کد مطلب: ۱۰۵۷۷۵۴
|
|
۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۰

ایران، تو بلندبالایی به قامت نماز مادرانه‌ام

ایران، تو بلندبالایی به قامت نماز مادرانه‌ام
نه مثل قالی کرمانی که در حوض ماهی‌ات نماز بخوانیم، نه عطر چای لاهیجان که در جادوی شالیزارانت حس سبز جنگل را نفس بکشیم، نه آبی خزری ...

به گزارش مجله خبری نگار، کمال شفیعی، شاعر و نویسنده کودک و نوجوان:

🔺نه مثل قالی کرمانی که در حوض ماهی‌ات نماز بخوانیم، نه عطر چای لاهیجان که در جادوی شالیزارانت حس سبز جنگل را نفس بکشیم، نه آبی خزری، نه عطر دامان پاک مادر، نه آب‌های نیلگون خلیج فارسی که در سماع نخل‌ها، دستان پینه‌بستۀ پدر را شیرینی رطب می‌بخشی، نه استواری دماوندی و نه سپیده‌دم خراسان؛ نه، اینها برای از تو گفتن کم هستند. تو همۀ اینهایی و بسیار بیشتر از اینها. تو ایرانی؛ وطنی و وطن.

🔺تو شکوه پرواز پرندگان بر پهنۀ بیکران خلیج همیشۀ پارسی و عظمت نامتناهی عشق و صبوری هزاران سال تمدنی. تو شکوه شاهنامه‌ای و عرفان غزل‌های مولانا؛ تو حکمت ابن‌سینایی و سرخ‌جامۀ شهیدانی در تصنیف «مرغ سحر». تو بلندبالایی به قامت نماز مادرانه‌ام، استوار به عظمت پایمردی پدرانی که از بام تا شام عشق تو را زمزمه می‌کنند.

🔺ایرانم! تو قلب تپندۀ جهانی و شکوه آفرینشی در قلب زمین هستی؛ سمفونی شگفت کارونی و غزل مثنوی سپیدرود، نگاره‌های تخت‌جمشیدی و صبح‌های باغ‌های نیشابور. با این همه، تو را چه باید گفت وقتی در پیراهن کلمات نمی‌گنجی؟ تو ایرانی و تا ابد جاودان؛ سینه‌ات گنجینۀ هزاران شهید است و نامت همیشه در تاریخ خواهد ماند؛‌ای بزرگ،‌ای بهترین سرزمین آزادگان و شرزه‌شیران،‌ای ایران.

برچسب ها: شاعر نویسنده
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر