کد مطلب: ۱۰۸۲۱۹۹
|
|
۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۸

«هالیو»، دنیای زیبای امروزی؟!

«هالیو»، دنیای زیبای امروزی؟!
امروز، «هالیو» به یکی از مهم‌ترین پدیده‌های فرهنگی و رسانه‌ای جهان معاصر تبدیل شده و فقط به موسیقی کره‌ای خلاصه نمی‌شود، غذای کره‌ای، فیلم و سریال‌های کره‌ای و سبک زندگی کره‌ای نشان از نفوذ فرهنگی کره جنوبی در عرصه بین‌المللی دارد.

به گزارش مجله خبری نگار، امروز، «هالیو» به یکی از مهم‌ترین پدیده‌های فرهنگی و رسانه‌ای جهان معاصر تبدیل شده و فقط به موسیقی کره‌ای خلاصه نمی‌شود، غذای کره‌ای، فیلم و سریال‌های کره‌ای و سبک زندگی کره‌ای نشان از نفوذ فرهنگی کره جنوبی در عرصه بین‌المللی دارد.

کتاب «هالیو، موج کره‌ای: قدرت نرم و دیپلماسی عمومی به سبک کره جنوبی» نوشته محسن سوهانی، پژوهشگر میان‌رشته‌ای به بررسی این موج پرداخته که فراتر از یک جریان سرگرمی به یک راهبرد پیچیده در حوزه قدرت نرم و دیپلماسی عمومی تبدیل شده است.

با محسن سوهانی از چهره‌های فعال در حوزه مدیریت فرهنگی، پژوهش، دیپلماسی و روابط بین‌الملل که هم‌اکنون مدیرکل هنر‌های نمایشی و رادیو نمایش است درباره شکل‌گیری و اثرگذاری این موج کره‌ای گفت‌و‌گو کردیم که می‌خوانید.

«هالیو» دقیقاً چیست و چرا نباید آن را صرفاً به موسیقی K-pop یا سریال‌های کره‌ای محدود کرد؟

ابتدا اجازه دهید از وجه تسمیه شروع کنم. جالب است بدانید «هالیو» واژه‌ای چینی است که برای نخستین بار در سال ۱۹۹۹ میلادی توسط رسانه‌های چینی ابداع شد. هالیو در زبان چینی به معنای جریان یا ضربه سرد است و خبرنگاران چینی با یک جناس هوشمندانه، این واژه را برای توصیف هجوم ناگهانی و پرشور فرهنگ کره‌ای به کار بردند. بعد‌ها دولت کره جنوبی این واژه را رسمیت بخشید و آن را موج کره‌ای ترجمه کرد.

اما «هالیو» در ذات خود، یک پدیده چندلایه و فراگیر است. اگر آن را صرفاً به موسیقی یا سریال محدود کنیم، در حقیقت تنها نوک کوه یخ را دیدیم؛ چرا که اولاً هالیو یک اکوسیستم کامل است که شامل سینما، مد، آرایش و بهداشت، آشپزی کره‌ای، بازی‌های ویدئویی، وب‌تون (کمیک دیجیتال کره‌ای) و حتی زبان کره‌ای می‌شود. فیلم «انگل» که اسکار گرفت یا گسترش رستوران‌های کره‌ای در جهان، همگی بخشی از همین پدیده هستند.

دوم اینکه هالیو یک کلان‌راهبرد ملی است که از هماهنگی کم‌نظیر و قابل توجه دولت، بخش خصوصی، رسانه‌ها و فناوری‌های دیجیتال شکل گرفته است. از تصویب قوانین حمایتی تا تأسیس نهاد‌های تخصصی برای صادرات فرهنگی، همه نشان از یک برنامه‌ریزی دقیق دارد.

سوم و مهم‌تر اینکه هالیو امروز به ابزاری برای قدرت نرم و دیپلماسی عمومی کره‌جنوبی تبدیل شده است. به بیان دیگر، کره با تکیه بر جذابیت فرهنگی خود، بدون توسل به زور، نفوذ بین‌المللی‌اش را افزایش داده است. به عنوان نمونه، گروه BTS در سال ۲۰۲۱ به عنوان «فرستادگان ویژه نسل‌های آینده» در سازمان ملل حضور یافت.

پس «هالیو» را باید یک قدرت فرهنگی فراگیر دانست که از دل یک جریان سرگرم‌کننده زاده شده و اکنون به یکی از مؤثرترین ابزار‌های دیپلماسی عمومی و ارتقای برند ملی در جهان تبدیل شده است.

یعنی «هالیو» منجر به بهبود تصویر بین‌المللی کره جنوبی و سبک زندگی کره‌ای در تصور عمومی مردم جهان شده است؟

اجازه دهید پاسخ را با یک مثال ملموس آغاز کنم. نظرسنجی اخیر مؤسسه «Corea Image Communication Institute» نشان می‌دهد ۶/۹۴ درصد از خود کره‌ای‌ها و ۱/۹۳درصد از خارجی‌ها، «کی‌استایل» (سبک کره‌ای) را با هویت این کشور گره زده‌اند. این یعنی «هالیو» دیگر تنها یک جریان فرهنگی نیست بلکه به مهم‌ترین برند ملی کره جنوبی تبدیل شده است. به بیان دیگر هالیو تصویر کره جنوبی را از یک کشور جنگ‌زده و صنعتیِ در حال توسعه، به یک «برند» فرهنگی جذاب، پویا و آرمانشهری تبدیل کرده است.

از منظر دیپلماسی عمومی، کره جنوبی با بهره‌گیری از جذابیت فرهنگی خود توانسته بدون توسل به زور، نفوذ بین‌المللی‌اش را افزایش دهد. همچنین، هالیو به موتور محرک گردشگری تبدیل شده است؛ تماشاگران کنسرت BTS در سئول به‌طور میانگین ۳۵۳ میلیون وون (حدود ۲هزار و ۵۰۰دلار) هزینه می‌کنند، در حالی که این رقم برای گردشگران عادی ۲۴۵ میلیون وون است.

رسانه‌های کره‌ای با ترکیب هوشمندانه سنت و مدرنیته، تصویری از سبک زندگی کره‌ای ارائه داده‌اند که هم آشناست و هم تازه. سریال‌هایی مانند «بازی مرکب» و فیلم‌هایی مانند «انگل» با کسب جوایز اسکار، نه‌تنها سرگرمی، بلکه روایت‌های عمیق انسانی و زیبایی‌شناسی فرهنگ کره را به جهان نشان دادند. پلتفرم‌هایی مانند نتفلیکس نیز این محتوا را به تمام نقاط جهان رسانده‌اند.

به‌نظرم این سه حوزه، ستون‌های مکمل هالیو هستند؛ اولی دیپلماسی غذا یا K-Food که در نظرسنجی ۲۰۲۶ بیش از ۵۵درصد از خارجی‌ها، غذا را محبوب‌ترین محتوای کره‌ای دانستند به طوری که غذا در کنار «کی‌پاپ» به عنوان دومین نماد ملی کره شناخته شده است.

دوم، مد کره‌ای یا K-Fashion که با تلفیق زیبایی‌شناسی سنتی و مدرن، به یک زبان بصری جهانی تبدیل شده است.

سوم، سبک زندگی و زیبایی یا K-Beauty & K-Lifestyle صنعت زیبایی کره با فلسفه «مراقبت و پیشگیری» به جای «پوشانندگی»، توانسته تصویر کره را از یک کشور با مرز‌های مستحکم نظامی، به سرزمینی با «پوست شیشه‌ای» و آرمانشهری تغییر دهد.

در یک کلام، «هالیو» با تکیه بر رسانه‌های جذاب، غذا‌های لذیذ، مد‌های شیک و سبک زندگی آرمانشهری، موفق شده است تصویر کره جنوبی را از یک کشور صنعتی صرف، به یک قدرت فرهنگی فراگیر و جذاب تبدیل کند. این همان چیزی است که در کتاب «هالیو، موج کره‌ای» از آن با عنوان «دیپلماسی عمومی همه‌جانبه» یاد کرده‌ام؛ راهبردی که در آن فرهنگ، سیاست و اقتصاد در هم تنیده شده و نتیجه‌ای جز ارتقای بی‌سابقه برند ملی کره جنوبی نداشته است.

شما در کتابتان، از این موج به عنوان ابزار قدرت نرم و دیپلماسی عمومی کره یاد کردید، به نظرتان چه عواملی سبب شد کره جنوبی از یک کشور مصرف‌کننده فرهنگ به صادرکننده جهانی فرهنگ تبدیل شود؟

این پرسش، قلب تپنده کتاب من است. تحول کره جنوبی از یک کشور جنگ‌زده و مصرف‌کننده، به یکی از صادرکنندگان بزرگ فرهنگ در جهان، حاصل یک راهبرد ملی هوشمندانه و چندلایه بوده که در طول سه دهه به دقت طراحی و اجرا شده است. این تحول را نه یک جهش ناگهانی، بلکه یک فرایند نظام‌مند باید دانست که عوامل متعددی در آن نقش داشته است.

در وهله نخست، تغییر نگاه راهبردی دولت از «فرهنگ» به «صنعت» بود. نقطه عطف این تحول را باید در بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷ جست‌و‌جو کرد. در آن زمان کره جنوبی دریافت که تکیه بر صنایع سنگین کافی نیست. مقایسه درآمد یک فیلم مانند «پارک ژوراسیک» با فروش میلیون‌ها خودرو هیوندایی، این باور را در رهبران کره ایجاد کرد که «فرهنگ» می‌تواند یک صنعت راهبردی و با ارزش افزوده بالا باشد. دولت کره با پذیرش این نگاه، صنعت فرهنگ را به عنوان موتور جدید رشد اقتصادی، ابزاری برای دیپلماسی نرم و بخش صادراتی پیشرو تعریف کرد. این تغییر پارادایم، زمینه‌ساز تمام تحولات بعدی شد.

نکته دوم، فرهنگ‌محوری در سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری است. دولت‌های متوالی کره جنوبی، از دولت کیم‌دای جونگ که شعار «فرهنگ‌محوری» را مطرح کرد تا دولت‌های بعدی، سیاست‌های حمایتی گسترده‌ای را به اجرا گذاشتند.

محور سوم به تصویب قوانین حمایتی مانند «قانون اساسی توسعه صنایع فرهنگی» و «قانون توسعه پایدار هالیو» بازمی‌گردد. همچنین ایجاد نهاد‌های تخصصی مانند «سازمان محتوای خلاق کره» و «سازمان ترویج تبادلات فرهنگی بین‌المللی کره» برای مدیریت، هدایت و صادرات فرهنگ نقش کلیدی داشت. سرمایه‌گذاری کلان مالی نیز یکی از ارکان این تحول بود. علاوه بر این، معافیت‌های مالیاتی برای هزینه‌های تولید محتوا و حمایت از شرکت‌های کوچک و استارت‌آپ‌های فرهنگی، فضای رقابتی و پویایی ایجاد کرد.

اما موفقیت کره تنها به حمایت مالی محدود نشد، بلکه ایجاد یک اکوسیستم کامل را هدف گرفت. در این اکوسیستم، هماهنگی میان دولت، صنعت، دانشگاه و پژوهش نقشی حیاتی دارد. دولت نقش طراح و سرمایه‌گذار را ایفا می‌کند. بخش خصوصی مانند شرکت‌های سرگرمی HYBE، SM، JYP، YG و CJ ENM با سیستم‌های آموزش و تولید صنعتی، هنرمندانی چندزبانه، آشنا به رسانه و مسلط به برندسازی شخصی پرورش می‌دهند. دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی نیز در حوزه‌های خلاقیت، فناوری و بومی‌سازی همکاری نزدیک دارند.

از سوی دیگر، کره جنوبی به مرز‌های سنتی فرهنگ اکتفا نکرد و تعریف «هالیو» را به غذا، مد، زیبایی، گردشگری و سبک زندگی گسترش داد. همچنین استفاده گسترده از پلتفرم‌های جهانی مانند یوتیوب و نتفلیکس و سرمایه‌گذاری روی فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی، نقش کلیدی در این گسترش ایفا کرده است.

در نهایت، کره جنوبی از هالیو به عنوان ابزاری برای دیپلماسی عمومی و ارتقای برند ملی و قدرت نرم خود بهره گرفته است. حضور هنرمندان کره‌ای در مجامع بین‌المللی، استفاده از فرهنگ در دیپلماسی سطح بالا و هدف‌گذاری برای جذب ۳۰ میلیون گردشگر خارجی، همگی نشان از نگاه راهبردی به فرهنگ به عنوان یک دارایی ملی دارد.

در مجموع، کره جنوبی با نگاه اقتصادی به فرهنگ، سیاست‌گذاری هوشمندانه، سرمایه‌گذاری کلان، ایجاد اکوسیستم صنعتی منسجم و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین توانست مسیر تحول از مصرف‌کننده به صادرکننده را طی کند و به الگویی الهام‌بخش برای دیگر کشور‌ها تبدیل شود.

برخی معتقدند هالیو یک موفقیت فرهنگی است ولی عده‌ای، آن را نوعی پروژه نفوذ فرهنگی می‌دانند. شما به عنوان کارشناس رسانه، کدام نگاه را به واقعیت نزدیک‌تر می‌دانید؟

پرسش شما در واقع به یکی از چالش‌برانگیزترین ابعاد پدیده هالیو اشاره دارد. پاسخ من این است که هر دو نگاه اگرچه دارای نکات ارزشمندی هستند، اما برای تبیین کامل این پدیده پیچیده، ناقص به نظر می‌رسند. واقعیت، همان طور که در کتاب «هالیو، موج کره‌ای» به آن پرداخته‌ام، در میانه این دو دیدگاه قرار دارد و هالیو را باید پدیده‌ای چندوجهی دانست که همزمان دارای ابعاد موفقیت فرهنگی اصیل و راهبردی هوشمندانه برای نفوذ است.

از یک سو، هالیو بدون شک یک موفقیت فرهنگی چشمگیر است. این موفقیت ریشه در جذابیت ذاتی و کیفیت بالای محصولات فرهنگی کره‌ای دارد؛ محصولاتی که توانسته‌اند با مخاطبان در سراسر جهان، فارغ از مرز‌های جغرافیایی و زبانی، ارتباطی عمیق و عاطفی برقرار کنند. همان طور که در منابع معتبر نیز اشاره شده، هالیو به یک «پدیده فرهنگی چندوجهی» تبدیل شده که توسط تاریخ و تجارب عاطفی هر ملت شکل می‌گیرد و صرفاً یک روند زودگذر یا مد مصرفی نیست. این موفقیت، حاصل خلاقیت بخش خصوصی، نبوغ هنرمندان و درک عمیق از ذائقه جهانی است و به تنهایی نمی‌تواند محصول یک پروژه دولتی باشد. کره جنوبی با «ترکیب‌بندی مجدد» عناصر فرهنگی جهانی در قالبی تازه و جذاب توانسته به «ارز فرهنگی جهانی» دست یابد و تصویر خود را از یک کشور جنگ‌زده به یک قدرت فرهنگی جذاب تغییر دهد.

از سوی دیگر، نادیده گرفتن نقش عمدی و راهبردی دولت کره جنوبی در این موفقیت، ساده‌انگارانه است. هالیو را نمی‌توان صرفاً یک روند خودجوش فرهنگی دانست. دولت کره با اتخاذ سیاست‌های هوشمندانه و هدفمند از دهه ۱۹۹۰، به طور جدی به دنبال تبدیل فرهنگ به یک «صنعت استراتژیک» بوده است. این مداخلات، از حمایت‌های مالی و قانونی تا ایجاد نهاد‌های تخصصی برای صادرات فرهنگی، همگی نشان از یک «پروژه» آگاهانه برای افزایش «قدرت نرم» و نفوذ بین‌المللی دارد. هالیو به عنوان «بزرگ‌ترین دارایی قدرت نرم» سئول در کنار ابعاد اقتصادی، دارای ابعاد ژئوپلیتیکی نیز هست.

با این حال، اینجاست که پای بحث «نفوذ فرهنگی» یا حتی «امپریالیسم فرهنگی» به میان می‌آید. منتقدان بر این باورند که هالیو با وجود جذابیت‌هایش، می‌تواند به نوعی «استعمار اقتصادی» یا «تهاجم فرهنگی» یک‌طرفه تبدیل شود که ارزش‌ها و سبک زندگی کره‌ای را به سایر جوامع به ویژه جوامع در حال توسعه تحمیل می‌کند. برخی پژوهش‌ها حتی به «تمایل امپریالیستی برای گسترش نفوذ فرهنگی از طریق جهانی‌سازی» هالیو اشاره کرده‌اند. این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم جریان هالیو اغلب به صورت یک‌طرفه در حال انتقال از کره به سایر کشورهاست و می‌تواند وابستگی اقتصادی ایجاد کند. با این حال، واقعیت پیچیده‌تر از این دوگانه‌سازی است. هالیو برخلاف جریان‌های فرهنگی سنتی که اغلب از غرب به شرق ساری بود، نمونه‌ای از «امپریالیسم رسانه‌ای معکوس» محسوب می‌شود که نظم قدیمی مرکز-حاشیه را به چالش می‌کشد. همچنین پژوهش‌ها نشان می‌دهد محصولات هالیو در هر منطقه‌ای که وارد می‌شوند، دستخوش «بازتفسیر، بازبافت‌سازی و بازنشانه‌سازی» می‌شوند و هرگز به عنوان یک کالای فرهنگی یکدست و تغییرناپذیر وارد نمی‌شوند. این امر نشان می‌دهد مخاطبان جهانی، صرفاً مصرف‌کنندگان منفعل نیستند و در فرایند معنادهی به این محصولات نقش فعالی دارند.

در نهایت، به عنوان یک کارشناس قدرت نرم و دیپلماسی عمومی معتقدم هالیو را باید پدیده‌ای فراتر از این دو نگاه متقابل دانست. هالیو هم یک موفقیت فرهنگی اصیل است که از دل خلاقیت و جذابیت ذاتی فرهنگ کره‌ای برخاسته و هم یک پروژه آگاهانه و هوشمندانه برای افزایش قدرت نرم و نفوذ بین‌المللی بوده که با برنامه‌ریزی و حمایت دولت به اوج رسیده است. ابعاد «نفوذ» آن نیز قابل انکار نیست، اما این نفوذ بیشتر از جنس «جذابیت» و «اقناع» است تا «تحمیل» و «اجبار». به عبارت دیگر، هالیو بیش از آنکه یک «تهاجم» باشد، یک «جذابیت» است؛ جذابیتی که مخاطبان جهانی را به سوی خود می‌کشاند و آنها را به مشارکت فعال در این پدیده فرامی‌خواند.

راز محبوبیت سریال‌های کره‌ای در نتفلیکس

سریال‌های کره‌ای چه ویژگی‌هایی دارند که برای مخاطبان فرهنگ‌های مختلف قابل فهم و جذاب هستند و پلتفرم‌هایی مانند نتفلیکس چه تأثیری در گسترش موج کره‌ای داشته‌اند؟ سوهانی معتقد است:برای پاسخ، باید از دو زاویه به موضوع نگاه کنیم؛ نخست، معماری درونی خود سریال‌ها و دوم، نقش پلتفرم‌های جهانی به عنوان بلندگو و شتاب‌دهنده این محتوا در عرصه بین‌الملل. راز موفقیت سریال‌های کره‌ای در این است که توانسته‌اند تعادلی ظریف میان خاص بودن و جهانی بودن برقرار کنند. این سریال‌ها در بستر فرهنگ کره‌ای، مضامین جهانی مانند عشق، خیانت، شکاف طبقاتی، آرزو‌های انسانی و بقا را روایت می‌کنند. برای نمونه، بازی مرکب با نمایش نابرابری اجتماعی و تلاش برای بقا، به موضوعی فراتر از مرز‌های کره تبدیل شد و مخاطبان جهانی را با خود همراه کرد. علاوه بر این، مخاطبان در سراسر جهان شیوه روایت این سریال‌ها را بسیار جذاب می‌یابند؛ آنها عاشق این هستند که شخصیت‌ها را در لحظات اوج و بحران ببینند و تغییرات ظریف احساسات و روابط پیچیده را از نزدیک مشاهده کنند. همچنین برخلاف برخی فرهنگ‌ها که بر فروتنی تأکید دارند، سریال‌های کره‌ای احساسات را به صراحت و بدون پنهان‌کاری به تصویر می‌کشند که این ویژگی برای مخاطبان جهانی که به چنین شفافیتی عادت ندارند، بسیار تازه و دلنشین است. از سوی دیگر، کره جنوبی با تولید صنعتی سریال‌های باکیفیت، تنوع ژانری بالایی دارد و پژوهش‌ها نشان می‌دهد ژانر‌های جنایی، وحشت و مهیج به دلیل تکیه بر تعلیق و کنش، موانع فرهنگی را بهتر پشت سر می‌گذارند و برای مخاطبان فرهنگ‌های مختلف قابل فهم‌تر هستند. حالا نوبت به نقش نتفلیکس می‌رسد که بدون شک نقش شتاب‌دهنده و کاتالیزور اصلی در گسترش جهانی هالیو داشته است. نتفلیکس با ارائه زیرنویس و دوبله به ده‌ها زبان، نخستین و بزرگ‌ترین مانع یعنی زبان را از سر راه برداشت و مخاطبان سریال‌های کره‌ای را از محدوده آسیا فراتر برد. امروز بیش از ۸۰ درصد از اعضای نتفلیکس در جهان دست‌کم یک محتوای کره‌ای تماشا کرده‌اند. از سال ۲۰۱۶، نتفلیکس معادل ۲۵میلیارد دلار در محتوای کره‌ای سرمایه‌گذاری کرده که به تولید آثاری در سطح هالیوود انجامیده و به صنعت تولید کره رونق بی‌سابقه‌ای بخشیده است.

نقطه عطف این همکاری، سریال بازی مرکب بود که در سپتامبر ۲۰۲۱ در بیش از ۹۰ کشور صدرنشین شد و ثابت کرد محتوای کره‌ای نه فقط جالب، بلکه یک کالای تجاری ضروری در عرصه رقابت پلتفرم‌هاست. جالب اینکه تحقیقات نشان می‌دهد کاربران نتفلیکس نسبت به غیرکاربران، نگرش مثبت‌تری به فرهنگ کره دارند و تمایل بیشتری به تجربه محصولات و سفر به این کشور نشان می‌دهند. در یک نگاه، سریال‌های کره‌ای با تکیه بر روایت‌های جهانی و احساسات خالص و نتفلیکس با حذف موانع زبانی و سرمایه‌گذاری کلان، دست در دست هم داده‌اند و این همکاری هوشمندانه، هالیو را از یک پدیده منطقه‌ای به یک قدرت جهانی تبدیل کرده است.

منبع: قدس-زهره کهندل

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر