های اقتصادی برای آن کشور‌های خلیج فارس ماهیت غیرنظامی داشته و بدیهی است که برای آنها و منافع ملی‌شان بسیار حیاتی است. صرف‌نظر از آنچه نیرو‌های ضد امپریالیستی به وضوح می‌بینند، فکر می‌کنند و می‌فهمند، واقعیت این است که کشور‌های خلیج فارس به قدرت ایالات متحده وابسته‌اند و متعهد به ادامه این مسیر هستند (حتی اگر این تعهد برای هر کشور خلیج فارس متغیر و با درجات متفاوتی باشد).

ایران باید برای ارائه یک چشم‌انداز بلندمدت جایگزین که منافع کشور‌های عربی خلیج فارس را به منافع ضدامپریالیستی خود نزدیک‌تر می‌کند، تلاش بیشتری کند. این امر تنها با تأکید بر یک جایگزین استعمارزدا در برابر وضع موجود، امکان‌پذیر است و آن وعده حاکمیت واقعی است، یعنی ایجاد و بازیابی توانایی یک جامعه ملی برای توسعه نهاد‌ها و استفاده از منابع خود در راستای آرمان‌های خویش، و نه عمدتاً در خدمت یک قدرت خارجی. جهان عرب برای مدتی بسیار طولانی زیر سلطه قدرت آمریکا و اسرائیل زندگی کرده است. این به نفع کشور‌های عربی خلیج فارس است که به سمت مسیری حرکت کنند که نویدبخش تحقق حاکمیت واقعی باشد. تنها در این صورت است که آنها می‌توانند روابط تجاری خود را با ایالات متحده از موضعی برابرتر توسعه دهند.

ایران باید در پیشبرد این چشم‌انداز واقع‌بین باشد. در هر آینده استعمارزدایی‌شده‌ای، پایگاه‌های نظامی ایالات متحده باید برچیده شوند، اما اینکه این امر دقیقاً چگونه رخ خواهد داد، بسیار نامشخص است. ایالات متحده ممکن است زمانی که هزینه اقتصادی بسیار بالا برود، نسبتاً سریع از جنگ با ایران عقب‌نشینی کند، اما مشخص نیست که آیا اگر این عقب‌نشینی به معنای پایان امنیت امپریالیستی و برچیده شدن زیرساخت‌های اقتصادی‌اش در منطقه باشد، باز هم به همین نتیجه خواهد رسید یا خیر. من گمان می‌کنم در چنین سناریویی، ایالات متحده با مقیاس، دامنه و شدت بسیار بیشتری به تمام بازیگران سیاسی که به دنبال برچیدن امپریالیسم آمریکا در منطقه هستند، حمله خواهد کرد.

با این حال، ایران با همکاری کشور‌های عربی می‌تواند منافع جمعی آنها را از طریق ایجاد شکاف بین ایالات متحده و پایگاه اصلی امپریالیستی آن در منطقه، یعنی اسرائیل، پیش ببرد. ذکر این نکته حائز اهمیت است که بدون اسرائیل، ایالات متحده قادر نخواهد بود قدرت خود را در منطقه (و در واقع فراتر از آن) با چنین کارآمدی و قدرتی اعمال کند. به بیان ساده، می‌توان قدرت ایالات متحده را در منطقه به طور غیرمستقیم کاهش داد (و در نتیجه از یک حمله وحشیانه آمریکا در امان ماند) آن هم از طریق تضعیف مستقیم پایگاه امپریالیستی آن، یعنی اسرائیل.

کشور‌های عربی، شاید به استثنای امارات متحده عربی و بحرین، از پیش بر این باورند که اسرائیل ریشه اصلی بی‌ثباتی‌ای است که مخاطرات اقتصادی هنگفتی را برای کشور‌های منطقه ایجاد می‌کند. برای مقابله با این مشکل، همه طرف‌ها می‌توانند و باید توجه خود را به انزوای کامل اقتصادی و سیاسی دولت اسرائیل معطوف کنند. ما می‌دانیم که طرح این موضوع صرفاً بر مبنای اخلاقیات، جذابیت چندانی برای نخبگان حاکم عرب ندارد. با این حال، باید به آنها ثابت کرد که دنبال کردن چنین مسیری به نفع خود آنهاست، زیرا در نهایت، این تنها مسیر به سوی حاکمیت واقعی است. اگر دولت اسرائیل دیگر نتواند کارکرد امپریالیستی خود را برای ایالات متحده ایفا کند، امکان بازتنظیم روابط با ایالات متحده در شرایطی برابرتر فراهم خواهد شد.

این اقدام برای ایران پس از این جنگ، هر گونه و هر زمان که پایان یابد، حیاتی خواهد بود. اسرائیل در تلاش برای ادامه جنگ از هر طریق ممکن و ضروری، بی‌وقفه عمل خواهد کرد. اسرائیل مصمم است شاهد فروپاشی دولت ایران باشد و هرگز از پیگیری این هدف دست نخواهد کشید. تنها راهی که ایران می‌تواند از خود در برابر این نقشه اسرائیل محافظت کند، تقویت جایگاه خود در منطقه و منزوی کردن دولت اسرائیل است. در مقابل، اگر آمریکا و اسرائیل موفق به انزوای ایران شوند، تمام آنچه ایران در جنگ به دست آورده است از بین خواهد رفت، اما وضعیت بسیار بدتر از این است، چنین انزوایی می‌تواند به فروپاشی کامل دولت ایران منجر شود. مخاطرات این رویارویی فوق‌العاده بالاست.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر