کد مطلب: ۹۷۴۴۳۰
|
|
۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۴

تمرکز روی آرزو‌ها یا ترس‌ها؛ کدام یک آرامش می‌آفریند؟

تمرکز روی آرزو‌ها یا ترس‌ها؛ کدام یک آرامش می‌آفریند؟
یک مشاور خانواده، علت بروز ناامیدی و اضطراب را ناشی از خودانتقادگری شدید دانست و گفت: در این وضعیت، انگیزه‌های فرد بیرونی می‌شود و مدام نگران تنبیه یا در جست‌وجوی پاداش بیرونی است. این افراد همواره بر جلوگیری از ضرر، اجتناب از شکست و موانع تمرکز دارند و حتی در لحظات خوشی نیز به‌صورت ناخودآگاه، با افکار منفی باعث ترشح کورتیزول و ایجاد اضطراب می‌شوند.

به گزارش مجله خبری نگار،  زینب قدیری مشاور خانواده با اشاره به رویکرد‌های اخیر روان‌درمانی و ساختار فیزیولوژیک بدن انسان، اظهار کرد: به‌طور کلی، تمرکز بر امید‌ها و توانمندی‌ها بسیار مؤثرتر از تمرکز بر ترس‌ها و کمبودهاست. تمرکز بر جاذبه‌های هیجانی مثبت و دوست‌داشتنی‌ها به‌جای خواستنی‌ها، منجر به بهبود حال درونی فرد می‌شود.

وی با تشریح تأثیر تمرکز بر احساس امنیت، امید و اشتیاق برای یادگیری، گفت: زمانی که فرد بر خودِ آرمانی و کسی که دوست دارد باشد تمرکز می‌کند و کمال‌گرایی منفی و تصویرسازی‌های شکست‌خورده را کنار می‌گذارد، سیستم عصبی پاراسمپاتیک به‌صورت خودکار فعال می‌شود. این سیستم مسئول آرامش، استراحت و هضم در بدن است و در این حالت، شبکه‌های مغزی با همدلی، تفکر خلاق و دیدگاه کل‌نگر فعالیت می‌کنند.

این مشاور خانواده که در رادیو صحبت می‌کرد، با بیان اینکه در وضعیت تمرکز بر خودِ آرمانی، انگیزه‌ها درونی و خودجوش می‌شوند، افزود: در این حالت، حتی اگر مشکلات محیطی مانند تورم و نوسانات اقتصادی به سیستم عصبی حمله کنند، فرد همچنان ارزش‌های درونی خود را حفظ می‌کند. در مقابل، اگر تمرکز فرد بر خودِ بایستی یا تصویری باشد که دیگران از او انتظار دارند، سیستم عصبی سمپاتیک و مکانیزم جنگ و گریز فعال شده و ترشح هورمون کورتیزول و اضطراب افزایش می‌یابد.

وی با تأکید بر اینکه ناامیدی و اضطراب ناشی از خودانتقادگری شدید است، تصریح کرد: در این وضعیت، انگیزه‌های فرد بیرونی می‌شود و مدام نگران تنبیه یا در جست‌وجوی پاداش بیرونی است. این افراد همواره بر جلوگیری از ضرر، اجتناب از شکست و موانع تمرکز دارند و حتی در لحظات خوشی نیز به‌صورت ناخودآگاه، با افکار منفی باعث ترشح کورتیزول و ایجاد اضطراب می‌شوند.

در ادامه، سعید معیدفر- جامعه‌شناس و استاد دانشگاه با اشاره به زندگی گذشتگان در اجتماعات کوچک بیان کرد: در گذشته تقریباً همه‌چیز برای فرد از پیش تعیین شده بود؛ شغل، ازدواج و محل زندگی مشخص بود و فرد درگیر تب‌وتاب و استرس‌های شدید برای ساختن آینده نمی‌شد. اما دوران مدرن با ویژگی گستردگی همراه است که در آن، جوامع کوچک در کلان‌شهر‌ها ادغام شده و انسان‌ها در انبوه جمعیت گم می‌شوند.

وی با تصریح بر اینکه این گم‌گشتگی و سرگشتگی، ویژگی ذاتی جامعه مدرن است، گفت: برخلاف گذشته، امروز فرد باید همه‌چیز، از جمله شغل، تحصیلات و جایگاه اجتماعی را شخصاً کسب کند که این امر فشار و استرس زیادی را تحمیل می‌کند. حال اگر کارکرد‌های جامعه بزرگ در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز دچار اختلال باشد، فرد با بحران‌های عمیقی مواجه می‌شود.

این استاد دانشگاه در مصاحبه‌ای با رادیویی، با انتقاد از سیستم آموزشی و سیاست‌های توسعه شهری، اظهار کرد: نظام تعلیم و تربیت ما به‌شدت فردگرایی را تقویت می‌کند و افراد را در رقابت حذفی با یکدیگر قرار می‌دهد. همچنین، سیاست‌های توسعه شهری غلط باعث شده که هویت‌های محله‌ای از بین بروند. در گذشته، مهاجران به شهر‌های بزرگ، محله‌های خاص خود را می‌ساختند و هویت جمعی داشتند، اما اکنون شهرک‌سازی‌ها و برج‌سازی‌ها این هویت‌ها را نابود کرده است.

وی راهکار برون‌رفت از این وضعیت را احیای پیوند‌های اجتماعی دانست و تأکید کرد: تنها توصیه روان‌شناختی به فرد برای تغییر کافی نیست، زیرا اگر فرد به جامعه، گروه دوستان و همسایگان وصل نباشد، نمی‌تواند حال خوبی داشته باشد. سیاست‌ها باید از بالا به پایین تغییر کنند و زمینه مشارکت شهروندان در اداره محله و امور اجتماعی فراهم شود.

معیدفر با اشاره به اینکه کمک به دیگران، در واقع کمک به احیای خود فرد است، خاطرنشان کرد: ما باید سیاست‌های توسعه نهاد‌های مدنی و انجمن‌ها را در دستور کار قرار دهیم و سیاست‌های شهرسازی را از فردمحوری خارج کنیم تا بتوانیم مجدداً فرصت‌های زیست اجتماعی و هویت جمعی را تقویت کنیم؛ در غیر این صورت، فرد در انزوا و اضطراب باقی خواهد ماند.

منبع: ایسنا
برچسب ها: درمان روان
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر