کد مطلب: ۱۰۴۲۰۱۸
|
|
۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۰

طبس‌ها در راه است

طبس‌ها در راه است
امروز سالروز واقعه طبس است؛ واقعه‌ای که امسال هم در اصفهان تکرار شد

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان: طبس برای مردم ایران یادآور یک معجزه است که ناوگان هوایی آمریکا را شن‌های بیابان در هم کوبیده و یک عملیاتی را که مدت‌ها برای آن برنامه‌ریزی و طراحی شده، به شکست رسانده است. شاید برای خیلی‌ها همان طبس هم اتفاقی بود که امکان نداشت بیفتد، چه رسد که باز در برهه‌ای دیگر و خصوصاً چند دهه بعد که علی‌الظاهر انقلاب از معنویت اولیه خود دور شده، باز مجال تکرار یابد و معجزه این بار هم علیه ناوگان هوایی آمریکا، ولی در جنوب اصفهان رخ دهد. نقطه اشتراک این دو واقعه، فقط در نحوه شکست عملیات‌ها نیست که در هر دو دست خدا نه از مسیری عادی که به‌شکلی قابل‌باور از مسیر معجزه به کمک ایران آمد، بلکه در آن‌سوی ماجرا هم می‌توان یک‌وجه شبه‌پررنگ پیدا کرد و آن اینکه در این هر دو عملیات، دولت آمریکا هدفی حداقلی و شاید انحرافی را برای عملیات خود عنوان می‌کند، اما در واقع امر قرار است هدفی حداکثری را پیش ببرد.

هدف پنهان طبس

عملیات پنجه عقاب که در ایران به نام واقعه طبس شناخته می‌شود، به منظور آزادی دیپلمات‌های آمریکایی که با تسخیر سفارت آمریکا و در واقع لانه جاسوسی در دست دانشجویان ایرانی بودند، در اردیبهشت ۱۳۵۹ انجام گرفت. درست‌تر آن است که گفته شود این هدفی بود که آمریکایی‌ها برای آن اعلام کردند. طراحی حرفه‌ای هم برای آن انجام شد و اطلاعات لازم در مورد محل اختفای آمریکایی‌های دستگیرشده در لانه جاسوسی را هم از روی صحبت‌های آشپز سفارت یافتند که آزاد شده بود. قبل از عملیات هم افرادی از ارتش آمریکا با سوءاستفاده از ضعف نظامی ایران در سال‌های آغازین پس از انقلاب اسلامی که ضعفی باقی مانده از دوران حکومت طولانی پهلوی بود، با استفاده از هلی‌برن به داخل ایران آمدند و مقدمات لجستیکی عملیات و آماده‌سازی آن را انجام دادند. به نظر می‌رسید همه‌چیز برای عملیات مهیاست، حتی علائمی روی زمین نصب کردند که در واقع علامت‌گذاری محل فرود بالگرد‌ها و هواپیما‌های آمریکایی را هم تیمی انجام دادند که زودتر هلی‌برن کرده بودند و به نظر می‌رسید دیگر هیچ‌خدشه‌ای بر انجام عملیات وارد نمی‌شود. اما ارتش آمریکا آب‌وهوای بیابان‌های طبس را به‌درستی پیش‌بینی نکرد و مهم‌تر از آن اینکه معادله‌ای بر محور «دست خدا» را به‌هیچ‌عنوان به رسمیت نمی‌شناسد. امری که باعث شد همه آن نقشه‌ریزی‌ها نقش‌برآب شود.

عملیات پنجه عقاب گرچه به‌عنوان یک عملیات نجات برای دیپلمات‌های بازداشتی آمریکا در ایران معرفی شد، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد این ادعای امداد و نجات صرفاً یک پوشش برای عملیات اصلی بوده است. هدف اصلی این عملیات همچون همه اقدامات آمریکا در ایران پس از انقلاب اسلامی، براندازی بوده است. آمریکایی‌ها جاسوس‌های بازداشتی خود را بهانه کردند تا بتوانند مسیری برای ورود به ایران باز کنند و بعد به عملیات اصلی بپردازند. عملیاتی که طبق نظر کارشناسان با بمباران جماران یعنی محل زندگی امام خمینی آغاز می‌شد و این اتفاق، خصوصاً با توجه به همراهی دو افسر ارتشی زمان پهلوی با ارتش آمریکا، می‌توانست به‌خوبی گزاره «کودتای ارتش علیه جمهوری اسلامی» را جا بیندازند و فضای تنش و درگیری دوقطبی را در جامعه ایجاد کند. فقدان امام و درگیری اجتماعی، جامعه و حاکمیت را تضعیف کرده و مقدمات براندازی جمهوری اسلامی را فراهم می‌آورد. آنها تصور می‌کردند بدنه ارتش هم با این عملیات همراه خواهد شد و کودتای مدنظرشان رخ خواهد داد. این هم از دیگر محاسبات اشتباه آمریکایی‌ها بود که البته نشان می‌دهد عدم شناخت اجتماعی آنها از ایران و محاسبه غلط در مورد واکنش‌های سیاسی مردم قدمتی دیرینه دارد و صرفاً مربوط به دو جنگی نمی‌شود که در یک سال گذشته علیه ایران راه انداختند.

هدف پنهان اصفهان

حدود نیمه فروردین‌ماه ۴۰۵ و درحالی‌که بیش از یک ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذشت، خبر هدف‌گیری یک جنگنده آمریکایی در بخش‌های مرکزی ایران به صدر اخبار متعدد جنگ آمد. آمریکایی‌ها که همیشه جنگنده‌های خود را پرنده‌هایی رویین‌تن معرفی می‌کردند که اولاً رادارگریزند و کسی نمی‌تواند رد آنها را بزند و ثانیاً هدف قرار داده نمی‌شوند، حالا با بحران هدف‌گیری چندمین جنگنده خود از سوی ایرانی‌ها مواجه بود. این بار خدشه به اعتبار نظامی آمریکا عمق بیشتری هم داشت، چه آنکه خبری از دو خلبان جنگنده نبود و گفته شد ایجکت کرده‌اند.

دفعات قبلی جنگنده‌ها به هر نحوی خود را از جغرافیای ایران خارج می‌کردند، این بار، اما دو خلبان در ایران بودند و جست‌وجوی دوطرف ایرانی و آمریکایی برای یافتن خلبان‌های آمریکایی در جغرافیای جنوب غربی استان کهگیلویه‌وبویراحمد آغاز شد.

این بار هم بهانه امداد و نجات به کمک آمریکایی‌ها آمد تا در پوشش آن عملیات دیگری را برای حمله زمینی به ایران و به دست آوردن اهدافی غیر از نجات خلبان‌ها دنبال کنند. این‌گونه شد که بخشی از ناوگان هوایی آمریکا به جنوب اصفهان آمد و ادعا کرد برای نجات خلبان‌ها آمده، درحالی‌که با محلی که جست‌وجوی خلبان‌ها در آن جریان داشت چند صد کیلومتر فاصله داشت.

عملیات با دست غیبی الهی شکست خورد. هواپیما‌های نظامی آمریکا در باند خاکی هواپیما‌های سمپاش در جنوب اصفهان و در نزدیکی یکی از تأسیسات هسته‌ای ایران فرود آمده بودند، اما هوشیاری نیرو‌های نظامی و کمین آنها برای نیرو‌های آمریکایی منجر به شکست دشمن شد و موجب شد تا سایر پرنده‌های آمریکایی نتوانند حداقل پس از شکست عملیات، از ایران بگریزند. به نظر می‌رسد هدف اولیه آمریکایی حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران و تجاوز و نفوذ به آن بوده است که آن را به‌عنوان بخشی از عملیات برای تسلیم ایران در نظر داشتند. اما آنچه از آنها در این عملیات باقی ماند، حجمی از آهن‌پاره‌های اوراقی بود که هم برای مردم ایران و هم برای ارتش آمریکا یادآور تصاویر ماجرای طبس بود.

چرا اهداف اصلی پنهان می‌شوند؟

به نظر می‌رسد دولت آمریکا برای مشروعیت‌بخشی به عملیات‌های متجاوزانه خود و نیز پایین آوردن هزینه شکست، اهداف اصلی را پنهان می‌کند. در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی، آمریکا توانسته بود جهان را تا حد زیادی با خود همراه کند و این حق را برای خود به رسمیت بشناسد که عملیاتی نظامی برای نجات جان دیپلمات‌-جاسوس‌های خود ترتیب دهد، لذا عملیات اصلی را در پوشش نجات جان آنها قرار داد. جهان شاید به آمریکا حق می‌داد نیرو‌های خود را به هر نحوی که می‌تواند از ایران خارج کند، اما حتماً حق نمی‌داد دست به ترور رهبران یک کشور بزند، کودتا کند، ناآرامی اجتماعی رقم بزند و در نهایت یک نظام را با دخالت نظامی سرنگون کند. آن زمان هم مقامات آمریکا برای حفظ وجهه و اعتبار جهانی خود ارزش بیشتری قائل بودند و جهان تا حد کنونی به سمت جنگل بودن نرفته بود!

در موضوع اصفهان موضوع نجات جان دو خلبان، برای انجام عملیاتی ویژه، موضوعی تقریباً پذیرفته شده در میانه جنگ محسوب می‌شود، اما در شرایطی که اصل جنگ زیرسؤال است و به وجهه آمریکا ضربه زده، گسترش دامنه جنگ از هوایی به زمینی و دخیل کردن بیشتر تأسیسات هسته‌ای در این جنگ که طبعاً یک سرزمین و افراد متعدد را با خطرات آلودگی رادیواکتیو هم مواجه می‌کند، نمی‌تواند مورد پذیرش جهان قرار بگیرد، لذا آمریکا موضوع پوشش نجات خلبان‌های خود را پوشش این عملیات قرار داد. شاید نیم‌نگاهی هم به فریب نیرو‌های مسلح ایران داشت، امری که البته وقایع بعدی نشان داد از اشتباه محاسباتی آمریکا نشئت می‌گیرد. از سویی دیگر، محدود و کوچک نشان دادن اهداف یک عملیات باعث می‌شود شکست در آن عملیات هم محدود و کوچک تصویر شود، اما وقتی عملیات اصلی و بزرگ‌تر علنی شود، معلوم می‌شود ابعاد شکست خیلی فراتر از آنچه ادعا شده، بوده و آمریکایی‌ها فکر می‌کنند تا ابد می‌توانند اهداف اصلی عملیات‌های خود در طبس و اصفهان را بپوشانند و هزینه‌ای بیشتر از شکست عملیات ربودن جاسوس‌های خود در لانه جاسوسی یا نجات خلبان‌های تروریست خود در ایران نپردازند.

در طبس این‌گونه، شکست را از شکست یک پروژه براندازی چندمرحله‌ای به شکست یک عملیات محدود نجات تقلیل دادند و در اصفهان هم با پنهان کردن کامل عملیات ویژه در باندی متروک، صرفاً به موفقیت‌آمیز بودن نجات خلبانان اشاره کردند و روی شکست ناوگان هوایی خود در اصفهان خاک ریختند!

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر