کد مطلب: ۱۰۴۲۲۷۳
|
|
۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۰
خبری که در حالت عادی کسی متوجهش نمی‌شد

آیا کیفیت فرشید باقری با رقم قراردادش می‌خواند؟

آیا کیفیت فرشید باقری با رقم قراردادش می‌خواند؟
در شرایط عادی فوتبال ایران، خبر محکومیت باشگاه فولاد خوزستان به پرداخت حدود ۸.۵ میلیارد تومان (۸۵ میلیارد ریال) به باشگاه مس رفسنجان بابت رضایت‌نامه فرشید باقری، احتمالاً خیلی زود بین اخبار نقل‌وانتقالات و حواشی روزانه گم می‌شد.

به گزارش مجله خبری نگار، در شرایط عادی فوتبال ایران، خبر محکومیت باشگاه فولاد خوزستان به پرداخت حدود ۸.۵ میلیارد تومان (۸۵ میلیارد ریال) به باشگاه مس رفسنجان بابت رضایت‌نامه فرشید باقری، احتمالاً خیلی زود بین اخبار نقل‌وانتقالات و حواشی روزانه گم می‌شد. شاید چند خط در سایت‌ها می‌آمد و سریع فراموش می‌شد. اما حالا که جنگ اقتصاد کشور را درگیر خودش کرده، لیگ برتر متوقف است و توجه عمومی به مسائل مالی باشگاه‌ها بیشتر شده، چنین خبر‌هایی ناگهان وزن بیشتری پیدا می‌کنند. دیگر نمی‌شود به راحتی از کنار آن گذشت، چون نشان‌دهنده عمق همان بحران ساختاری است که حتی بدون جنگ هم وجود داشت.

سؤال اصلی اینجاست: آیا بازیکنی مثل فرشید باقری) هافبک دفاعی ۳۳ ساله برای یک فصل واقعاً ارزش این رقم را دارد؟ این مبلغ فقط بخش رضایت‌نامه بوده و هزینه‌های قرارداد، حقوق ماهانه و پاداش‌ها هنوز جداگانه روی دوش باشگاه می‌نشیند. در بازار فعلی فوتبال ایران، جایی که بسیاری از باشگاه‌ها با مشکلات نقدینگی شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند، پرداخت چنین رقمی برای یک بازیکن میان‌رده که معمولاً نقش تخریب‌کننده و پوشش‌دهنده دارد، نیاز به توجیه خیلی قوی دارد.

فرشید باقری بازیکنی با تجربه است و در تیم‌هایی مثل استقلال و مس رفسنجان سابقه بازی دارد، اما عملکردش در فولاد خوزستان آن‌قدر درخشان نبود که حتی نیمی از این هزینه را توجیه کند. او بیشتر به عنوان بازیکنی قابل اعتماد و جنگنده شناخته می‌شود تا ستاره‌ای تأثیرگذار که بتواند جریان بازی را تغییر دهد. آمار گل و پاس گل او در فصل‌های اخیر نشان می‌دهد که تأثیر هجومی‌اش محدود است و ارزش افزوده‌اش بیشتر در کار‌های دفاعی خلاصه می‌شود. وقتی باشگاه‌هایی مثل فولاد که خودشان در بحران مالی هستند، چنین مبالغی را برای جذب بازیکن خرج می‌کنند، این سؤال جدی مطرح می‌شود که ارزیابی کیفیت فنی و تأثیر واقعی بازیکن بر اساس چه معیار‌هایی انجام شده؟ آیا فقط نام و سابقه کافی است یا باید خروجی ملموس روی زمین دیده شود؟

این نوع تصمیم‌گیری‌ها دقیقاً بخشی از همان مشکلی است که قبلاً به آن اشاره کردیم: فوتبال ایران حتی در زمان آرامش هم مدل درستی برای هزینه‌کردن نداشت. باشگاه‌ها به جای سرمایه‌گذاری هوشمند روی استعداد‌های جوان از تیم‌های پایه، هنوز به خرید‌های گران‌قیمت و گاهی غیرضروری روی می‌آورند که بازگشت سرمایه‌اش تضمین‌شده نیست. حالا که شرایط جنگی فشار مالی را چند برابر کرده، چنین محکومیت‌ها و بدهی‌ها مثل زخمی تازه روی بدن باشگاه‌های وابسته به بودجه دولتی ظاهر می‌شوند.

راه‌حل واقعی همچنان در دل خود فوتبال است. به جای تکرار این چرخه، باید از سال آینده اولویت را به آکادمی‌ها و تیم‌های پایه بدهیم تا هزینه جذب بازیکن کاهش پیدا کند، خون تازه به تیم‌ها تزریق شود و فوتبال به آینده‌اش امیدوارتر باشد. خبر‌هایی مثل محکومیت میلیاردی فولاد، در این روز‌ها بیشتر از همیشه به ما یادآوری می‌کنند که مدل فعلی ناکارآمد است و تغییر باید از درون شروع شود.

سوال آخر اینکه فولادی که روزگاری در تیم‌های پایه‌اش، مبعلی‌ها و علوی‌ها و کلاه‌کج‌ها را پرورش می‌داد چرا به چنین روزگاری افتاده؟ آیا همین هزینه صرف استعدادیابی می‌شد مفیدتر نبود؟

منبع: فرهیختگان-هومن جعفری

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر