کد مطلب: ۱۱۳۴۹۶۸
|
|
۲۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۸

پشت‌صحنه امامی پرنگ‌تر می‌شود!

پشت‌صحنه امامی پرنگ‌تر می‌شود!
تصویر محمد امامی با لباس فرم زندان در دادگاه‌های رسیدگی به پرونده فساد مالی بانک سرمایه و صندوق ذخیره فرهنگیان، هنوز از حافظه افکار عمومی پاک نشده است که چند وقتی است زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که حکایت از اتفاقی عجیب و تأمل‌برانگیز دارد.

به گزارش مجله خبری نگار، تصویر محمد امامی با لباس فرم زندان در دادگاه‌های رسیدگی به پرونده فساد مالی بانک سرمایه و صندوق ذخیره فرهنگیان، هنوز از حافظه افکار عمومی پاک نشده است؛ دادگاه‌هایی که در نهایت به صدور حکم سنگین ۲۰ سال حبس، رد مال و انفصال از خدمات دولتی برای او منجر شد و به نظر می‌رسید نقطه پایانی بر امپراتوری این تهیه‌کننده در سینما و شبکه نمایش خانگی باشد. اما چند وقتی است زمزمه‌هایی به گوش می‌رسد که حکایت از اتفاقی عجیب و تأمل‌برانگیز دارد؛ امامی در سکوت خبری به صحنه بازگشته است. ردپای او این روز‌ها نه در راهرو‌های دادگاه و زندان که در اتاق‌فکر‌های پلتفرم‌ها و پروژه‌های سینمایی دیده می‌شود. شنیده‌ها حاکی است که او در حال به دست گرفتن مالکیت یک پلتفرم نمایش خانگی است و هم‌زمان روی دو پلتفرم دیگر نیز نفوذ و نظارت دارد. ماجرا، اما به پلتفرم‌داری ختم نمی‌شود؛ حضور غیررسمی او به عنوان مشاور در پروژه‌های پرهزینه و دورخیزش برای تولید فیلم در جشنواره فجر امسال، این سؤال بزرگ را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد؛ مگر دوره محکومیت سنگین او به پایان رسیده است؟ امامی دقیقاً از جان فرهنگ چه می‌خواهد و چه جریانی در سایه، در‌های اقتصاد هنر را دوباره به روی او باز کرده است؟

فعلاً ۵ سریال و یک سینمایی

بررسی روند انتشار اخبار نشان می‌دهد که حضور یا گمانه‌زنی‌ها پیرامون نقش‌آفرینی محمد امامی، محدود به یک اثر یا یک حوزه خاص نیست، بلکه دامنه آن به چندین پروژه بزرگ و کلیدی در رسانه‌ها کشیده شده است. در حوزه سریال‌سازی، طبق اخبار و گزارش‌های تازه‌ای که در رسانه‌های مختلف منتشر شده، نام محمد امامی به حدود ۵ سریال جدید گره خورده است؛ پروژه‌هایی که بخش مهمی از اخبار تولیدات آینده شبکه نمایش خانگی را تشکیل می‌دهند و خبر‌های مربوط به آنها تقریباً هر روز در فضای رسانه‌ای به گوش می‌رسد. نکته حائز اهمیت در این میان، حضور کارگردانان برجسته و نام‌آشنای سینما و تلویزیون در رأس برخی از این پروژه‌هاست. همکاری یا ارتباط این سریال‌ها با چهره‌های سرشناس فیلم‌سازی نشان می‌دهد که آثار مذکور از حجم سرمایه‌گذاری بالایی برخوردار بوده و جزء پروژه‌های سنگین و پرمخاطب بازار تصویر محسوب می‌شوند.

از سوی دیگر، پای این اخبار تنها به شبکه نمایش خانگی محدود نمانده و به پروژه‌های سینمایی نیز کشیده شده است. بر اساس اخبار منتشرشده، تاکنون حداقل یک پروژه سینمایی مذهبی به‌طور مشخص با نام او پیوند خورده است. این اثر سینمایی در حال حاضر مراحل اولیه ساخت خود را می‌گذراند و وارد فاز پیش‌تولید شده است. شروع پیش‌تولید این فیلم، نشان‌دهنده گستردگی جریانی است که نه‌تنها بر حوزه سریال‌سازی، بلکه بر سینمای بلند داستانی نیز سایه انداخته است. انتشار روزافزون این اخبار، موجی از حساسیت‌ها، تحلیل‌ها و واکنش‌ها را میان اهالی رسانه، فعالان عرصه تصویر و مخاطبان ایجاد کرده است. اگرچه ابعاد دقیق این ارتباط‌ها و نوع حضور (اعم از سرمایه‌گذاری، مشاوره یا نقش‌آفرینی‌های دیگر) همچنان موضوع بحث و گمانه‌زنی است، اما گره خوردن نام او با کارگردانان مشهور و پروژه‌های متعدد، جریان خبری مهمی را شکل داده که می‌تواند بر معادلات ساخت و عرضه در صنعت تصویر تأثیرگذار باشد.

ضرر‌های ورود چراغ خاموش پول مشکوک به نمایش خانگی

نمایش خانگی در سال‌های اخیر توانسته است جهشی بی‌سابقه را تجربه کند. به اذعان مدیران پلتفرم‌های اصلی، این عرصه به‌ویژه در روز‌های سخت بحران کرونا و تلاطم‌های ناشی از جنگ توانست گردش مالی قابل‌توجهی را نسبت به سایر بستر‌های رسانه‌ای برای خود خلق کند و بیش از هر زمان دیگری به معیار‌های یک «صنعت» واقعی و سودآور نزدیک شود. این دستاورد اگرچه در نگاه اول نشان‌دهنده ظرفیت بالای اقتصاد تصویر در جلب مخاطب است، اما هم‌زمان یک سؤال بنیادین و حیاتی را پیش روی آینده این بازار قرار می‌دهد؛ آیا سنتی که قرار است اساس یک صنعت نوپا را شکل دهد، بر پایه شفافیت استوار است یا پول‌های پرابهام؟ نگاهی به زیست‌بوم اقتصادی سینما و نمایش خانگی نشان می‌دهد که خطری بزرگ در زوایای تاریک این رشد شتابان پنهان شده است. آیا این صنعت نوپا می‌خواهد از همین ابتدای مسیر، ریشه‌های خود را با پول‌های شبهه‌دار، چرخه مالی ناسالم و حضور چهره‌های صاحب‌سابقه در مفاسد اقتصادی تغذیه کند؟ تجربه صنایع گوناگون ثابت کرده است تن‌دادن به سرمایه‌های بادآورده و بی‌شناسنامه، شاید در کوتاه‌مدت ظاهر پروژه‌ها را فاخر و ویترین آنها را پرزرق‌وبرق جلوه دهد، اما در درازمدت چیزی جز سست کردن پی و پایه‌های آن به همراه ندارد. تزریق چنین پول‌هایی به بدنه نمایش خانگی، دقیقاً مصداق «بناکردن خانه روی آب» است؛ بنایی که با اولین تکانه نظارتی یا موج حقوقی، به‌یک‌باره فرو خواهد ریخت.

در این میان، بازگشت چراغ خاموش و ورود مجدد چهره‌ای مانند محمد امامی با کارنامه‌ای مشخص در پرونده‌های فساد مالی کلان، تنها یک مسئله فردی یا صنفی ساده نیست. حضور چنین افرادی می‌تواند کل صنعت نمایش خانگی را با ریسک نظام‌مند و جدی مواجه کند. زمانی که سرمایه‌گذاری با سوابق سنگین اقتصادی به یکی از بازیگران یا مشاوران کلیدی جریان تولید تبدیل می‌شود، کل اعتبار مالی، قانونی و حتی مشروعیت فرهنگی این صنعت در خطر قرار می‌گیرد. این روند نه‌تنها به اعتماد سرمایه‌گذاران سالم و شناسنامه‌دار لطمه می‌زند، بلکه کل مجموعه را در معرض برخورد‌های قاطع قضایی و نوسانات ویرانگر آینده قرار می‌دهد.

در چنین شرایط حساسی، سکوت تشکل‌ها و نهاد‌های مدنی این حوزه بیش از هر زمان دیگری نامفهوم و آسیب‌زاست. مجموعه‌هایی نظیر «انجمن تولیدکنندگان نمایش خانگی» که مسئولیت صیانت از سلامت حرفه‌ای و آینده این بازار را بر عهده دارند، نمی‌توانند در برابر این نفوذ تدریجی نقش تماشاگر را ایفا کنند. وقت آن رسیده است که این نهاد‌ها صریحاً درباره خط‌مشی، چهارچوب‌های جذب سرمایه و برنامه‌های خود برای صیانت از آینده این صنعت سخن بگویند. پاسخ به این پرسش که قرار است آینده نمایش خانگی با چه معیار‌هایی ساخته شود؟ تعویق‌پذیر نیست؛ زیرا تغذیه یک صنعت نوپا از سرچشمه‌های آلوده، پیش از آنکه آن را به بلوغ برساند، زمینه‌ساز فروپاشی کامل آن خواهد شد.

امامی دقیقاً چه می‌خواهد؟

در نهایت تمامی این فکت‌ها، خبر‌ها و گمانه‌زنی‌ها ما را به یک سؤال کلیدی و بنیادی بازمی‌گرداند؛ محمد امامی دقیقاً از عرصه فرهنگ و هنر چه می‌خواهد؟ فرهنگ و شبکه نمایش خانگی برای چنین افرادی بیش از هر چیز کارکرد «تطهیرسازی» و «خرید مشروعیت اجتماعی» دارد. سینما و تصویر، ویترینی جذاب برای پرده‌پوشی بر سوابق تاریک مالی، بازسازی اعتبار آسیب‌دیده و نفوذ در لایه‌های نخبگانی و رسانه‌ای جامعه است. در واقع، هنر در این رویکرد به ابزاری برای «چهره‌شویی» تبدیل می‌شود؛ جایی که می‌توان پشت زرق‌وبرق تولیدات فاخر و نام کارگردانان بزرگ پنهان شد و افکار عمومی را نسبت به گذشته تاریک خود دچار آلزایمر کرد.

اما پرسش مهم‌تر از اهداف امامی متوجه ساختار فرهنگی، صنف‌ها و نهاد‌های نظارتی است؛ چرا و با چه منطقی دوباره به او اعتماد می‌شود؟ آیا حافظه تاریخی اهالی هنر و مدیران تصمیم‌گیر آن‌قدر کوتاه است که تبعات ورود پول‌های پرابهام به عرصه سینما و برهم‌خوردن مناسبات اقتصادی آن را فراموش کرده‌اند؟ مگر محکومیت سنگین ۲۰ساله او به اتمام رسیده که امروز این‌گونه آزادانه در اتاق‌فکر‌های هنری، تصمیم‌گیری پروژه‌ها و هدایت مالی چندین سریال و اثر سینمایی نقش‌آفرینی می‌کند؟ اگر حکم قضایی در حال اجراست، یک محکوم مفاسد اقتصادی کلان با چه مجوزی اجازه یافته در حساس‌ترین عرصه هویت‌ساز و رسانه‌ای کشور دست به جریان‌سازی بزند؟

منبع: فرهیختگان-عاطفه جعفری

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر