کد مطلب: ۱۰۶۴۲۹۲
|
|
۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۶

تلاش امارات برای دور زدن تنگه هرمز از مسیر سوریه

تلاش امارات برای دور زدن تنگه هرمز از مسیر سوریه
امارات متحده عربی با هدف کاهش وابستگی راهبردی به تنگه هرمز، سرمایه‌گذاری‌های کلانی را در زیرساخت‌های بندری، مخابراتی و اقتصادی سوریه آغاز کرده است. پروژه مدیریت ۳۰ ساله بندر طرطوس و حضور در بندر لاذقیه، بخشی از راهبرد ابوظبی برای اتصال خلیج‌فارس به دریای مدیترانه و ایجاد مسیر‌های جایگزین تجاری است تا آسیب‌پذیری اقتصاد خود را در برابر تحولات ژئوپلیتیکی منطقه کاهش دهد.

به گزارش مجله خبری نگار، تحولات اخیر منطقه بار دیگر یک واقعیت ژئوپلیتیکی را برای امارات آشکار کرد؛ اینکه علی‌رغم سرمایه‌گذاری گسترده در بنادر، کریدور‌های تجاری و شبکه‌های لجستیکی، اقتصاد و تجارت، این کشور همچنان به تنگه هرمز وابسته است. از همین رو، تلاش جدید ابوظبی برای ورود گسترده به سوریه و سواحل مدیترانه با هدف ایجاد مسیر‌های جایگزین به‌جای تنگه هرمز، بیش از آنکه یک راه‌حل عملی باشد، بازتابی از نگرانی راهبردی امارات نسبت به موقعیت ژئوپلیتیکی و قدرت ایران است.

جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پیامد‌های امنیتی آن، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در محاسبات راهبردی کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات، محسوب می‌شود. در جریان این تحولات، ابوظبی بیش از هر زمان دیگری با این واقعیت مواجه شد که بخش عمده تجارت خارجی، صادرات انرژی و موقعیت اقتصادی آن همچنان به امنیت تنگه هرمز گره خورده است.

امارات طی دو دهه گذشته تلاش کرده خود را به‌عنوان قطب تجارت، سرمایه‌گذاری و لجستیک منطقه معرفی کند، اما جنگ اخیر آمریکا در منطقه و پاسخ‌های کوبنده ایران به مبادی حمله به خاک خود، و در ادامه ناامن شدن تنگه هرمز و تقویت نقش ایران در معادلات امنیتی آن، نشان داد که این کشور همچنان در برابر تحولات ژئوپلیتیکی خلیج فارس آسیب‌پذیر است. از نگاه تصمیم‌گیران اماراتی، اعمال کنترل و مدیریت امنیتی تنگه هرمز از سوی ایران می‌تواند مستقیماً بر اقتصاد و جریان تجارت خارجی این کشور اثر بگذارد.

همین واقعیت موجب شده است که ابوظبی به دنبال مسیر‌های جایگزین برای کاهش وابستگی راهبردی خود به تنگه هرمز باشد؛ راهبردی که امروز یکی از مهم‌ترین جلوه‌های آن را می‌توان در سرمایه‌گذاری‌های گسترده امارات در سوریه مشاهده کرد.

سوریه؛ حلقه مفقوده راهبرد جدید امارات

امارات دیگر سوریه را صرفاً یک بازار بازسازی پس از جنگ نمی‌بیند. در نگاه ابوظبی، سوریه به یک گره ژئوپلیتیکی تبدیل شده است که می‌تواند خلیج فارس را به مدیترانه و بازار‌های اروپا متصل کند.

در این چارچوب، سرمایه‌گذاری در بنادر، زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی، مخابرات و خدمات مالی سوریه بخشی از یک راهبرد کلان برای ایجاد مسیر‌های جایگزین تجارت و انرژی محسوب می‌شود.

مهم‌ترین پروژه امارات در این زمینه، قرارداد ۸۰۰ میلیون دلاری شرکت «موانئ دبی» برای توسعه بندر طرطوس است. بر اساس توافق اعلام‌شده، این شرکت برای مدت ۳۰ سال مدیریت و توسعه بخش‌هایی از این بندر راهبردی را برعهده خواهد داشت. طرطوس برای امارات صرفاً یک بندر تجاری نیست، بلکه حلقه‌ای از زنجیره نفوذ دریایی این کشور از خلیج فارس تا شرق مدیترانه محسوب می‌شود.

در کنار طرطوس، بندر لاذقیه نیز به یکی دیگر از کانون‌های حضور امارات تبدیل شده است. افزون بر این، شرکت‌هایی همچون «اعمار»، «ایگل هیلز» و دیگر مجموعه‌های سرمایه‌گذاری اماراتی وارد پروژه‌های چندمیلیارد دلاری بازسازی شهری، توسعه زیرساخت‌ها و پروژه‌های ساحلی سوریه شده‌اند.

اما شاید مهم‌ترین بخش حضور امارات، ورود به زیرساخت‌های ارتباطی و داده‌ای سوریه باشد. سرمایه‌گذاری در پروژه‌های فیبر نوری، شبکه‌های مخابراتی، زیرساخت‌های مالی و سامانه‌های پرداخت، ابوظبی را به بازیگری تأثیرگذار در اقتصاد دیجیتال سوریه تبدیل می‌کند؛ حوزه‌ای که ارزش ژئوپلیتیکی آن در جهان امروز کمتر از بنادر و خطوط انرژی نیست.

ابعاد امنیتی؛ فراتر از اقتصاد

سرمایه‌گذاری امارات در سوریه صرفاً یک پروژه اقتصادی نیست. پس از توافقات ابراهیم، همکاری ابوظبی و تل‌آویو از سطح روابط اقتصادی فراتر رفته و ابعاد امنیتی، اطلاعاتی و فناوری نیز پیدا کرده است.

از همین رو، بخشی از تحلیلگران منطقه‌ای معتقدند حضور امارات در بنادر، شبکه‌های لجستیکی، زیرساخت‌های ارتباطی و مالی سوریه می‌تواند به شکل غیرمستقیم امکان دسترسی گسترده‌تری به داده‌های تجاری و اطلاعات راهبردی منطقه را فراهم کند.

در چنین شرایطی، بنادر و زیرساخت‌های ارتباطی دیگر تنها مراکز اقتصادی نیستند، بلکه به ابزار‌های نفوذ ژئوپلیتیکی و امنیتی تبدیل شده‌اند. به‌ویژه آنکه امارات در سال‌های اخیر نقش واسطه میان دمشق و تل‌آویو را نیز برعهده گرفته و تلاش کرده است جایگاه خود را در معادلات جدید سوریه تثبیت کند.

از رؤیا تا واقعیت؛ آیا امارات می‌تواند از هرمز عبور کند؟

با وجود همه این سرمایه‌گذاری‌ها، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا امارات واقعاً قادر است وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهد؟

واقعیت آن است که ایده دور زدن هرمز موضوع تازه‌ای نیست. طی دو دهه گذشته کشور‌های مختلف عربی بار‌ها پروژه‌های متعددی برای کاهش وابستگی به این گذرگاه راهبردی مطرح کرده‌اند، اما هیچ‌یک نتوانسته‌اند جایگزینی کامل برای آن ایجاد کنند.

- نخستین مانع، واقعیت ژئوپلیتیکی منطقه است. جمهوری اسلامی ایران بار‌ها اعلام کرده است هر نقطه‌ای که منشأ اقدام علیه امنیت ملی ایران باشد، در چارچوب حق دفاع مشروع می‌تواند مورد پاسخ قرار گیرد. از این منظر، انتقال بخشی از زیرساخت‌های لجستیکی یا انرژی به سوریه لزوماً به معنای خروج از محیط امنیتی پیرامون ایران نخواهد بود.

- مانع دوم، عامل زمان است. پروژه‌هایی از جنس طرطوس، لاذقیه و کریدور‌های جدید انرژی و حمل‌ونقل، پروژه‌هایی چندساله و حتی چنددهه‌ای هستند. قرارداد ۳۰ ساله بندر طرطوس خود نشان می‌دهد که امارات برای دستیابی به اهداف موردنظرش نیازمند یک افق زمانی بلندمدت است؛ بنابراین این طرح‌ها در کوتاه‌مدت نمی‌توانند وابستگی فعلی اقتصاد امارات به هرمز را از میان ببرند.

-، اما مهم‌ترین چالش، وابستگی اجتناب‌ناپذیر این مسیر‌ها به دریای سرخ و تنگه باب‌المندب است. هرگونه اتصال پایدار میان خلیج فارس و مدیترانه، ناگزیر از عبور از شبکه دریایی دریای سرخ خواهد بود؛ منطقه‌ای که در سال‌های اخیر تحت تأثیر معادلات یمن قرار داشته است.

یمن بار‌ها اعلام کرده است که هرگونه استفاده از دریای سرخ در راستای اهداف اسرائیل یا علیه محور مقاومت را تحمل نخواهد کرد. این جنبش پیش‌تر نیز توانایی خود در هدف قرار دادن امارات را نشان داده است. حملات موشکی و پهپادی به ابوظبی در ژانویه ۲۰۲۲ و تهدید‌های مکرر علیه زیرساخت‌های اقتصادی امارات، این پیام را منتقل کرد که باب‌المندب نیز همانند هرمز می‌تواند به یک گلوگاه ژئوپلیتیکی تعیین‌کننده تبدیل شود.

در نتیجه، اگر هرمز برای امارات یک چالش راهبردی محسوب می‌شود، جایگزین احتمالی آن نیز با چالش‌های امنیتی مشابه و حتی پیچیده‌تر مواجه خواهد بود.

نتیجه‌گیری

تحرکات گسترده امارات در سوریه را باید بخشی از تلاش این کشور برای مدیریت یک آسیب‌پذیری بنیادین دانست؛ آسیب‌پذیری ناشی از وابستگی اقتصاد و تجارت امارات به تنگه هرمز.

ابوظبی با سرمایه‌گذاری در بنادر سوریه، زیرساخت‌های ارتباطی، شبکه‌های مالی و پروژه‌های عمرانی در پی آن است که بخشی از تجارت و نفوذ اقتصادی خود را به شرق مدیترانه منتقل کند و مسیر‌های جایگزینی برای آینده بسازد. با این حال، واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه نشان می‌دهد که فاصله قابل توجهی میان این هدف و تحقق آن وجود دارد.

سوریه شاید بتواند بخشی از نگرانی‌های امارات را کاهش دهد، اما نمی‌تواند جایگزین فوری هرمز باشد. اجرای این پروژه‌ها به سال‌ها زمان، میلیارد‌ها دلار سرمایه و ثبات سیاسی پایدار نیاز دارد. از سوی دیگر، مسیر‌های جایگزین نیز خود به گلوگاه‌های جدیدی همچون باب‌المندب و دریای سرخ وابسته‌اند.

از این منظر، سرمایه‌گذاری امارات در سوریه بیش از آنکه نشانه رهایی از هرمز باشد، اعترافی غیرمستقیم به اهمیت ماندگار این گذرگاه راهبردی و جایگاه تعیین‌کننده ایران در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه است؛ واقعیتی که همچنان بر محاسبات امنیتی و اقتصادی ابوظبی سایه افکنده است.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر