۰۷ شهريور ۱۴۰۴
اخبار اجتماعی
به گزارش مجله خبری نگار،شبنم مقدمی نوشت:
چه جانی دارد آدمیزاد! …چه جانی…شگفتا!
گاهی درد بغلش میکند، بیماری لِهَش میکند، مرگ صدایش میزند…گاه در دیوانگی ِ جهان و آدمهاش غرق میشود…دلش شرحهشرحهی اندوه میشود، گاهی غصهی همه دنیا…همهی آدمهای دنیا بر دوشش سنگینی میکند…خستگی جان و تن میکُشدش…حسرت ِ خوشیهای ساده دلش را میخورَد، روزگار ِ سیاه برایش غیرقابل تحمل میشود و…
باز ادامه میدهد…
باز ادامه میدهد…
کار میکند، کااااار میکند…میخندد و معاشرت میکند، گریه میکند و حرص میخورد و جان میکَنَد و ادامه میدهد…
خودش را از خودش قایم میکند و ادامه میدهد!
نگاه کن!
چه جانی دارد آدمیزاد…شگفتا!