کد مطلب: ۱۰۳۲۱۳۸
|
|
۲۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۷
همه منتظر جدایی او هستند

اشلوت در لیورپول آینده‌ای ندارد!

اشلوت در لیورپول آینده‌ای ندارد!
شکست دو بر صفر لیورپول در پاریس فقط یک باخت دیگر در فهرست طولانی ناکامی‌های این فصل نبود؛ نشانه‌ای بود از فروپاشی فلسفهٔ مربی‌ای که یک سال تمام از زیبایی فوتبال حرف زد و حالا در مهم‌ترین شب فصل، به همان چیز‌هایی پناه برد که همیشه تحقیرشان می‌کرد.

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان-هومن جعفری: شکست دو بر صفر لیورپول در پاریس فقط یک باخت دیگر در فهرست طولانی ناکامی‌های این فصل نبود؛ نشانه‌ای بود از فروپاشی فلسفهٔ مربی‌ای که یک سال تمام از زیبایی فوتبال حرف زد و حالا در مهم‌ترین شب فصل، به همان چیز‌هایی پناه برد که همیشه تحقیرشان می‌کرد. آرنه اشلوت پیش از بازی گفته بود آن‌قدر ضربه خورده‌اند که حتی فرصت توضیح همهٔ مشکلات در یک نشست خبری نیست، اما آنچه در پارک دو پرنس رخ داد، از جنس مشکل نبود؛ از جنس تسلیم بود. تیمی که چهار روز قبل برابر منچسترسیتی فرو ریخته بود، این‌بار حتی تلاش هم نکرد که بازی را در اختیار بگیرد. مالکیت ۲۴ درصدی، بدون حتی یک شوت در چارچوب و اتلاف وقت در ۱۰ دقیقهٔ نخست، تصویری بود که هیچ شباهتی به تیم قهرمان فصل گذشته نداشت.

اهمیت این شکست از آن‌جا بیشتر می‌شود که اشلوت بار‌ها بازی فصل قبل برابر پاریس را «اوج فوتبال» خود توصیف کرده بود؛ مسابقه‌ای که در آن لیورپول با شجاعت، سرعت و پرس هماهنگ، برابر بهترین تیم اروپا ایستاد. اما همین مربی که از فوتبال باز و جریان‌دار دفاع می‌کرد، در پاریس تیمش را با ۵ مدافع، بدون محمد صلاح و با ذهنیتی کاملاً تدافعی به زمین فرستاد. او که همیشه از نفرتش نسبت به اتکای بیش از حد به ضربات ایستگاهی و پرتاب‌های بلند گفته بود، حالا در همان دقایق ابتدایی، تیمش را وادار کرده بود زمان را تلف کند و توپ را با پرتاب‌های بلند به محوطهٔ پاریس بفرستد. این تغییر ناگهانی نه یک تصمیم تاکتیکی، بلکه اعترافی تلخ به ناتوانی بود.

شکاف میان دو تیم نسبت به فصل گذشته عمیق‌تر شده است. لیورپول با وجود هزینهٔ سنگین تابستان گذشته، نه سرعت لازم را دارد، نه تنوع تاکتیکی و نه اعتمادبه‌نفس. خرید‌هایی که قرار بود پاسخ لیورپول به پویایی مدافعان کناری پاریس باشند، حالا خودشان به نقطه‌ضعف تبدیل شده‌اند. ترکیب ۳ دفاعه‌ای که اشلوت برای نخستین بار امتحان کرد، نه‌تنها تیم را مستحکم‌تر نکرد، بلکه باعث شد ویرجیل فان‌دایک در ۳۴ سالگی مجبور شود مدام عرض زمین را پوشش دهد و در بدترین شبش با پیراهن لیورپول دیده شود. همان‌طور که تحلیلگران گفتند، این سیستم تیم را بازتر و آسیب‌پذیرتر کرد و هیچ نشانی از انسجام نداشت.

اشلوت پیش‌تر بار‌ها گفته بود تغییر سیستم در میانهٔ فصل تقریباً ناممکن است، چون بازیکنان سال‌ها با یک ساختار بازی کرده‌اند و فرصت تمرین کافی وجود ندارد. اما همین مربی در مهم‌ترین بازی فصل، همهٔ اصول خودش را کنار گذاشت و به سیستمی پناه برد که تیمش حتی یک‌بار هم آن را تمرین نکرده بود. این تصمیم نه شجاعت بود و نه خلاقیت؛ نشانه‌ای بود از وحشت. وحشتی که در هر دقیقهٔ بازی دیده می‌شد؛ تیمی که فقط می‌خواست زنده بماند و امیدوار باشد پاریس بی‌دقت باشد.

لیورپول هنوز روی کاغذ شانس بازگشت در آنفیلد را دارد، اما واقعیت این است که هیچ نشانه‌ای از توانایی این تیم برای خلق یک شب بزرگ دیده نمی‌شود. آنچه در پاریس رخ داد، فقط یک شکست نبود؛ یک عقب‌نشینی کامل از فلسفهٔ مربی بود که حالا بیش از هر زمان دیگری به پایان راه نزدیک شده است. این تیم در یک سال گذشته نه‌تنها پیشرفتی نداشته، بلکه پایه‌هایی را که یورگن کلوپ ساخته بود، از دست داده است؛ و برای هوادارانی که هنوز خاطرهٔ فوتبال شجاعانهٔ فصل قبل را در ذهن دارند، این سقوط چیزی کمتر از یک خیانت نیست.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر