کد مطلب: ۱۰۸۸۷۲۸
|
|
۱۷ تير ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۹

حلوای خرما، قیمه نجفی

حلوای خرما، قیمه نجفی
من در شیرینی فروشی عمویم کار می‌کنم. عمو صبح یک عکس بزرگ از آقا گذاشتند جلوی شیرینی فروشی. با اینکه مغازه ما در لوکس‌ترین خیابان نجف است، اما عمو همیشه در فریادزدن باورهایش با کسی رودربایستی ندارد. مادرم ظهر زنگ زد و گفت: «هرچی حلوا خرمایی توی مغازه هست بیار خانه مهمان داریم.»

به گزارش مجله خبری نگار،  من در شیرینی فروشی عمویم کار می‌کنم. عمو صبح یک عکس بزرگ از آقا گذاشتند جلوی شیرینی فروشی. با اینکه مغازه ما در لوکس‌ترین خیابان نجف است، اما عمو همیشه در فریادزدن باورهایش با کسی رودربایستی ندارد. مادرم ظهر زنگ زد و گفت: «هرچی حلوا خرمایی توی مغازه هست بیار خانه مهمان داریم.»

 پدرم گوسفند‌ها را سربریده و برای مهمان‌های تشییع قیمه نذری آماده کرده بود تا قیمه نجفی بپزد. شب مرد‌های فامیل خانه ما جمع می‌شوند. تا صبح نمی‌خوابند و با گوشت‌کوب‌های بزرگ چوبی نخود و گوشت را می‌کوبند. قیمه نجفی را ما هرسال عاشورا و اربعین می‌پزیم. امسال پدرم گفت: «اکو زائر عزیز من الرضا جای!» مهمان عزیزی از طرف امام رضا داریم. برای همین بساط قیمه را توی حیاط پهن کرد، سه تا دیگ خورشت و ده تا دیگ برنج بار گذاشتیم.

راوی: حنین از نجف

📝 فاطمه‌سادات موسوی

برچسب ها: عراق عزاداری
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر