کد مطلب: ۳۸۰۳۷۷
|
|
۰۵ دی ۱۴۰۱ - ۰۲:۱۵

پلیس پاریس در اوج خشونت

پلیس پاریس در اوج خشونت
بررسی رفتار متناقض فرانسه در برخورد با اغتشاشات ایران و اعتراضات پاریس

به گزارش مجله خبری نگار/ایران: «امانوئل مکرون»، رئیس‌جمهور فرانسه فکرش را نمی‌کرد که چند هفته پس از آنکه در حمایت تمام‌قد از اغتشاشگران در ایران شعار دفاع از حقوق بشر سر می‌داد، خود برای مواجهه با یک حمله خشونت‌بار از سوی گروهی کم تعداد در پاریس، فرمان تیراندازی و برخورد مرگبار با معترضان به این حادثه را صادر کند. پس از تیراندازی یک فرد مسلح به سمت مردم و قتل سه تبعه کرد فرانسوی طی جمعه گذشته، مردم این کشور با حضور در خیابان‌های پاریس به کشته شدن قربانیان اعتراض کرده و با پلیس درگیر شدند.

این درگیری خشونت‌بار میان نیرو‌های پلیس فرانسه و کرد‌های معترض، در دو روز گذشته با واژگونی و به آتش کشیده شدن خودرو‌ها و پرتاب اشیا به سوی مأموران و شلیک متقابل گاز اشک‌آور در پاریس ادامه پیدا کرد. نکته عجیب در این حمله که طی آن، کرد‌های فرانسوی هدف قرار گرفتند، امتناع دولت از تروریستی اعلام کردن این حمله بود. آن هم در شرایطی که بروز اتفاقی مشابه دو سال قبل در حمله به کلیسای نوتردام بی‌معطلی از سوی مقام‌های محلی و ملی به عنوان یک حمله تروریستی شناخته شده بود.

برخورد خشونت‌بار در پاریس

اما ماجرای خونین چند روز پیش پاریس که سرآغاز اعتراض به نوع مواجهه تبعیض‌آمیز مقام‌های الیزه در قبال این حمله بود، درست در بحبوحه ایامی رخ داده که فرانسه همه تمرکز خود در عرصه سیاست خارجی در قبال جمهوری اسلامی را معطوف آشوب‌هایی کرده که از چند هفته پیش در پی درگذشت مهسا امینی کلید خورده است. از میان مسئولان و رهبران غربی که به حمایت از اغتشاشگران پرداختند، اما اقدامات «مکرون» به‌طور ویژه و از زاویه متفاوتی مورد توجه قرار گرفت. این سیاستمدار ماجراجو که مدت‌هاست به‌طور ویژه‌ای در رابطه با تحولات داخلی ایران فعال شده و بسیاری، این فعالیت‌های او را با گمانه تلاش برای در دست گرفتن رهبری سیاست خارجی اروپا در قامت یک مدافع حقوق بشر ارزیابی می‌کنند، اینک خود در مواجهه با اعتراضات داخلی، واکنشی تند و دور از انتظار مردم کشورش از خود نشان داده است؛ رفتاری که پیش از آن نیز در سرکوب جنبش «جلیقه زردها» که جنبشی اعتراضی به وضعیت بد اقتصادی، افزایش مالیات و افزایش سرسام‌آور قیمت انرژی ناشی از عواقب جنگ اوکراین به‌شمار می‌رفت، دیده شده بود.

به این ترتیب «مکرون» که در هفته‌های اخیر درباره برخورد دولت ایران با آشوبگرانی که رسماً از پروژه تجزیه سخن می‌گویند، به انتقاد پرداخته و حتی از فرصت دیدار با چهره‌های اقلیت اپوزیسیون تجزیه‌طلب نیز برای تعرض به ایران بهره گرفته، خود کمترین چالش در داخل فرانسه را به برخوردی خشونت‌بار تبدیل می‌کند.

قربانی کردن حقیقت

حالا اگر ما این نوع موضعگیری‌های رئیس‌جمهور فرانسه در قبال تحولات داخلی ایران زیر نقاب دفاع از حق و حقوق مردم ایران را جور دیگری تفسیر کنیم و به خیز بلندی که برای سرکوب معترضان فرانسوی در پیش گرفته است، معترض شویم، به باور او در اشتباهیم. این همان رفتاری است که «مکرون» خود از چند هفته پیش نسبت به جمهوری اسلامی در پیش گرفت.

چنان که برای او اهمیت نداشت در داخل ایران چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، همان‌قدر که می‌توانست ضربه‌ای به ایران وارد کند، کافی بود تا از رهگذرش گردی بر عملکرد آن در سیاست خارجی بنشیند. از این رو خیلی عجیب نبود که در موضعگیری‌های نمایشی درباره ناآرامی‌های داخلی ایران، رویکرد متناقضی در پیش گیرد که از قبال آن بکوشد نه‌تن‌ها جامعه بین‌الملل را سرگردان و به مسئولان جمهوری اسلامی بدبین کند، بلکه در این میان حقیقت و واقعیت را نیز قربانی نماید.

یک یادآوری

شاید از این رو باید این توصیه ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه به دولت فرانسه را که ناظر به پیشینه سیاسی دولت فرانسه در اتخاذ سیاست‌های تبعیض‌آمیز نسبت به اقلیت‌ها و مهاجران و نیز برخورد‌های خشونت‌آمیز با معترضان مطرح شده است، از یکسو نوعی یادآوری رویه‌های تاریخی تبعیض‌آمیز دولت‌های غربی در تحولات داخلی‌شان تفسیر کرد و از سوی دیگر این حقیقت را به یاد سیاستمداران غربی آورد که هیچ دولتی در رویارویی با مخاطرات امنیت ملی خود مماشات نمی‌کند. منتهی در این روند تفاوتی که می‌توان میان برخورد جمهوری اسلامی و کشور‌های غربی در مواجهه با ناآرامی‌های داخلی قائل شد، عزم قریب به اتفاق کشور‌های غربی برای بهره‌گیری از رویداد‌های داخلی ایران و سازماندهی آن‌ها برای در تنگنا قرار دادن کشورمان جهت تحقق زیاده‌طلبی‌های یکجانبه در بازی‌های سیاسی است.

جایی که مقام‌های امریکایی به صراحت از خارج کردن دیپلماسی از دستور کار خود و توجه به اقدامات آشوب‌طلبان سخن می‌گویند و مقام‌های فرانسوی در «الیزه» دست دوستی تجزیه‌طلبان و اقلیت‌های برانداز را می‌فشارند.

با این حساب چگونه می‌شود که برخورد ایران با آشوب‌طلبانی که از حمایت همه‌جانبه بازیگران خارجی برخوردارند، به‌زعم این کشور‌ها «سرکوب اعتراضات» مشروع تلقی می‌شود، اما واکنش شتابزده و خونین دولت فرانسه به جمعیتی کم شمار که از رفتاردوگانه دولت در برابر عاملان اقدامات تروریستی به ستوه آمده‌اند، اقدامی برای برقراری «ثبات و امنیت ملی فرانسه» تفسیر می‌شود؟

به این ترتیب به نظر می‌رسد فرانسه و دیگر دولت‌های غربی در قبال ناآرامی‌های ایران نباید داستان را از آخر تعریف می‌کردند، بلکه باید به اول قصه برمی‌گشتند یعنی جایی که هدف فروپاشی و تجزیه سرزمینی ایران بزرگ را در دستور کار قرار دادند؛ روز‌هایی که اهداف حقوق بشردوستانه را به مسلخ بازی‌های سیاسی بردند و تحریم پشت تحریم بر سر مردم ایران آوار کردند، اما وقتی به خواسته خود نرسیدند، وجوه دیگر سناریوی خود یعنی اغتشاش و آشوب را به جریان انداختند و سپس برخورد جمهوری اسلامی با ایران جریانات را محکوم کردند.

اما زمان زیادی لازم نبود تا با کلید خوردن اعتراضاتی در پایتخت‌های غربی از جمله پاریس، این واقعیت در پیش روی سیاستمداران اروپایی قرار گیرد که مقابله با تهدیدات امنیتی و ملی چیزی نیست که دستاویز مداخله‌جویی آن‌ها در کشور‌های دیگر قرار گیرد و حتی به ابزاری برای تحقق زیاده‌طلبی در عرصه سیاسی تبدیل شود.

برچسب ها: فرانسه پلیس
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر