کد مطلب: ۱۰۷۲۹۰۳
|
|
۲۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۹

چرا آمریکا و بریتانیا در چرخه بی پایان تغییر رهبران گرفتار شده‌اند؟

چرا آمریکا و بریتانیا در چرخه بی پایان تغییر رهبران گرفتار شده‌اند؟
پولیتیکو در تحلیلی به بررسی علل بی ثباتی سیاسی و تغییرات مکرر رهبری در آمریکا و بریتانیا پرداخت.

به گزارش مجله خبری نگار، پولیتیکو در تحلیلی از وضعیت سیاسی آمریکا و بریتانیا می‌نویسد: دو کشور در چرخه‌ای از بی ثباتی سیاسی و تغییرات مکرر رهبری گرفتار شده‌اند.

در این تحلیل آمده است: این چرخه نشان دهنده کاهش اعتماد عمومی و تشدید شکاف‌های اجتماعی در این دو کشور است.

کی یر استارمر نخست وزیر بریتانیا با فشار‌های داخلی در حزب کارگر و کاهش محبوبیت عمومی رو‌به‌رو است به گونه‌ای که حتی احتمال کنار رفتن او در صورت شکست‌های سیاسی آینده مطرح شده است.

براساس این تحلیل، در آمریکا نیز ترامپ با وجود کنترل نسبی بر حزب جمهوری خواه، با افت محبوبیت‌ها و انتقاد درباره سیاست‌های اقتصادی و جنگ‌های خارجی مواجه است.

نخست وزیر بریتانیا و رئیس جمهور آمریکا در بین رای دهندگان خود در کشورشان نامحبوب هستند. مشکلات آنها نه تنها افول همزمان وکلای بی روح و ستاره‌های پرخاشگر را برجسته می‌کند، بلکه نشان دهنده پوسیدگی عمیق تری در بریتانیا و ایالات متحده است.

در هر دو کشور بحران ایمان وجود دارد. رای دهندگان یک دهه پیش به اقدامات افراطی، برگزیت در بریتانیا و ترامپ در ایالات متحده، روی آوردند. با این حال هیچ کدام از این شوک‌های سیاسی رهایی بخش نبوده و درمان کننده نبودند؛ بنابراین دو پرچم دار دموکراسی غرب، مدام در حال تغییر رهبران خود هستند.

بریتانیایی‌ها در دهه پس از برگزیت، پنج نخست وزیر را تجربه کرده‌اند و ممکن است امسال ششمین نخست وزیر را داشته باشند، اگر شهردار منچستر، اندی برنهام، در انتخابات میان دوره‌ای که اواخر این ماه برگزار شود پیروز شود و به مقام نخست وزیری برسد. این در حالی است که بریتانیا در ۳۰ سال قبل از برگزیت تنها چهاد نخست وزیر داشت.

آمریکایی‌ها نیز در آستانه سومین رئیس جمهور متوالی تک دوره‌ای خود هستند و حداقل یک مجلس از کنگره از سال ۲۰۱۸ در هر انتخابات فدرال تغییر جهت داده است. روندی که به احتمال زیاد در نوامبر امسال نیز ادامه خواهد یافت.

رای دهندگان در هر دو کشور بی صبر، تحریک پذیر و عمیقا نسبت به رهبران سنتی و تقریبا تمام نهاد‌های جریان اصلی بدبین هستند.

علاوه بر این، شکاف ثروت در حال گسترش است و فناوری به طور همزمان بدبینی و انتظارات را تسریع کرده است. مردم راه حلی سریع برای پراخت هزینه‌های زندگی می‌خواهند و وقتی آن را دریافت نمی‌کنند، بی اعتمادی شان افزایش می‌یابد و این امر منجر به انتخابات دیگری می‌شود که چرخه تکرار را دوباره آغاز می‌کند.

در کشور‌های ثروتمند، تنها ۱۷ درصد شهروندان به دولت‌های خود اطمینان دارند و این مشابه چیزی است که نتایج تحقیقات موسسه پیو در مورد آمریکایی‌ها نشان داد. همچنین آنها شاهد تظاهرات آشکار ده‌ها هزار نفر از ملی گرایان در خیابان‌های پایتخت خود نیستند، همانطور که در بریتانیا رخ داد زمانی که تامی رابینسون فعال راست افراطی و طرفدارانش به خیابان‌های لندن سرازیر شدند.

به نظر می‌رسد سال ۲۰۲۸ برای حزب جمهوری خواه پالش برانگیز باشد، نه فقط به این دلیل که ترامپ تصمیم گرفته بخش زیادی از دوره دوم ریاست جمهوری خود را صرف پروژه‌های خودپسندانه کند، در حالی که آمریکایی‌ها بیش از ۴ دلار برای هر گالن بنزین می‌پردازند.

دموکرات‌ها تلاش خواهند کرد از همه این موارد بهره برداری کنند. این همان روشی است که آنها در سال ۲۰۲۰ و در تقریبا تمام انتخابات بدون حضور ترامپ در برگه رای در دهه گذشته پیروز شدند.

این موضوع ممکن است کارساز باشد و آن‌ها بتوانند در سال ۲۰۲۹ کنترل کامل دولت را دوباره بدست آورند. در آن زمان آمریکا، به طرز متناقضی ممکن است پرچم دار لیبرالیسم غربی باشد، اگر بریتانیا، فرانسه و آلمان همگی به راست افراطی سقوط کنند.

اما نیازی نیست که بگوییم چه اتفاقی ممکن است به راحتی در سال ۲۰۲۳ رخ دهد، اگر دمکرات‌ها نتواند نابرابری اساسی کشور را برطرف کنند.

پولیتیکو در پایان این تحلیل نتیجه می‌گیرد که هر دو کشور با وجود تفاوت‌های ساختاری، با بحران مشترکی مواجه هستند: کاهش اعتماد عمومی، تضعیف نهاد‌های سیاسی و ناتوانی دولت‌ها در پاسخ به مطالبات اقتصادی و اجتماعی.

منبع: تسنیم
برچسب ها: آمریکا بریتانیا
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر