کد مطلب: ۱۰۴۰۳۸۰
|
|
۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۵

بعثت اجتماعی ایرانیان؛ چیستی، زمینه‌ها و بایسته‌ها

بعثت اجتماعی ایرانیان؛ چیستی، زمینه‌ها و بایسته‌ها
در این شب‌ها و روزها، شاهد تکرار بعثت ایرانیان هستیم؛ برانگیختگی و بعثتی که پس از سال‌ها، دیگربار در روح جامعه ایرانی حلول کرده و نشانه‌هایی آشکار از بالندگی درون یک جامعه را پس از عبور از فتنه‌های عمیق و توطئه‌های پیچیده در برابر دیدگان جهانیان عیان ساخته است.

به گزارش مجله خبری نگار،بعثت در فرهنگ قرآنی به معنای برانگیختن و رسانیدن به مرحله‌ای خاص از تکامل است که در آن، نوعی تحول وجود دارد. البته کاربرد این اصطلاح در زبان قرآن، منحصرا برای انبیا به کار رفته که این بعثت، همواره متضمن منتی است که خداوند بر مردم نهاده است.

بعثت در فرهنگ اسلامی واقعه‌ای منحصر‌به‌فرد است؛ چراکه نقطه آغازین ظهور اسلام و شروعی مجدد برای اتصال به عالم معناست. به عبارت دیگر، هر آنچه با اسلام، ظهور پیدا کرد و در تاریخ ماندگار شد و تحولی عمیق در تاریخ بشر پدید آورد، با رخداد بعثت آغاز می‌شود. در واقع، بعثت صرفاً در تکامل روحی رسول مکرم (ص) و برانگیختن او برای هدایت بشر در مقام خاتم رسولان الهی منحصر نبوده، بلکه مشتمل بر برانگیختگی امتی است که در سایه تربیت آن رسول عالی مقام بر قله فضائل جهان ایستاد و هزاران دانشمند در حوزه‌های مختلف علوم همچون حکمت و فلسفه به جهان معرفی کرده و می‌توان به شهادت تاریخ، این بعثت و مسیر تکاملی اجتماعی را به امت رسول الله نیز تعمیم داد.

البته این وجه غیرنبوی از بعثت عمدتاً بر مثال‌های فردی استوار بوده و کمتر می‌توان نمونه‌های فراگیر از بعثت اجتماعی را ذکر کرد. به بیان دقیق‌تر، هر چند در برخی دوره‌های تاریخی همچون قیام سربداران و یا نهضت تنباکو و حتی انقلاب مشروطه به درجاتی شاهد نوعی بعثت اجتماعی بوده‌ایم ولی در حقیقت حوزه شمول این بعثت و برانگیختگی عمدتا به صورت محلی، محدود و یا نخبگانی بوده و وجه عمومی، شمول و گستردگی و بسط اجتماعی نداشته است.

به طبیعت حال، تکامل اجتماعی بر بستر زمان رخ می‌دهد و توالی هر یک از رخداد‌های تاریخی، زمینه برای خیزش فراگیرتر را فراهم آورده است؛ چنانچه تا پیش از انقلاب اسلامی، انقلاب مشروطه از وسعت بیشتری نسبت به دیگر مصادیق بعثت اجتماعی برخوردار بود و سرانجام در رخداد انقلاب اسلامی این فرایند خودآگاهی تاریخی و تکامل روحی به نقطه اوج رسید.

در باب نظریات تبیینی انقلاب اسلامی، شاهد تولد دسته نوینی از نظریات جامعه‌شناسی سیاسی در قالب طیف گسترده‌ای از نظریات فرهنگ‌پایه هستیم که در پی تبیین چرایی وقوع انقلاب اسلامی بودند؛ چرا که تا پیش از آن، هیچ انقلابی تا این میزان آمیخته با مولفه‌های فرهنگی نبوده و با کارگزاری سلاح معنایی «الله اکبر» و فرهنگ «شهادت‌طلبی» به فرجام نرسیده بود. همین کوشش نظری دانشمندان علوم اجتماعی جهان، نشانه‌ای از متمایز بودن ماهیت انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که اصلی‌ترین عامل و پیشران وقوع آن، بعثت اجتماعی مردمان آن است که موجب شد به تعبیر برخی اندیشمندان ـ فارغ از نقد نظری وارد بر آن ـ انقلاب ایران نه در زمین، که در عالم ملکوت رقم خورده است.

آری! بعثت در اجتماع، نشانه نقطه اوج رشد فضائل اخلاقی و بالندگی اندیشه در میان عموم جامعه است. بر این اساس، جامعه انقلابی، نه جامعه‌ای مستغرق در آشوب، که امتی برانگیخته، آگاه و بالنده است که در جست‌وجوی گمشده خویش است؛ گمشده‌ای که تنها در اتحاد و انسجام اجتماعی قابلیت بروز و ظهور دارد و انقلاب بستری برای تحقق سنتی از سنت‌های خداوند است که می‌فرماید «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» (خداوند هرگز حال قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در درون خود دارند، تغییر دهند).

این همان بعثتِ دوباره روحِ ملت است، اما این مسیر تکاملی، نه یک واقعه منتهی به گذشته، بلکه فرآیندی است که همچنان در جریان است؛ به گونه‌ای که امروز، پس از گذشت ۴۷ سال از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، در این شب‌ها و روزها، شاهد تکرار بعثت ایرانیان هستیم؛ برانگیختگی و بعثتی که پس از سال‌ها، دیگربار در روح جامعه ایرانی حلول کرده و نشانه‌هایی آشکار از بالندگی درون یک جامعه را پس از عبور از فتنه‌های عمیق و توطئه‌های پیچیده در برابر دیدگان جهانیان عیان ساخته است.

به حقیقت این بعثت و برانگیختگی جمعی در روح یک ملت در سالی که دشمنان به طرق مختلف، اتحاد و همبستگی آنان را هدف گرفته بودند، انتظار نمی‌رفت تا جایی که تحلیل‌های جامعه‌شناسی، جملگی دلالت بر نگرانی عمیق از شکاف غیرقابل ترمیم در اعتماد سیاسی و تنزل سرمایه اجتماعی نظم و نظام مستقر داشت و گاه سخن از فروپاشی اجتماعی به میان می‌آمد. در این میانه از بیم‌ها و گاه سیاه‌نمایی‌ها، آن که نویدبخش این بعثت بود، شهید رمضانی ما، امام سیدعلی خامنه‌ای بود که همچون مقتدا و مراد خویش، خمینی کبیر، با «دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری امیدوار»، این نوید را به همگان داد؛ آن گاه که ایران در معرض تهدید قرار گیرد، مردم برای دفع تهدید، مبعوث خواهند شد و به حقیقت نیز این چنین شد.

آنچه امروز در جای جای این کهن دیار در حال رقم خوردن است با هیچ معیار علمی قابل پیش‌بینی نبود و جز به همان اعتبار معنایی بعثت قابل فهم نیست؛ چراکه تنها به قاعده لطف خداوندی است که فرد یا قومی آنچنان طی طریق می‌کند و مسیر تکامل را آن چنان با شتاب می‌پیماید که بیگانگان و اغیار در میانه «شکاف‌های ساختاری» و «فروپاشی اجتماعی»، تنها قادر به تماشای حیرت‌زده این‌تجلی باشند. درواقع، تضاد میان پیش‌بینی ریاضیاتی ـ جامعه‌شناختی (شکاف و فروپاشی) و واقعیت معنایی (برانگیختگی و بعثت)، همان نقطه فاصل تحولات امروز ایران با روز‌های پیش از ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ است.

باید به این مهم در ظرافت‌های معنایی بعثت نیز توجه داشت که جامعه، چون نبی، بدون استعداد اکتسابی نمی‌تواند به بعثتی بزرگ مبعوث شود و اگر انبیا به طریقه زهد و خلوت و صیام و قیام، گام به گام قدم در مسیر تربیت الهی نهادند و در مأدبه رب کریم، لقمه‌های نور برگرفتند که «کلّما دخل علیها زکریا المحراب وجد عند‌ها رزقا قال یا مریم أنّی لک هذا، قالت هو من عند الله»، جامعه نیز می‌باید زمینه‌ها و استعداد این بعثت را پیشتر تحصیل می‌کرد تا در هنگامه رفع حجب، قدم سیر به جانب حق و حقیقت گذارد.

این، همان مسیر تربیت الهی است که خمینی کبیر و خامنه‌ای شهید، سالیان سال در آن کوشیدند و یکی با تعلیمات اخلاقی و عرفانی‌اش در تفسیر سوره حمد، آداب الصلوة، اسرار الصلوة، شرح چهل حدیث، شرح حدیث جنود عقل و جهل و یا با «مصباح الهدایة» در نقطه اوج و دیگری با ۳۷ سال، راهبری داهیانه و وعظ و خطابه و بیانیه معظمش در گام دوم انقلاب و سرانجام با غروب خونین و عزتمندانه خود، جامعه خویش را به بالندگی فراخواندند و باطل السحر کید امپراطوری فریب شیاطین شدند و در هنگامه هجوم لشکریان تاریکی، روح جمعی بالنده را در پهنه ملک کهنسال پارسی، زنده کردند.

به عبارت دیگر، اگر بعثت اجتماعی را برآیند حرکت از «خود» به «خدا» بدانیم، بایسته اصلی ما در این دوران، بازگشت به همان منشأ برانگیختگی است؛ یعنی تبدیل کردن این «برانگیختگی گذار» به یک «شخصیت ماندگار اجتماعی»؛ تا این بعثت، نه تنها یک واکنش به تهدید، بلکه یک استمرار در مسیر رسیدن به کمال انسانی و تحقق وعده‌های الهی در ملک ایرانشهری ما باشد.

از این رو، باید «قدر» این روشنایی و نور امروزمان را بدانیم که این شب‌ها، «لیلة القدر» انقلاب اسلامی است و «مطلع الفجر» در پیش! آری! همبستگی و یگانگی ماست که در‌های رحمت و فتح و ظفر را بر ما گشوده که «ید الله مع الجماعة» و دست خدا، عاریتی است از اراده و قدرت لایزال الهی که هر آنچه را اراده کند، صورت تحقق یابد و امروز این سنت الهی ـ فتح و ظفر و اتحاد و همبستگی ـ پاسخی به اتحاد ماست و اگر خواهان تداوم این نصرت و نصر هستیم، باید خود را همواره در معرض سنت‌های الهی قرار دهیم.

به باور نگارنده، حفظ و حراست از بعثت اجتماعی ـ این موهبت بزرگ الهی ـ باید اولویت نخست در هر کنش سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در کشور باشد و از همین رو، باید زمینه تقویت هر چه بیشتر نقش مردم در کلیت فرآیند‌های تصمیم‌سازی و انتخاب اولویت‌ها، تسهیل و تمهید شود. چرا که هیچ قدرتی اصیل‌تر از قدرت اجتماعی نیست و رمز مانایی ما در برابر هر توطئه و یا تغییر و تحولی در آینده، تمسک به قدرت مردم‌پایه است.

در مجموع، بایسته‌های اصلی در حرکت از یک «برانگیختگی گذار» به یک «شخصیت اجتماعی مانا»، توجه هم‌زمان به سه مولفه بایسته‌های معرفتی به معنای بازشناسی حقیقت از میان فتنه‌ها؛ بایسته‌های اجتماعی در حفظ انسجام و وحدت در عین احترام به تنوع و کثرت؛ و بایسته‌های رهبری، در لزوم حرکت در مسیر مقتدا است؛ امری که هم به گشایش‌ها در زیست روزمره ما منجر خواهد شد و ثمره این مقاومت در آینده نزدیک، کام همگان را شیرین خواهد کرد و هم در افقی تمدنی، الهام‌بخش چشم‌های نگران در اقصی نقاط جهان خواهد بود تا یکبار دیگر ایران و ایرانیان در مقام معلم بشریت، ایفای نقش کنند و نام خویش را بر فراز قله‌های تاریخ بشر به شکوه ثبت نمایند.

* عضو هیات علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

منبع: ایرنا
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر