کد مطلب: ۱۰۵۱۷۶۱
|
|
۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۳

لیورپول هنوز کامل نشده؛ آیا اشلوت پروژه‌اش را به نتیجه می‌رساند؟

لیورپول هنوز کامل نشده؛ آیا اشلوت پروژه‌اش را به نتیجه می‌رساند؟
آرنه اشلوت این روز‌ها در لیورپول درگیر چیزی بزرگ‌تر از یک نتیجه است؛ او درگیر یک فرایند است.

به گزارش مجله خبری نگار، آرنه اشلوت این روز‌ها در لیورپول درگیر چیزی بزرگ‌تر از یک نتیجه است؛ او درگیر یک فرایند است. فرایندی که نه با یک پیروزی کامل می‌شود و نه با یک تساوی از بین می‌رود. بازی مقابل چلسی فقط یک آینه بود؛ آینه‌ای که نشان داد اشلوت هنوز در مرحله‌ای است که تیمش را می‌سازد، نه این‌که از آن بهره‌برداری کند. لیورپول زیر نظر او هنوز در حال شکل گرفتن است، و همین شکل‌گیری است که گاهی تیم را شکننده، گاهی ناهماهنگ و گاهی غیرقابل‌پیش‌بینی می‌کند.

اشلوت مربی‌ای نیست که با یک بازی قضاوت شود. او از همان روز اول با پروژه‌ای روبه‌رو شد که شامل تغییر سبک، تغییر نقش‌ها، تغییر ذهنیت و حتی تغییر هویت تیم بود. لیورپولِ او قرار نیست نسخهٔ کپی‌شدهٔ دوران کلوپ باشد. قرار است تیمی باشد که با مالکیت، با گردش توپ، با کنترل فضا و با ساختار جدید دفاعی بازی کند. اما ساختن چنین تیمی زمان می‌خواهد، و این زمان همان چیزی است که در بازی‌هایی مثل چلسی خودش را نشان می‌دهد.

وقتی کرتیس جونز در پست غیر تخصصی قرار گرفت و چلسی بار‌ها از همان سمت ضربه زد، این فقط یک اشتباه تاکتیکی نبود؛ نشانه‌ای بود از این‌که اشلوت هنوز در مرحلهٔ آزمون و خطاست. هنوز دنبال ترکیبی می‌گردد که هم با ایده‌هایش هماهنگ باشد و هم با کیفیت بازیکنانش. این مرحلهٔ میانی همیشه سخت‌ترین بخش کار یک مربی است؛ جایی که تیم نه کاملاً شکل گرفته و نه کاملاً بی‌نظم است. جایی که هر تصمیم می‌تواند هم درست باشد و هم اشتباه، چون هنوز همه‌چیز در حال تغییر است.

در صحنهٔ گل چلسی، وقتی خاکپو در محوطهٔ جریمه بی‌خبر ماند و فوفانا از مقابلش عبور کرد، این فقط ضعف یک بازیکن نبود؛ نشانه‌ای بود از این‌که تیم هنوز در جزئیات دفاعی به بلوغ نرسیده. تیمی که در فرایند است، معمولاً در همین جزئیات ضربه می‌خورد. در لحظه‌هایی که نیاز به هماهنگی کامل دارد، هماهنگی‌ای که هنوز ساخته نشده.

اما در کنار این ضعف‌ها، نشانه‌های امید هم هست. تیم اشلوت در نیمهٔ دوم دوباره خودش را پیدا کرد، موقعیت ساخت، تیر دروازه را لرزاند و بازی را به دست گرفت. این بازگشت‌ها، این واکنش‌ها، این توانایی برای دوباره ساختن جریان بازی، همان چیز‌هایی است که نشان می‌دهد فرایند در مسیر درست حرکت می‌کند. تیمی که فرایند ندارد، بعد از خوردن گل فرو می‌ریزد. تیم اشلوت فرو نریخت؛ فقط کامل نبود.

اشلوت مربی‌ای است که تیمش را از بیرون نمی‌سازد؛ از درون می‌سازد. از ذهنیت بازیکنان، از نقش‌های جدید، از ساختار‌هایی که شاید امروز جواب ندهند، اما فردا تبدیل به ستون‌های اصلی تیم شوند. این مسیر همیشه با تردید همراه است، همیشه با نقد، همیشه با فشار. اما مربیانی که تیم می‌سازند، همیشه از دل همین فشار‌ها بیرون می‌آیند.

تساوی مقابل چلسی یک هشدار بود، اما یک شکست نبود. یک علامت بود، نه یک حکم. لیورپول هنوز در مسیر کسب سهمیه است، اما تیمی که در مسیر است، باید یاد بگیرد در لحظه‌های سخت فرو نریزد و در جزئیات دقیق‌تر شود. اشلوت هنوز مربی‌ای است که دارد تیمش را شکل می‌دهد؛ تیمی که اگر این فرایند کامل شود، می‌تواند دوباره خطرناک باشد.

این فصل برای اشلوت فصل نتیجه نیست؛ فصل ساختن است؛ و ساختن همیشه پر از لرزش، اشتباه و لحظه‌های سخت است.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر