کد مطلب: ۱۰۳۸۵۲۰
|
|
۳۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۳

سوگند به آن دلهره سنگینی که در دل کودکان می‌لرزد

سوگند به آن دلهره سنگینی که در دل کودکان می‌لرزد
سوگند به لرز پنهان دل‌های کوچک، آنگاه که آسمان می‌غرد، سوگند به سؤال‌های بی‌پایان کودکانه شان که پاسخش نه در توان عقل پدران است و نه در آغوش مادران، به تپش‌های بی‌قرار و کوچک قسم، که هر بار صدایی بر آسمان می‌گذرد، در سینه‌های لرزانشان گم می‌شود و در آغوش خانواده پناه می‌جویند.

به گزارش مجله خبری نگار، جنگ فقط یک رویداد در مرز‌ها و نقشه‌ها نیست؛ فاجعه‌ای است که بی‌خبر، در قلب خانه‌ها فرود می‌آید، در صدای شکستن سکوت شب‌ها، نگاه‌های مضطرب مادرانی که نمی‌دانند آینده چه رنگی خواهد بود، و در دست‌های کوچکی که دنبال امنیتی می‌گردند که دیگر شبیه گذشته نیست.

جنگ، بی‌رحم‌ترین سایه‌ای است که می‌تواند بر سرنوشت کودکان، زنان و خانواده‌ها گسترده شود؛ سایه‌ای که نه تنها خانه‌ها بلکه آرامش، رؤیا‌ها و امنیت عاطفی یک نسل را در خود فرو می‌برد.

دخترک خردسال تا امروز ۲ جنگ را پشت سر گذاشته است؛ یک‌بار جنگ ۱۲ روزه و حالا نیز پس از ۴۰ روز آتش و دلهره، تازه از دل یک آتش‌بس کوتاه سر برآورده است. هر روز، شاید ده‌ها بار، سؤالش را تکرار می‌کند؛ همان سؤالِ کوچکِ سنگینی که در صدایش لرزش یک جهان ترس نهفته است.

فرقی نمی‌کند مادر چه بگوید، یا پدر چگونه توضیح دهد؛ هیچ پاسخی در او آرامش نمی‌نشاند. باز می‌پرسد و باز می‌پرسد؛ پرسیدنی که ریشه در تشویش پنهانی دارد که در دل کودکانه‌اش رخنه کرده است؛ "جنگ دوباره شروع میشه؟ "

سوگند به دلهره کودکان، به سؤال‌های پی‌درپی‌شان در تاریکی شب‌ها، کنار پنجره‌هایی که هنوز در سایه صدا‌های آشنا و ناآشنای آسمان می‌لرزند.

وسوگند به آن تپش‌های ناتوان و کوچک که هر بار صدایی بر فراز سرمان می‌گذرد، در آغوشمان پناه می‌گیرند؛ موسمِ گذرِ جنگنده‌ها از بالای خانه‌هایی که روزی پر از خنده بود، و حالا هر صدای بلند، لبخند‌ها را از گوشه لب کودکان پس می‌زند.

جنگ بدترین واقعه‌ای است که می‌تواند بر سرنوشت جایی فرود آید، بلایی که نه فقط ساختمان‌ها بلکه آرامش، خواب و امنیتِ عاطفی کودکان را ویران می‌کند.

چرا زیباترین پاسخ‌ها هم آرامشان نمی‌کند؟ چرا حتی آغوش مادر هم برای خاموش کردن ترسشان کافی نیست؟ کودکانی که هنوز آن‌قدر خردسالند که نباید در عمر کوتاه‌شان نه یک‌بار، نه دوبار، بلکه چندین‌بار سایه سهمگین جنگ را بر فراز خانه‌های خود با تمام وجود لمس کنند.

کاش شاعر بودم؛ شعری می‌نوشتم از زیبایی صلح، از آغوش بی‌هراس، از آسمانی که روی سر کودکان صاف و آبی بماند.

کاش دیپلمات بودم؛ ظریف‌ترین واژه‌ها، دقیق‌ترین نگاه‌ها و هرآنچه از گفت‌و‌گو و سازش می‌دانستم را خرج می‌کردم تا سایه جنگ از سرشان کنار برود.

کاش بتن بودم؛ آهن بودم، سنگری بودم که میان کودکان و هرآنچه هراس‌انگیز است قد علم کند؛ سدی بلندتر از تمام آوار‌هایی که روزی بر سر معصومیتشان فروریخته است

کاش فقط کاش می‌توانستیم دنیا را چنان بسازیم که کودکان سرزمینمان، روزی از ما نپرسند: «جنگ دوباره شروع میشه؟».

اما پشت این پرسش‌های بی‌پایان کودکانه، زخمی پنهان‌تر نهفته است که نگاه دل‌نگران پدر و مادر کافی نیست تا عمقش را بفهمد، برای دانستن اینکه این ترس‌های تکرارشونده چه بر جان یک کودک می‌گذارد، باید از زبان کسی شنید که سال‌ها با روان لطیف و شکننده کودکان سر و کار داشته است.

روان‌شناسان کودک در این‌باره معتقدند وقتی کودکی یک واقعه تهدیدکننده را بیش از یک‌بار تجربه می‌کند، ذهن او تلاش می‌کند معنای آن را بفهمد؛ اما، چون توان تحلیل ندارد، پرسش را تکرار می‌کند.

این تکرار نه از کنجکاوی، بلکه از تلاش بی‌وقفه مغز برای یافتن امنیت است، کودک با سؤال کردن می‌خواهد مطمئن شود خطر برنمی‌گردد و وقتی پاسخی نمی‌یابد که در احساسش اثر بگذارد، سؤال دوباره زنده می‌شود. این بازگشت مکرر پرسش، در واقع بازگشت ترس است.

علی کرمی، روان‌شناس بالینی، درباره تاثیر جنگ بر سلامت روان کودکان گفت: کودکان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در دوران جنگ هستند و علاوه بر خطرات جسمی، پیامد‌های روانی جنگ می‌تواند سال‌ها بر زندگی آنها سایه بیندازد، کودکان دنیای امن را زمانی احساس می‌کنند که والدین کنارشان باشند و نیازهای‌شان برآورده شود، اما جنگ این امنیت را فرو می‌ریزد و حس‌های خوب را با غم و استرس جایگزین می‌کند.

به گفته وی، کودکان در چنین فضایی نگران از دست دادن مراقبانشان هستند و این موضوع برای آنها به معنای تهدید بقاست، کودکان اضطراب را در رفتار بزرگسالانی که درگیر حفظ بقا هستند به‌خوبی تشخیص می‌دهند و در آنها به شکل کابوس، بدخوابی، نگرانی مداوم و حتی حملات وحشت‌زدگی بروز می‌کند.

کرمی افزود: صدا‌های بلند، انفجار، آژیر خطر، رفتار‌های مضطرب بزرگسالان، مواجهه با خشونت، شنیدن اخبار ناراحت‌کننده و از دست رفتن فعالیت‌های آموزشی و تفریحی، همگی می‌تواند تنش روانی شدیدی ایجاد کند و حتی منجر به اختلال استرس پس از سانحه شود؛ اختلالی که پیامد‌های بلندمدت بر عملکرد تحصیلی، اجتماعی و عاطفی کودک دارد.

وی ادامه داد: ترس‌ها و تنش‌های ناشی از جنگ بر جنبه‌های روانی، جسمی، رفتاری و هیجانی کودک اثر می‌گذارند و ممکن است باعث کاهش عزت‌نفس، کاهش اعتماد به دیگران، انزوای اجتماعی، گوش‌به‌زنگ بودن دائمی، حساسیت بیش از حد، اختلال خواب و غذا و حتی رفتار‌های پرخاشگرانه شوند.

این روان شناس بالینی با بیان اینکه دیدن چنین علائمی باید برای والدین یک هشدار جدی باشد، توصیه کرد: خانواده‌ها در صورت مشاهده نشانه‌های نگران‌کننده، هرچه سریع‌تر به روان‌شناس یا مشاور کودک مراجعه کنند.

کرمی درباره کاهش استرس در کودکان نیز اظهار داشت: فعالیت‌های سرگرم‌کننده، بازی و هنر، ایجاد فضای آرام، گفت‌وگوی صادقانه و ساده، مشاوره روان‌شناسی و آموزش مهارت‌هایی مانند تنفس عمیق می‌تواند به آرامش کودکان کمک کند.

وی تاکید کرد: گفت‌و‌گو درباره جنگ باید با دقت انجام شود؛ والدین باید به چهره کودک نگاه کنند، با دقت گوش دهند، اطلاعات را بدون جزئیات خشونت‌آمیز منتقل کنند و به کودک اطمینان دهند که در کنارش هستند.

کرمی با بیان اینکه استفاده از داستان و بازی برای توضیح موضوعات پیچیده موثر است و به حفظ روال روزانه به کودک احساس ثبات می‌دهد بر ضرورت محدود کردن مواجهه کودکان با اخبار و تصاویر ناراحت‌کننده تاکید کرد.

این روان‌شناس گفت: آنچه کودکان در زمان جنگ تجربه می‌کنند، آینده روانی و اجتماعی آنان را شکل می‌دهد و اگر امروز برای سلامت روان کودکان اقدامی نشود، آثار آن در آینده به شکل اختلال در روابط، تحصیل، احساس امنیت و حتی نگاه آنان به انسانیت و صلح نمایان خواهد شد.

منبع: ایرنا
برچسب ها: کودکان امنیت بقا
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر