کد مطلب: ۱۱۵۷۱۷۷
|
|
۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۱

ترکمانچای را چگونه بزک می‌کنند؟ جدال بر سر سازش ننگین با آمریکا

ترکمانچای را چگونه بزک می‌کنند؟ جدال بر سر سازش ننگین با آمریکا
نویسنده این یادداشت، استناد به ترکمانچای برای دفاع از ضرورت سازش در شرایط کنونی را نقد می‌کند و آن را با تجربه مذاکرات هسته‌ای و برجام پیوند می‌زند. محور اصلی نوشته، اختلاف بر سر این پرسش است که چگونه می‌توان میان واقع‌گرایی دیپلماتیک، حفظ منافع ملی و پرهیز از امتیازدهی پرهزینه تمایز گذاشت.

به گزارش مجله خبری نگار، تحریف تاریخ و فاصله‌گرفتن از عبرت‌های آن، بستر سازش‌طلبی را هموار می‌سازد؛ درحالی‌که جریان انفعالی و مرعوب غرب در کشور با تئوریزه‌کردن «ترکمانچای» به‌دنبال توجیه وادادگی است، منظومه فکری رهبر شهید انقلاب این معاهده ننگین را به‌شدت طرد می‌کند و یادآور می‌شود تحریف وقایع و عبرت‌نگرفتن از تاریخ، سرآغاز بدبختی یک ملت است.

در میانه جنگ تحمیلی آمریکا علیه ملت ایران، عده‌ای با تئوریزه کردن قرارداد ترکمانچای و ترویج نگاه انفعالی، مدعی‌اند برای بقای کشور باید تن به سازش داد و این معاهده را به‌عنوان گزینه‌ای گریزناپذیر توجیه می‌کنند؛ حال‌آنکه در نگاه امام شهید، این رویکرد تحریف‌شده به‌شدت مردود است و ایشان ترکمانچای را نه‌تنها سندی نجات‌بخش، بلکه معاهده‌ای ننگین و مایه شرمساری تاریخی می‌دانند که عبرت‌نگرفتن از آن، راه را برای تکرار فجایع باز می‌کند.

کالبدشکافی ترکمانچای؛ دامی تحمیلی در بازی شطرنج قدرت‌های بزرگ

قرارداد ننگین ترکمانچای در اول اسفند ۱۲۰۶ شمسی، پس از دومین جنگ ایران و روس منعقد شد؛ معاهده‌ای فاجعه‌بار که نه فقط ۱۷ شهر قفقاز را از خاک میهن جدا کرد، بلکه با تحمیل غرامت سنگین ۲۰ میلیون منات نقره و برقراری حق کاپیتولاسیون (مصونیت قضایی اتباع بیگانه)، حاکمیت ملی و استقلال حقوقی کشور را لگدمال ساخت. نکته تحریف‌شده در قرائت جریان‌های مدافع سازش، پنهان کردن «ماهیت تحمیلی» این عهدنامه و نقشه پشت‌پرده استعمار دولت بریتانیاست. در آن مقطع، لندن برای مهار فتوحات ناپلئون بناپارت در اروپا و حفظ مستعمره حیاتی‌اش، هندوستان، نیازمند آن بود که توجه روسیه تزاری بدون دغدغه از مرز‌های قفقاز متوجه صحنه نبرد اروپا شود. دیپلمات‌های انگلیسی در قالب میانجی به‌ظاهر خیرخواه و با ایجاد هراس ساختگی از پیشروی روس‌ها تا تهران، بر دربار بی‌کفایت قاجار فشار آوردند تا این سند خفت‌بار را بر ایران تحمیل کنند.

رهبر شهید انقلاب در بیانات مورخ ۶ مهر ۱۳۷۹ این پرده از خیانت و میانجی‌گری خصمانه را چنین افشا کردند:

«لشکر مهاجم دشمن تا قلب کشور آمد؛ بعد با التماس و درخواست و پیشکش دادن و وساطت دشمنان دوست‌نما و خسارت‌های فراوان ملی و آن اهانت‌هایی که به ملت ایران شد، قبول کرد که قدری عقب بنشیند، درحالی‌که هفده شهر قفقاز را از ایران گرفته و کشور را از بخشی از پاره‌ی تن خودش محروم کرده بود!»

ترکمانچای را چگونه بزک می‌کنند؟ جدال بر سر سازش ننگین با آمریکا

حافظه تاریخی؛ رمز بقا و بازدارندگی ملی

هشدار‌های مکرر امام شهید، پیرامون ضرورت زنده نگه‌داشتن عبرت‌های تاریخی، راهبردی اساسی برای جلوگیری از فریب جامعه با استفاده از تحریف تاریخ است. امام شهید در ۱۸ شهریور ۱۳۹۴ نسبت به تضعیف این مؤلفه هشدار داده و فرمودند: «یکی از چیز‌هایی که بنده نگران آن هستم، این است که این نسل جوان بالندهٔ ما… به‌تدریج این حوادث مهم را، این عبرت‌های بزرگ دوران معاصر را از یاد ببرد؛ حافظهٔ تاریخی یک ملّت نباید ضعیف بشود. اگر جوان‌های ما در سرتاسر کشور این حوادث را ندانند، تحلیل نکنند، عمق‌یابی نکنند، در شناخت کشورشان و در شناخت آینده دچار اشتباه خواهند شد.»

سستی در ادراک تاریخی، همان بستر مساعدی است که تسلیم‌طلبی را پرورش می‌دهد. هرگاه ملتی فراموش کند که وساطت‌های خارجی و هراس از قدرت‌های بیگانه چگونه به تجزیه خاک و پایمال‌شدن غرور ملی انجامید، این آمادگی را پیدا می‌کند که پذیرش شروط زیاده‌خواهانه متجاوز را با عناوینی، چون «واقع‌گرایی» پذیرا شود.

ترکمانچای را چگونه بزک می‌کنند؟ جدال بر سر سازش ننگین با آمریکا

نقد نگاه ظریف؛ استمرار «دست‌فرمان برجام» در مواجهه با جنگ مستقیم آمریکا

بااین‌حال، تفکر مرعوب غرب در دیپلماسی که نماد برجسته آن محمدجواد ظریف است، همواره تلاش کرده تا ضرورت عقب‌نشینی را توجیه کند. ظریف که با دست‌فرمان دادن امتیازات نقد در برجام و اعتماد به وعده‌های نسیه طرف غربی، کشور را با نقض عهد و تشدید تحریم‌ها مواجه کرد، در اظهاراتی پیرامون رویارویی با تهدیدات آمریکا، عهدنامه ترکمانچای را نه شکست و خواری، بلکه تصمیمی ضروری و منطقی برای نجات کشور قلمداد کرد و مدعی شد امروز نیز در برابر خطرات باید به چنین معاهداتی تن داد تا خاک و اصل حکومت حفظ شود. این نگرش، ناشی از یک خطای فاحش در تحلیل توانمندی‌های درونی است.

رهبر شهید انقلاب در ۲۹ مهر ۱۳۷۱ ریشه اصلی سقوط قاجار و امضای ترکمانچای را انفعال و بی‌کفایتی رأس حاکمیت وقت برشمردند: «نتیجهٔ آن جنگ و سستی‌ها در آن، این بود که بخش قابل‌توجهی از خاک این میهن از آن جدا شد و عهدنامهٔ ننگین ترکمانچای بسته شد… بعد از شکست در حادثهٔ جنگ ایران و روس و بسته‌شدن عهدنامهٔ ترکمانچای، تا دورانی طولانی، ملت ایران که هیچ، حتی شخصیت‌های ایران احساس ضعف و خودباختگی می‌کردند و قدرت این را که شخصیتی از خود نشان دهند، نداشتند. یعنی آن شکست تاریخی، شکستی برای صد و پنجاه سال دوران تاریخ ما بود… آن روز، حکام و رجال سیاسی، بد و فرماندهان نظامی نالایق بودند؛ و الّا مردم، مردم خوبی بودند. لازم بود کسی آن مردم را در وسط میدان نگه دارد...». تجربه سال‌های اخیر نشان داد تفکر برجام نیز بازتولید همین خطای تحلیلی بود؛ تصوری واهی که گمان می‌کرد با کوتاه‌آمدن در برابر قدرت مستکبر، تهدید‌ها برطرف خواهد شد، اما نتیجه آن تنها افزایش طمع دشمن برای هدف قراردادن اصل نظام جمهوری اسلامی ایران شد.

سخن پایانی: ترکمانچای؛ آیینه عبرت، نه نسخه دیپلماسی

تلاش برای بازتولید منطق «ترکمانچای» و تئوریزه کردن آن، نه یک تدبیر دیپلماتیک برای نجات کشور، بلکه خروجی مستقیم خطای محاسباتی، ترس از هیمنه پوشالی دشمن و نشناختن موازنه قدرت واقعی است. قراردادن ایران مقتدر امروز در مختصات قاجار قحطی‌زده و وابسته، سفسطه‌ای آشکار برای توجیه عقب‌نشینی در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکا است.

در نگاه امام شهید، «ترکمانچای» باید درسی ماندگار برای بستن راه نفوذ و پرهیز از سازش‌های ذلت‌بار باشد؛ ملتی که از این نقطه تاریک تاریخ عبرت نگیرد و دستاورد‌های اقتدارآفرین خود را دست‌کم بشمارد، ناخواسته مسیر همان تباهی و عقب‌ماندگی تاریخی را هموار خواهد ساخت.

برچسب ها: ایران تاریخ
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر