کد مطلب: ۱۸۵۳۰۷
|
|
۰۲ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۴:۲۱

علت فروپاشی جمهوریت در افغانستان

علت فروپاشی جمهوریت در افغانستان
یک پژوهشگر مسائل افغانستان با تشریح عوامل و دلایل اتفاقات رخ داده در افغانستان گفت: هر نظام سیاسی که با تکیه بر نیرو‌های خارجی ساخته شود، فرو می‌پاشد.

به گزارش مجله خبری نگار، حمید عزیزی  درباره دلایل و عوامل تحولات افغانستان و قدرت گیری طالبان گفت: دلیل اصلی فروپاشی در افغانستان این بود که جمهوریت به پایان عمر خود در افغانستان نزدیک شده بود.

وی تصریح کرد: اگر نگاهی به میزان مشارکت مردم در چهار انتخابات ریاست جمهوری بیست ساله گذشته بیاندازیم این مساله کاملا مشخص می‌شود. با احتساب آراء واقعی، آراء باطل و آراء تقلبی در تمامی دوره ها، در سال ۱۳۸۳ که جمعیت افغانستان ۱۹ میلیون تخمین زده میشد، فقط ۴۲.۷۸ درصد از مردم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند. در سال ۱۳۸۸ با جمعیت تخمینی ۲۳میلیون و ۴۰۰هزار نفر فقط ۲۰.۶۱ درصد مشارکت وجود داشته که ریزش شدیدی در سطح مشارکت را نشان می‌دهد. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۳ با وجود اینکه آقایان اشرف غنی و عبدالله سعی کردند با شعار‌های متعصبانه مردم را تشویق به مشارکت در انتخابات کنند، اما با جمعیت تخمینی ۲۷میلیون و ۷۹۸هزار نفر، فقط ۲۵.۸۳ درصد مشارکت صورت گرفت و نهایتا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ که جمعیت کشور ۳۳میلیون تخمین زده میشد، فقط ۵.۵۲درصد مردم افغانستان با احتساب آراء تقلبی و آراء باطل در انتخابات شرکت داشتند. این روند ریزش در سطح مشارکت مردم در انتخابات خود زمینه ساز فروپاشی جمهوریت در افغانستان شد.

این پژوهشگر مسائل افغانستان همچنین بیان کرد: طبق آمار‌ها و روند نزولی مشارکت مردم در انتخابات‌های ریاست جمهوری به خوبی آشکار بود که سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ نقطه‌ای است که مشارکت به صفر می‌رسد و جمهوریت به نقطه پایان خود خواهد رسید. اتفاقا در سال‌های گذشته این انتظار می‌رفت و من شخصا در آبان سال گذشته در برنامه تلویزیونی گفته بودم که سال بعد این موقع طالبان در کابل خواهند بود. دلیلش این بود که جمهوریت تقریبا هیچ کدام از انتظاراتی را که مردم افغانستان داشتند، نتوانست برآورده کند و به جای آن سطح ناامنی، آدم ربایی، فساد اداری، کاهش حاکمیت دولت، تعصبات در درون ساختار و منفعت طلبی شخصی و... در حال افزایش بود.

وی افزود: اصلا آنچه که به عنوان دموکراسی برای مردم افغانستان شعار می‌دادند، با آنچه که عمل می‌کردند تفاوت داشت. تحت عنوان حقوق زنان، برهنگی و آوازخوانی را ترویج می‌کردند، به عنوان آزادی بیان تابو‌های جامعه را می‌شکستند و به دین و اعتقادات مردم حمله می‌کردند، در قالب انتخابات دقیقا انتصابات انجام می‌گرفت. به نام بازار آزاد، گروه‌های مافیایی را حاکم بر ثروت و رزق جامعه کردند. به نام رسانه‌های آزاد در ۲۴ساعت شبانه روز فقط پخش موسیقی، سریال‌های مبتذل ترکیه‌ای و همچنین نفرت پراکنی و تعمیق بخشیدن به تعصبات در کنداکتور برنامه‌ها بود. طبیعی است که با اعتقادات، انتظارات و روحیات مردم افغانستان همخوانی نداشته و بزودی جامعه آن را پس می‌زند. در همان ابتدا که جمهوریت با مدل بمب افکن‌های بی۵۲ آمریکایی به افغانستان آورده شد، و درشرایطی که طالبانی وجود نداشت، میزان مشارکت طوری بود که نیمی از مردم افغانستان را با خود نداشت. (مشارکت در انتخابات سال ۱۳۸۳ فقط ۴۲.۷۸درصد با احتساب آراء تقلبی و باطل).
عزیزی در ادامه اظهار کرد: این روند ریزش مشارکت مردم تا جایی ادامه داشت که دیگر تقریبا هیچ کسی حاضر نبود برای دفاع از این ساختار خود را به خطر بیندازد، چه برسد به اینکه برای دفاع از آن بجنگد. انتظارات مردم برآورده نمی‌شد، فساد در درجه اعلی در سیستم حکومتی وجود داشت و برای ساده‌ترین امورات اداری باید رشوه پرداخت می‌شد، در حالی که مردم در نتیجه آدم ربایی ها، زورگیری ها، انفجارات، بیکاری و فقر شدید و... قربانی می‌شدند، مسئولین حکومتی در قصرهایشان در رفاه و امنیت بودند. گروه‌های مافیایی بر تمام امورات مردم مسلط شده بودند و حتی برخی از همین مسئولین حکومتی سردسته آن‌ها بودند.

این پژوهشگر مسائل افغانستان یاد آور شد: حتی استاندارانی که در ولایات مختلف روی کار می‌آمدند یا از خارج از افغانستان آمده بودند که هیچ آشنایی با شرایط افغانستان نداشتند و یا وابسته به گروه‌های مسلح و مافیایی بودند که برای حفظ جان خود و پایداری درآمدی شان اقدام به برقراری ارتباط با طالبان می‌کردند و برای حفظ جان و منافع خود باج پرداخت می‌کردند. این مسئله باعث می‌شد طالبان در سطح بسیار وسیعی نفوذ خود را تقویت کنند. به همین خاطر دیدیم که عملا هیچ نیرویی در مقابل طالبان ایستادگی نکرد.

عزیزی همچنین ابراز داشت: شیخ عبدالحکیم دلاور مفتی طالبان یکماه پیش در کنفرانس مسکو گفته بود که از طریق نظامی طی دو هفته می‌توانیم افغانستان را تصرف کنیم، اما دیدیم که آن‌ها طی ۹ روز کل افغانستان را گرفتند، در می‌یابیم که طالبان به فروپاشی و گسیختگی درونی در داخل جمهوریت آگاه بودند. حتی اشرف غنی و مسئولین نظامی که شعار‌های سرسختانه‌ای می‌دادند بلافاصله فرار کردند، طالبان هنوز وارد کابل نشده بودند که شایعه‌ی ورود آن‌ها باعث فروپاشی سیستم در پایتخت شد. اشرف غنی، معاونینش و تمامی مسئولین حکومتی هم براساس همین شایعه‌ها فرار کردند و این نشان می‌دهد که اعتماد در درون نظام تا چه اندازه ضعیف بود که طالبان هنوز وارد شهر کابل نشده اند و فقط شایعه‌ی حضور آن‌ها مطرح شده، اما مسئولین حکومتی همگی فرار می‌کنند. دیدیم که هیچکدام از مسئولین نظامی و غیرنظامی هیچگونه مقاومت گروهی و حتی فردی هم نکردند.

وی اظهار کرد: از طرف دیگر با نابسامانی‌های سال‌های گذشته و سیل مهاجرت‌ها به خارج، فقط کسانی برای نظام باقی مانده بودند که جایی در قدرت داشتند و آن جایگاه را یا با تعصبات قومی بر مبنای حق قوم و یا با پول بدست آورده بودند و بیشتر به عنوان یک منصب برای کسب درآمد به آن نگاه می‌کردند. امروز می‌دیدند که جنگیدن باعث می‌شود منافع آینده و درآمد‌های گذشته شان به خطر بیفتد، به همین خاطر به جای جنگیدن تصمیم گرفتند فرار کنند و جان و دارایی‌های منقول خود را نجات بدهند و همچنین با نجنگیدن فعلی خود، احتمال حضور مجدد در گوشه‌ای از قدرت را برای خود محفظ نگهدارند.

این پژوهشگر مسائل افغانستان با بیان این که «هر نظام سیاسی که با تکیه بر نیرو‌های خارجی ساخته شود، فرو می‌پاشد» گفت: نظام سیاسی که در سال ۲۰۰۱ در افغانستان ایجاد شد، اتکای آن بر کمک‌های مالی خارجی و نیرو‌های نظامی آمریکا و ناتو بود و کاهش این کمک‌ها و حمایت‌ها مطمئنا باعث ضعیف‌تر شدن نظام سیاسی می‌شد. نظام سیاسی که از درون نیز بشدت بیمار شده بود. دونالد ترامپ دوسال پیش مذاکراتی را با طالبان آغاز کرد که نتیجه احتمالی آن خروج نیرو‌های آمریکایی از افغانستان متصور بود. آقای اشرف غنی به جای اینکه روی انسجام درونی و نیروی داخلی افغانستان کار کند، تلاش کرد تا از طریق تخریب پروسه مذاکرات و جلوه دادن آن به عنوان ابزار کمپین انتخاباتی ترامپ، جلوی خروج نیرو‌های خارجی را بگیرد و قدرت و نظام را بوسیله‌ی نیرو‌های خارجی حفظ کند. به همین خاطر بشدت علاقه‌مند بود که بایدن در آمریکا روی کار بیاید تا پروسه صلح کمپینی ترامپ را لغو کند. اما وقتی بایدن روی کار آمد، پروسه ترامپ را با شدت بیشتر و سریعتر به پیش برد

وی افزود: زمانی که اشرف غنی و عبدالله عبدالله سفری به واشنگتن داشتند و مورد بی مهری بایدن قرار گرفتند، متوجه شدند که در جبهه جمهوریت، بازی تمام است و آن‌ها دیگر حمایت آمریکا و نیرو‌های خارجی را ندارند. این باعث شد که آن‌ها هر کدام به دنبال راه فرار از افغانستان باشند. دیدیم که مشاور وزارت خارجه افغانستان چند روز پیش بیان داشت که آقای اشرف غنی سه روز قبل از فرار از افغانستان، پاسپورت سیاسی خود را از وزارت خارجه درخواست کرده بود.

عزیزی همچنین اظهار کرد: جبهه‌های جنگی که در حال شکل گیری هستند اگر با تکیه بر نیرو‌های خارجی ساخته شوند، ممکن است در کوتاه مدت منابع زیادی دریافت کنند و پیشرفت‌هایی نیز حاصل کنند، اما محکوم به شکست و فروپاشی هستند. تاریخ معاصر افغانستان، منطقه و جهان شاهد این مدعاست.

این پژوهشگر مسائل افغانستان در مورد فعالیت‌های احمد مسعود در جبهه مقابل طالبان در پنجشیر نیز گفت: به اعتقاد من او فردی بی تجربه است که مورد استفاده یک سری افراد و سازمان‌ها قرار دارد، باید در نظر داشته باشد که با درخواست کمک از آمریکا و غرب نمی‌توان در افغانستان موفق شد. تجربه بیست سال گذشته بهترین چراغ راه است. جنگ راه حال نیست و هیچکس از طریق جنگ نمیتواند به منفعت مطلوب دست پیدا کند. احمد مسعود چند روز پیش در مقاله‌ی خود در واشنگتن پست ادعا کرده بود که برای ارزش‌های غربی می‌جنگد و برای دفاع از غرب در مقابل تروریسم می‌جنگد، او می‌جنگد تا جوانان بتوانند رقص و پایکوبی کنند. این اظهارات ناپختگی او را نشان می‌دهد. در حالیکه آمریکایی‌ها در حال فرار هستند، به جای اینکه با این شعار‌ها آنهارا تشویق به بازگشت می‌کند، باید روی نیروی داخلی سرمایه گذاری می‌کرد. افغان‌ها را هیچ نیروی خارجی نمیتواند بطور دائمی مغلوب کند، این را تاریخ افغانستان نشان داده است. افغان‌ها را فقط افغان‌ها می‌توانند مغلوب کند.

منبع: ایسنا
برچسب ها: افغانستان
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر