کد مطلب: ۱۱۰۱۰۲۴
|
|
۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۸

سرمایه مردمی؛ رمز بقا و اقتدار جمهوری اسلامی

سرمایه مردمی؛ رمز بقا و اقتدار جمهوری اسلامی
راز ماندگاری و پیروزی جمهوری اسلامی ایران، فراتر از تجهیزات نظامی و محاسبات سیاسی، در پیوند ناگسستنی میان مردم و نظام نهفته است. این «سرمایه اجتماعی» که بر پایه اعتماد، امید و باور شکل گرفته، در بحرانی‌ترین لحظات تاریخ—از ترور‌های سال‌های نخست انقلاب و جنگ تحمیلی تا تحریم‌های سخت—به عنوان ستون اصلی امنیت ملی عمل کرده و هر بار محاسبات دشمن برای فروپاشی کشور را با شکست مواجه ساخته است.

به گزارش مجله خبری نگار، اگر کسی بخواهد راز ماندگاری جمهوری اسلامی ایران را در چهار دهه گذشته جست‌و‌جو کند، شاید ده‌ها عامل سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی را فهرست کند؛ اما مرور تاریخ یک پاسخ روشن‌تر پیش روی او می‌گذارد.

سرمایه‌ای به نام مردم

فارس - خط رهبری: گاهی تاریخ را نه در میدان‌های نبرد، که در لحظه‌هایی باید خواند که همه چیز برای فروپاشی یک ملت مهیا به نظر می‌رسد؛ لحظه‌هایی که دشمن، همه محاسباتش را بر پایه ترس، تردید و گسستن پیوند مردم با حاکمیت بنا کرده است. در چنین بزنگاهی، آنچه سرنوشت کشور‌ها را رقم می‌زند، نه حجم تسلیحات، نه حجم تحریم‌ها و نه اتاق‌های فکر قدرت‌های بزرگ؛ بلکه سرمایه‌ای است که نه در خزانه‌ها نگهداری می‌شود و نه در آمار‌های اقتصادی قابل اندازه‌گیری است. سرمایه‌ای به نام «مردم».

اگر کسی بخواهد راز ماندگاری جمهوری اسلامی ایران را در چهار دهه گذشته جست‌و‌جو کند، شاید ده‌ها عامل سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی را فهرست کند؛ اما مرور تاریخ یک پاسخ روشن‌تر پیش روی او می‌گذارد. هر جا مردم ایستاده‌اند، بزرگ‌ترین بحران‌ها به فرصت تبدیل شده و هر جا دشمن برای شکستن این پیوند برنامه‌ریزی کرده، با شکست روبه‌رو شده است. شاید به همین دلیل است که رهبر شهید انقلاب مهم‌ترین دارایی یک نظام را نه منابع طبیعی و نه تجهیزات نظامی بلکه این حقیقت دانستند که: «بزرگترین ثروت براى یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند.» ۱۳۸۸/۱۰/۱۹ این گزاره، فقط یک توصیه سیاسی نیست؛ خلاصه‌ای از تجربه تاریخی جمهوری اسلامی ایران است.

راز عبور از بحران‌ها

سال‌های نخست انقلاب را به یاد بیاوریم. هنوز ساختار‌های جدید شکل نگرفته بود. کشور با موجی از ترور، ناامنی و فعالیت گروهک‌های مسلح روبه‌رو بود. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از یاران انقلاب، انفجار دفتر نخست‌وزیری و شهادت شهید رجایی و باهنر، تنها حذف چند مسئول عالی‌رتبه نبود؛ طراحی یک پروژه برای فروپاشی نظامی بود که هنوز در آغاز راه قرار داشت. تصور دشمن این بود که با ترور رأس مدیریت کشور، بدنه جامعه نیز متلاشی خواهد شد. اما محاسبه، یک متغیر اساسی را نادیده گرفته بود؛ مردم.

در همان روز‌هایی که ترور قرار بود امید را از جامعه بگیرد، میلیون‌ها نفر با حضور در خیابان‌ها، پیام دیگری مخابره کردند؛ پیامی که نشان می‌داد رابطه مردم با انقلاب، پیوند ناگسستنی است که با ترور از بین نمی‌رود. از همان‌جا روشن شد که امنیت جمهوری اسلامی ایران تنها بر ستون‌های نهاد‌های امنیتی استوار نیست؛ ستون اصلی، مردم است.

چند سال بعد، همین حقیقت در میدان دیگری آزموده شد. جنگ تحمیلی هشت ساله، صرفاً یک تجاوز نظامی نبود؛ تلاشی برای وادار کردن مردم به فاصله گرفتن از نظام بود. دشمن گمان می‌کرد فشار اقتصادی، بمباران شهر‌ها و طولانی شدن جنگ، جامعه را خسته و ناامید خواهد کرد. اما آنچه معادله را تغییر داد، حضور مردمی بود که جبهه را از خانه‌های خود جدا نمی‌دیدند. از اعزام داوطلبان گرفته تا پشتیبانی خانواده‌ها، از کمک‌های مردمی تا تحمل سختی‌ها، همه نشان داد که دفاع از کشور، تنها مأموریت نیرو‌های مسلح نبود؛ اراده یک ملت بود.

پس از پایان جنگ نیز این چرخه متوقف نشد. هر بار که کشور با بحرانی تازه روبه‌رو شد، همان پرسش قدیمی دوباره مطرح شد: آیا می‌توان پیوند مردم و نظام را گسست؟ در فتنه‌ها، آشوب‌ها، فشار‌های خارجی، جنگ روانی، تحریم‌های فلج‌کننده و عملیات پیچیده رسانه‌ای، هدف مشترک یک چیز بود؛ تضعیف سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران. زیرا طراحان این پروژه به‌خوبی می‌دانستند تا زمانی که مردم پشتوانه نظام باشند، هیچ ابزار دیگری کارآمد نخواهد بود: «علت این که دشمن تاکنون نتوانسته به این کشور و نهضت آسیبى وارد کند، همین است که مردم پشتوانه‌ى واقعى انقلابند.» ۱۳۷۳/۱۱/۲۸ این همان حلقه اتصال همه مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی ایران است؛ حلقه‌ای که از سال‌های نخست انقلاب تا امروز، بار‌ها آزموده شده و هر بار خود را بازسازی کرده است.

عامل اصلی پیروزی ایران

در ادبیات علوم اجتماعی، از سرمایه اجتماعی به‌عنوان مهم‌ترین پشتوانه دوام نظام‌های سیاسی یاد می‌شود. سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، مشارکت، احساس تعلق و باور به آینده مشترک. هر اندازه این سرمایه تقویت شود، توان یک جامعه برای عبور از بحران‌ها نیز افزایش می‌یابد. تجربه جمهوری اسلامی ایران نیز دقیقاً همین واقعیت را تأیید می‌کند. آنچه دشمن در بسیاری از محاسبات خود نادیده گرفته، همین ظرفیت اجتماعی بوده است. رهبر شهید انقلاب نیز بار‌ها این پیوند را منشأ اصلی اقتدار ایران دانسته‌اند: «نظام جمهورى اسلامى متکى به مردم است و مردم هم با ایمان و روحیه و اعتقاد خود به این نظام علاقه‌مند و دلبسته‌اند و از آن دفاع مى‌کنند؛ این حقیقت در طول این سال‌ها فهمیده شد.» ۱۳۸۲/۰۲/۲۲

از همین منظر است که امید، به یک مؤلفه امنیت ملی تبدیل می‌شود. جامعه‌ای که به آینده خود امیدوار باشد، در برابر جنگ روانی مقاوم‌تر است؛ جامعه‌ای که به مسئولان و ساختار‌های خود اعتماد داشته باشد، در برابر عملیات رسانه‌ای آسیب‌پذیری کمتری خواهد داشت. به همین دلیل، امام شهید میان حضور مردم و امید، رابطه‌ای مستقیم برقرار می‌کنند: «عامل اصلى پیروزى ما، در صحنه بودن مردم است؛ عامل در صحنه بودن مردم، امید و اطمینان آنهاست.» ۱۳۸۹/۰۶/۲۵

این همان نقطه‌ای است که بسیاری از تحلیل‌های صرفاً سیاسی از درک آن بازمی‌مانند. قدرت جمهوری اسلامی ایران پیش از آنکه در تجهیزات دفاعی یا توان دیپلماتیک خلاصه شود، در رابطه‌ای نهفته است که میان مردم، نظام و رهبری شکل گرفته است؛ همان الگویی که در ادبیات انقلاب اسلامی از آن با عنوان پیوند «امت و امامت» یاد می‌شود. رابطه‌ای که نه با اجبار بلکه با اعتماد و باور متقابل استمرار یافته است.

بر همین اساس، فشار‌های خارجی نیز بیش از آنکه متوجه زیرساخت‌های اقتصادی یا نظامی باشند، این پیوند را هدف می‌گیرند. زیرا دشمن می‌داند اگر این سرمایه حفظ شود، سایر ابزار‌های فشار نیز کارایی خود را از دست خواهند داد: «نظامی که متکی به مردم است، مخالفینش هرچه از لحاظ امنیتی و نظامی و ثروت و اقتصاد و ... قوی‌تر باشند، نمیتوانند این نظام را متزلزل کنند.» ۱۳۸۸/۱۰/۲۹

شاید به همین دلیل باشد که هر بار دشمن از تشدید فشار‌ها سخن گفته، مردم صحنه دیگری آفریده‌اند؛ صحنه‌ای که همه محاسبات را تغییر داده است. این حضور، گاهی در جبهه‌های جنگ بوده، گاهی در خیابان‌های شهر، گاهی در مشارکت‌های اجتماعی و گاهی در بدرقه کسانی که جان خود را برای امنیت و عزت این سرزمین تقدیم کرده‌اند.

از سوگواری تا نمایش اقتدار

تشییع میلیونی امام شهید را باید در همین چارچوب فهمید. این تشییع، تنها آیین سوگواری نبود؛ نمایش عینی سرمایه اجتماعی و بازتولید همان پیوند تاریخی بود که جمهوری اسلامی ایران را از گردنه‌های دشوار عبور داده است. در تشییع امام شهید، جامعه فقط با رهبر شهید انقلاب وداع نمی‌کرد؛ بلکه بار دیگر نسبت خود را با آرمان‌ها، هویت ملی و رهبری اعلام می‌کرد.

در این لحظات است که آن صدای واحد، از میلیون‌ها دل و میلیون‌ها قدم شکل می‌گیرد؛ صدایی که نه در مرز‌های جغرافیا محصور می‌شود و نه در هیاهوی رسانه‌ای گم: «جمهوری اسلامی متکی به دل‌های میلیون‌ها انسان است. وقتی صدای واحدی از حنجره‌ی ده‌ها میلیون انسان با قدرت ادا میشود، این سخن قابل محو شدن نیست؛ امواج این سخن در دنیا باقی میماند و ماندگار میشود.» ۱۳۸۸/۱۱/۳۰

شاید راز ماندگاری جمهوری اسلامی ایران را باید همین‌جا جست‌و‌جو کرد؛ نه فقط در قدرت دفاعی، نه صرفاً در محاسبات سیاسی و نه تنها در سازوکار‌های حکمرانی بلکه در سرمایه‌ای که طی دهه‌ها آزمون‌های سخت، بار‌ها خود را اثبات کرده است. سرمایه‌ای که هر بار دشمن گمان کرده رو به افول است، در صحنه‌ای تازه خود را آشکار کرده و همه محاسبات را بر هم زده است. تاریخ جمهوری اسلامی ایران را می‌توان با نام جنگ‌ها، تحریم‌ها و بحران‌ها روایت کرد؛ اما روایت دقیق‌تر، تاریخ مردمی است که هر بار در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، پشت نظام و رهبر خود ایستادند و اجازه ندادند دشمن، این پیوند را از هم بگسلد؛ پیوندی که راز بقا، اقتدار و تداوم این سرزمین است.

منبع: فارس
برچسب ها: ایران جامعه مردم
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر