کد مطلب: ۱۱۷۳۴۵۹
|
|
۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۸

«حاشیه»؛ فیلمی که برخلاف سینمای سیاه‌نمای ایران، برای دردهای جامعه راه‌حل دارد!

«حاشیه»؛ فیلمی که برخلاف سینمای سیاه‌نمای ایران، برای دردهای جامعه راه‌حل دارد!
در روزگاری که بسیاری از فیلم‌های اجتماعی به نمایش فقر، جرم و آسیب‌های جامعه بسنده می‌کنند، فیلم «حاشیه» تلاش کرده مسیر متفاوتی را در پیش بگیرد. این اثر با روایت زندگی در محله‌های حاشیه‌ای، از کودکان کار و مافیای مواد مخدر تا نقش مسجد و مشارکت مردم در مقابله با ناهنجاری‌ها، پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا می‌توان حاشیه را با کمک مردم از حاشیه بودن خارج کرد؟

به گزارش مجله خبری نگار، در سال‌های اخیر که طیف فیلمسازان علاقمند به ژانر اجتماعی افزایش پیدا کرده، میزان آثار قابل‌توجه که بتواند دردی از جامعه را با بیان سینمایی به تصویر بکشاند به کمتر از انگشتان دو دست می‌رسد؛ به ویژه آن که کمتر اثری را می‌توان یافت تا به اصطلاح سیاه‌نمایی نباشد و با زیبایی‌شناسی سینمایی روایت کند. آن هم در عصری که اکثر فیلمسازان اجتماعی، جشنواره‌ای شده‌اند و فیلم‌های خود را دستاویزی برای قدم زدن بر فرش قرمز فستیوال‌های جهانی قرار می‌دهند.

این روز‌ها «حاشیه» که در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، روی پرده نقره‌ای سینما است. کمتر پیش می‌آید فیلمنامه‌ای اجتماعی حتی پس از اتمام تیتراژ، مخاطب خود را درگیر متن سازد. به طور معمول اغلب آثار اجتماعی دردی را به تماشاگر تزریق می‌کنند و پس از ارائه مانیفست کارگردان با دیالوگ‌هایی شعارزده، مخاطب را در سیاهی که ایجاد کرده‌اند تنها می‌گذارند.

«حاشیه» اگرچه که عالی نیست و ضعف‌هایی در ریتم دارد، اما در نخستین تجربه بلند سینمایی کارگردان در ژانر خطیری، چون اجتماعی، خوش درخشیده است. این اثر سینمایی نقطه آغازین روایت را همچون عنوان خود از حاشیه شهر شروع و اوج و فرود داستانی را نیز در حاشیه ترسیم می‌کند و به پایان می‌رساند. داستان روحانی که به سبب اتفاقاتی با خانواده به حاشیه شهر نقل‌مکان می‌کند و با ایجاد یک مشکل شخصی، پا به دنیای حاشیه و وقایع پیرامون آن می‌گذارد. دنیایی که در آن کودکان به سرقت می‌روند، کودک‌کار می‌شوند یا در نهایت در پیچ و خم مافیای مواد مخدر مورد سوءاستفاده قرار گرفته و تلف می‌شوند.

در اینجا، حاشیه نه تنها یک عنوان یا لوکیشن، بلکه نقش اصلی داستان را ایفا می‌کند. حاشیه عاملی است موثر که ما را با کاراکتر‌های فیلم همراه می‌کند تا به عمق جهان مسئله‌محور مدنظر فیلمساز پی ببریم. کوچه‌های تنگ، خانه‌هایی با ابعاد کوچک و نمایی بهم‌ریخته، تردد مجرمان و ترس اهالی از آنها، نشانه‌هایی است برای درک آن چیزی که در حاشیه جریان دارد؛ مسئله‌ای که سال‌ها است به عنوان معضلی اجتماعی شناخته می‌شود و از پس آن جریانات دیگری از مشکلات بیرون می‌زند.

فیلمساز با ترسیم جهان حاشیه‌نشینی و اندر احوالات ساکنان آن، تماشاگر را با دنیایی آشنا می‌کند که در حاشیه همین تهران خودمان جریان دارد و نفس می‌کشد؛ اما با یک تفاوت نسبت به سایر فیلمسازان اجتماعی، مخاطب را در این جهان تنها نمی‌گذارد. در نیمه نخست داستان متوجه می‌شویم که حاشیه مدنظر، یک مسجدی هم دارد که مدت‌هاست کسی در آن را باز نکرده است.

نیمه دوم داستان نیز فیلمساز به ما نشان می‌دهد که کاراکتر اصلی داستان با بازی هادی کاظمی، یک روحانی است که از قضا با لباس روحانیت تردد نمی‌کند. بلافاصله در می‌یابیم که پیش از تعطیلی مسجد، روحانی متولی آن بوده که با درگذشت او، حاشیه روز به روز به حاشیه شدن نزدیک شده است. کم‌کم فیلمساز با نشانه‌هایی که در ذهن تماشاگر کاشته است، گره‌های داستانی برای حل مشکل حاشیه را بیان و به یک گزاره مهم دست پیدا می‌کند؛ حاشیه را مردم آن می‌سازند.

مفهوم «پنجره شکسته» می‌گوید که هرچه آثار و مظاهر جرم بیشتر باشد می‌تواند به افزایش ناهنجاری کمک کند. در «حاشیه»، کارگردان مظاهر جرم را درون کوچه‌پس‌کوچه‌های نهان می‌کند و آن را در گوشه ذهن مخاطب نگه می‌دارد. سپس در نیمه پایانی به کمک کاراکتر اصلی که حال لباس روحانیت بر تن کرده و رونق را به مسجد بازگردانده است، مظاهر جرم نیز کم‌کم با کمک اهالی حاشیه کم‌رنگ می‌شوند.

اینجا باز هم فیلمساز نشانه‌ای دیگر را نمایان می‌کند. روحانی داستان که تا پیش از این لباس روحانیت بر تن نمی‌کرد، پس از تراژدی پیش آمده احساس تکلیف می‌کند و نقش خود را به عنوان یک مصلح اجتماعی باز پس می‌گیرد. اینجا نقطه کلیدی روایت است؛ جایی که فیلمساز راه‌حل نهایی را آشکار می‌کند. او نه روحانی را به عنوان یک سوژه قهرمان بلکه یک مصلح اجتماعی به تصویر می‌کشد. تلنگری که سبب می‌شود سوژه داستان، بدون راه حل به پایان نرسد.

منبع: فارس
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر