به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان: مناظرات انتخابات به ایستگاه پایانی رسید. در میان این مناظرات به جز مناظره چهارم، فضای گفتگوهای متوسطی میان نامزدها شکل گرفت که کمک چندانی به رقابتی شدن انتخابات نکرد. درحالیکه کمتر از ۲ روز به برگزاری انتخابات ریاستجمهوری باقیمانده، نمیتوان با قطعیت از بالا بودن احتمال پیروزی یکی از ۶ نامزد انتخابات صحبت کرد. برای بررسی بیشتر روند ۵ مناظره انتخاباتی برگزارشده با سیدحسین شهرستانی، جامعهشناس گفتگو کردیم. شهرستانی معتقد است فضای انتخابات خیلی سیال و شناور است و روندها روشن نیست. او از احتمال ائتلاف هم سخن گفت، اما تاکید کرد ممکن است ترکیب فعلی تغییری نکند.
درنگاه به مناظره چهارم و پنجم، کنش نامزدها تا چه اندازه توانست بر میزان مشارکت و رقابتی کردن انتخابات تاثیرگذار باشد؟
مجموعا در این ۵ مناظره، هیجان و تنش بحثها پایین آمد و مقداری هم به کاهش فضای رقابت منجر شد. اما در مناظره چهارم تاحدودی، نقاط نزاع و نقاط صریح بحثهای سیاسی روشن شد. یعنی حداقل در حوزه سیاست خارجه، نقاط نزاع روشن شد و کموبیش، این مساله که سیاست خارجی تا چه حد وابسته سیاست داخلی است و آیا سیاست خارجه تنها متوقف به روابط با آمریکا و اروپاست و در روابط با آمریکا و اروپا با چه روشی باید ورود کرد، منفعلانه یا مقتدرانه؟ تاحدودی در مناظره چهارم روشن شد. البته این به اضافه حواشیای بود که توسط پورمحمدی مطرح شد که بیشتر جنبه موردی داشت. درمجموع سطح مناظرات متوسط بود و به خوبی نتوانست محل نزاع را روشن کند. همچنین نتوانست به خوبی فضای رقابت را گرم کند.
کدامیک از نامزدها توانستند در مطرح کردن نقطه نزاع یا تثبیت آن موثر ظاهر شوند؟
در این انتخابات، مانند سال ۹۲ سیاست خارجه محل نزاع اصلی نیست. اما سایه بحثهای ۹۲ و ۹۶ روی این مناظره هم افتاده است. جریانی هم تلاش کرد تا تحریم را سرفصل تمام مشکلات کشور معرفی کند و این را هم بر گردن جناح رقیب بیندازد که مثلا چوب لای چرخ مناظرات انداخته است. اما بههرحال انرژی این حرف، پس از مدتی تخلیه شده است و در ۱۴۰۰ بهطور کاملا از انرژی تخلیه شده بود. اما الان باز هم به خاطر فاصلهای که ایجاد شده، این افراد میتوانند موجی ایجاد کنند و روی این بحث سوار شوند. در این موضوع، حضور جلیلی در مناظرات حضور خوبی بود. یعنی کسی بود که توانست دفاع کند و در تبیین مساله هم موفق بود. البته قالیباف هم از نگاه خودش، مساله را تبیین کرد. در این قضیه به نظرم پزشکیان حرفهای کوچه بازاری را مطرح میکرد. پورمحمدی فنیتر و حتی سیاستمدارانهتر به بحث ورود کرد. ولی به نظرم در بحث سیاست خارجی با حضور جلیلی، موضوع تا حدی تبیین شد ولی کافی نبود. به هرحال این دغدغه یک وجه سلبی دارد. اینکه تحریمها اساسا موثر بود یا نه و اینکه راهحل دفع و رفع تحریمها چیست؟ به جهات ایجابی هم در ارائه الگو برای اداره کشور، هیچکدام از نامزدها نتوانستند الگوی روشنی عرضه کنند. یعنی نقاط نزاع روشن نشد؛ چراکه به نظر میآمد نقاط نظر برایشان روشن نبود. درواقع در این مناظرات به جز سیاست خارجی، نامزدها تقریبا در حوزههای دیگر فاقد گفتار سیاسی منسجم و معین بودند. یعنی اینکه بفهمند در سیاستهای اقتصادی مثلا راست هستند؟ راست میانهاند؟ راست رادیکالند؟ چپ میانهاند؟ بالاخره کدام سمت هستند؟ همه یک حرف واحد میزدند و میگفتند که کار را به مردم میسپاریم و دولت نباید تصدیگری کند. همزمان هم همه سیاستهای رفاهی را به مردم وعده میدادند. یعنی ترکیبی از سیاستهای رفاهی، راست و چپ بودند. اما هیچ مانیفست روشن و گفتار مشخصی در این حوزهها وجود نداشت؛ بنابراین فهم نزاع به خوبی روشن نشد. به نظرم رای مردم از درون این مناظرات، رای شفاف و روشنی نیست. با توجه به اینکه پزشکیان ویژگیهایی که از خودش در مناظرات نشان داد، چه ادبیاتش و چه رفتارش؛ به خوبی بدنه رای خاص او را نمایندگی نمیکند.
مناظره پنجم چقدر توانست در روشن شدن فضای رقابتها نقش ایفا کند؟
چند مساله است. یکی اینکه نامزدها حرفهایشان به خاطر تعداد بالای مناظرهها تمام شده بود. همچنین این نامزدها آنچنان حرف خاصی برای گفتن ندارند و شخصیتهای سیاسی میانهای هستند. خیلی نمیتوانند فضای جدید خلق کنند و گفتار مشخص سیاسی هم ندارند؛ چراکه در حوزه سیاست خارجی نقاط نزاع در سیاست کشور روشن است. اما همانطور که گفتم در مساله اقتصاد که مهمترین موضوع کشور است و بخشهای قابل توجهی را به آن اختصاص دادند، واقعا ۲ یا ۳ دیدگاه هم مقابل همدیگر نبودند. همه حرفهای واحدی میزدند. انگار که چند طرح اقتصادی پراکنده وجود دارد که هرکدام از نامزدها میتواند از آنها بهعنوان سالاد انتخاب کند و درنهایت هم سر سفره مباحثش، آن را قرار دهد. خیلی نقاط نزاع گفتارهای سیاسی مشخص نبود و گفتاری وجود نداشت که بتواند نقاط نزاع درست کند و بحث جدی بیافریند. تنها جایی که نزاع سیاسی نقاط مخفی خودش را آشکار کرد، بحث سیاست خارجه بود. حوزههای دیگر اینگونه نبود. مثلا بحثهایی مانند نقدینگی یا دلارزدایی، اصلا در مناظرات نمود نداشت؛ چراکه به هرحال همه سیاستها خوب نیستند و بالاخره با سیاستهای دیگر تعارض دارند. همه برنامههای اقتصادی قابل جمع نیستند و همه وعدهها قابل انجام نیستند. اینها خود را در گفتار نشان میداد، اگرچه پشتپرده هرکدام از اینها کلوپهایی از قدرت و منفعت وجود دارد، اما حتی آن هم مغشوش است و منافع مشخص نیست؛ لذا بحث شکل نمیگیرد، چون دیدگاهها یا ایستارهای مشخصی روبهروی هم صفآرایی نکردند که سر یک نقطه مشخصی با یکدیگر نزاع کنند و بحث پیشروندهای داشته باشند. این نکته اصلی بود، جدا از اینکه بحثشان تمام شده بود. البته اینکه بحثها تمام شده بود به خاطر این بود که اساسا از ابتدا موضوع بحث و پرسش درست تعیین نشده بود.
بهصورت جزئیتر تحلیل شما از اظهارات و کنش نامزدهای انتخاباتی در این چند مناظره و بهخصوص مناظره آخر چیست؟ آیا توانستند آنطور که باید رایی جذب کنند یا حتی ریزش رای داشتند؟
قالیباف و جلیلی هردو قوی نبودند. جلیلی فقط در حوزه سیاستخارجی خوب ظاهر شد و در حوزههای دیگر مردم خیلی نمیفهمیدند که ایشان چه میگوید و بحثهایش خیلی روشن نبود و گرمای لازم را نداشت، اما در سیاست خارجه خوب ظاهر شد. قالیباف در تمام بحثها متوسط بود. حتی گاهی جملهبندیهایش غلط بود. قالیباف نمیتواند از کارنامه خودش دفاع کند، نمیتواند نوع عملکرد خودش را توضیح دهد، پراکندهگویی داشت. هرکسی مثل ایشان این مسیر را رفته بود و این کارنامه را داشت، میتوانست بهتر ظاهر شود. پورمحمدی یکبیستم کارنامه، توفیقات و تجربیات قالیباف را ندارد، اما به خاطر اینکه بسیار زبانآور است و در میان این نامزدها از همه زبانآورتر است، تصویر برجستهتری از خود نشان داد؛ لذا تقابل خیلی خوبی نداشتند.
کنش پزشکیان و چالشهایی که با او در این مناظرات پیش آمد چقدر توانست به ریزش یا جذب رای این نامزد کمک کند؟
زاکانی پاسگلهایی به رقیب داد و آن حرف ناشایستی که در مناظره سوم به پزشکیان زد و گفت: «نمیگذارم شما رئیسجمهور شوید» عملا موتور ماشین رایآوری پزشکیان را فعال کرد. این حرف زاکانی، از به میدان آمدن ظریف هم موثرتر بود. ما ۸۴ را به خاطر داریم. همه میگفتند هاشمی باید رئیسجمهور شود و اصلا شأن ریاستجمهوری این نیست که احمدینژاد، رئیسجمهور شود. به همین دلیل و همچنین رفتارهای متبخترانه نوبخت در مناظرات کارشناسان و نجابت و موقعیت مظلوم طیف احمدینژاد، مردم احساس کردند جریان قدرتی وجود دارد که نمیخواهد او به قدرت برسد. این کار زاکانی هم این تصویر را تقویت کرد. به هرصورت مناظرات ۴ به ۲ است و بهطور طبیعی به نفع پزشکیان است، آن هم در فضای فرهنگی ما که در ذهن ایرانیان ملازمهای بین حقانیت و مظلومیت وجود دارد. به همین خاطر آن حرف اثر نامناسبی داشت. قاضیزاده هم گاهی اوقات بیش از اندازه معطوف به شخص پزشکیان وارد بحث میشد و سعی میکرد جدال ایجاد کند. جالب این است که پزشکیان خیلی وارد این منازعات نمیشد، خیلی پایش را روی پدال گاز نگذاشت و سبد رای خاص کمپین خودش را فعال نکرد. همین الان پیشبینی درباره این انتخابات مغشوش است، به خاطر اینکه پزشکیان بخشی از رای محبوبیت رئیسی را هم با خودش همراه کرد. چون الان مردم میبینند کسی که خیلی قائل به دعوا کردن نیست و میگوید باید اجماع کنیم و با هم دوست باشیم، پزشکیان است و این روحیه رئیسی بود که میگفت ما نباید دعوا نکنیم. پزشکیان تاحدی اینطور ظاهر شد. این خلاف رویه طبیعی کمپ سیاسی اصلاحطلبان است. چون کمپ سیاسی آنها، اصولا به تشدید نقطه نزاع و با رادیکالکردن بحث، همانطور که پورمحمدی تا حدی توانست انجام دهد، کارش پیش میرود. هیچوقت با وحدت، آرامش، دوستی و توجه به نقاط اشتراک، اصلاحطلبان نمیتوانند در سیاست جایگاه پیدا کنند. همیشه باید فضا را رادیکال کنند تا بتوانند موقعیتآفرینی کنند ولی پزشکیان به این سمت نرفت و برخلاف نظر کمپینر و کسانی که پشتیبان او بودند و صحبتها را طراحی میکردند، دائما از رهبری و از چهارچوبهای نظام اسم میآورد. درحالیکه آنها رایشان همواره چهارچوبشکنانه و ساختارشکنانه است و از انرژی که در ساختارشکنی آزاد میشود، میخواهند کسبرای کنند. پزشکیان به این سمت نرفت و پایش را روی این پدال گاز نگذاشت، اگرچه تا حدی این کار را کرد. البته نامزدهای اصولگرا هم به وضع موجود انتقاد میکنند، ولی در این مسیر متعادل پیش رفت. این باعث میشود بخشی از بدنه رای آن طرف را از دست بدهد و بخشی از بدنه رای این طرف را جذب خود کند. رایی که الان مردم میدهند با توجه به اینکه ایشان نهجالبلاغه میخواند و فضای دینی داشت و فضای سکولار را چندان نمایندگی نکرد، نمیشود این رای را خیلی نماینده نزاعها و کلوپهای سیاسی کشور دانست. رای سیالی است، خطکشیهای مردم با خطکشیهای سیاسی ما به کلی متفاوت است. مناظرات برای این است مردم نقاط نزاع را بفهمند، اما مناظرات این کار را نکرد. هم به خاطر اینکه گفتارهای سیاسی آنها در بعضی نقاط روشن نیست و خودشان هم آگاهی ندارند، هم به این خاطر اینکه پزشکیان چنین نقشی بازی کرد و فضا را رادیکال نکرد؛ بنابراین نتیجه چندان پیشبینیپذیر نیست.
با نگاه به این ۵ مناظره، رای مرددها توانست به سمت نامزدی حرکت کند و تثبیت شود؟
از بین کسانی که برای شرکت یا عدم شرکت مردد بودند یا تحریمی بودند، شاید چیزی به انتخابات اضافه نشود. حد مشارکت خیلی بالا نمیرود. ولی بین کسانی که قصد شرکت داشتند و بین این نامزدها مردد بودند، شاید مقداری مساله روشن شده بود. شاید بخشی از کسانی که رئیسی را دوست داشتند و میخواستند تغییراتی ایجاد شود، تکلیفشان روشنتر شد. مناظره چهارم مقداری فضا را روشن کرد، اما مناظره پنجم همچنان مبهم بود.
در درون بدنه اصولگرایی اظهاراتی از کنار رفتن یا نرفتن برخی نامزدها مطرح میشود. به نظر شما تصور مطلوب کنار رفتن کدام یک از نامزدهاست؟
برای خود من خیلی شفاف نیست. چون آنقدر بحثها مبهم و مجمل پیش رفت و نقاط نزاع روشن نشد که باید نتیجه نظرسنجیها بیاید و بحث شود. برخی از این مراکز نظرسنجی میگفتند اگر الان نظرسنجی کنیم، یک ساعت دیگر نتیجه متفاوتی داریم. این نشان میدهد فضا خیلی سیال و شناور است. حتی روندها روشن نیست. البته احتمال ائتلاف وجود دارد، اما ممکن است ترکیب فعلی تغییری نکند.