کد مطلب: ۱۰۶۴۹۴۱
|
|
۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۴

Freedom 250 کور شد

Freedom 250 کور شد
هنرمندان، مهمانی ترامپ در جشن سالگرد استقلال آمریکا را تحریم کردند

به گزارش مجله خبری نگار، خبر رسید که دست ترامپ برای بزرگداشت ۲۵۰ سالگی استقلال آمریکا از بریتانیا حسابی خالی است، زیرا چندین خواننده و گروه موسیقی از اجرای برنامه‌های مرتبط با این روز کنار کشیده‌اند؛ آن هم به این خاطر که آنها در ابتدا تصور می‌کردند دعوت رئیس‌جمهور ایالات متحده از ایشان رنگ‌وبویی غیرسیاسی دارد، اما وقتی فهمیدند که ترامپ می‌خواهد از این مسئله برای خودش طرفی ببندد و سوءاستفاده کند دست رد به سینه او زدند و عطای حضور در مراسم Freedom ۲۵۰ را به لقایش بخشیدند تا برگ دیگری از کتاب جنجالی و پرحاشیه «رابطه ترامپ و هنرمندان» با تلخکامی رقم بخورد و به پایان آخرین صفحاتش نزدیک شود.

برای ما مردم ایران که سال‌ها زیر هجوم بی‌رحم و سیل‌آسای تبلیغات رسانه‌های غربی و شعبه‌های داخلی آنها قرار داریم شاید این‌طور تصور شود که رابطه هنرگردانان آمریکایی با نظام سیاسی‌شان همیشه گل و بلبل بوده و هر یک به سهم خود در برپایی ساختمان قدرت ایالات متحده به ایفای نقش پرداخته‌اند. این منطق سینمایی اگرچه اشتباه، ولی سکه رایج بخشی از جامعه ما در صحبت‌های روزانه و حرف‌های درگوشی است. تاریخ سینما، رسانه و تلویزیون را که مرور می‌کنیم به مثال‌های نقض فراوانی در این زمینه مواجه می‌شویم، به‌طوری که نمی‌توانیم به نتیجه‌ای قطعی در مورد همسویی همیشگی هنرمندان با سیاست‌های کاخ سفید یا مخالف با آن دست پیدا کنیم!

در دو دوره‌ای که ترامپ سکان کشتی هدایت آمریکای رو به افول را به دست گرفته ارتباط او همیشه با اغلب چهره‌های سرشناس عرصه موسیقی، تلویزیون و سینما در نشیب دره قرار داشته و حتی برای یک لحظه سیر صعودی به خود نگرفته است. همه اینها درحالی ا‌ست که از نظر برخی از تحلیلگران کورتکس‌دوست مو لای درز اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها در مدیریت اوضاع جهان نمی‌رود و ما چاره‌ای جز بله‌قربان‌گویی و بندگی در محضر ولی امر خود نداریم و صرفا باید با نگاه خیره پیشرفت جوامع غربی را از نظر بگذرانیم! باری، تاریخ روابط دولت و سلبریتی‌ها در آمریکا همواره پرتلاطم و طوفانی بوده است و خبری از گل و شیرینی نیست. در این گزارش قصد داریم با سفر به تاریخ و همین‌طور بررسی دوره اول و دوم ترامپ گزاره غلط دوستی همیشگی میان دولتمردان و هنرمندان آمریکایی را اصلاح کنیم. اکنون که تجاوز وحشیانه و ناجوانمردانه باند اپستین به ایران خیلی از شهره‌های هالیوودی و غیرهالیوودی را از خواب بیدار کرده و جبهه تازه‌ای را علیه ترامپ به وجود آورده شاید بد نباشد در ابتدا از تجربه ویتنام و شکافی که در میان افراد معروف و مستاجران کاخ سفید پدید آورد حرف بزنیم.

برای باتلاق ویتنام مرثیه بخوان!

جنگ ویتنام به مدت بیست سال مردم منطقه جنوب شرقی آسیا را به خود مشغول کرد و در طول آن زندگی‌های بی‌شماری حتی بیرون از جغرافیای ویتنام، نظیر لائوس و کامبوج را از بین برد. به دلایل سیاسی این نبرد نمی‌پردازیم، زیرا مسئله ما نیست، اما ورود مستقیم ایالات متحده به جنگ در میانه دهه شصت میلادی و جانبداری از نیرو‌های ویتنام جنوبی آنقدر فرسایشی شد که داد بسیاری از مردم ایالات متحده را در آورد و صدمات روحی و روانی زیادی بر جامعه تحمیل کرد. این مسئله از دید و تیررس هنرمندان آمریکایی در ژانر‌ها و دسته‌های گوناگون هنری دور نماند و آنها را به واکنش واداشت.

البته چهره‌هایی نظیر «جان لنون» انگلیسی و همسر ژاپنی‌اش «یوکو اونو» هم در این میان نقشی فعال ایفا کردند که اشاره به آن خالی از لطف نیست. لنون پس از مهاجرت به آمریکا خودش را به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین و سرشناس‌ترین نماد‌های صلح‌طلبی در دنیا معرفی کرد. او و همسرش که برای ماه عسل به هتل الیزابت مونترال رفته بودند در واکنش به جنگ ویتنام کمپین Give peace a change را استارت زدند و ضمن اعتصاب یک هفته از اتاق خود بیرون نیامدند. «ریچارد نیکسون» رئیس‌جمهور وقت بدنام آمریکا که به‌شدت از نفوذ لنون بر جوانان آمریکایی احساس وحشت می‌کرد به FBI دستور داد تا این هنرمند را تحت تعقیب و شنود قرار دهد. کاخ سفید حتی محکومیت قدیمی نگهداری ماری‌جوانا در بریتانیا را بهانه کرد تا لنون را در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۷۲ از ایالات متحده به انگلیس مسترد کند، اقدامی که در نهایت به نتیجه نرسید.

اما این «جوئن بائز» ملقب به ملکه موسیقی فولک آمریکا بود که با ترانه‌ای نظیر Saigon Bride دست به اعتراض و حتی نافرمانی مدنی زد، چون او علنا و بدون هیچ واهمه‌ای جوانان را به مقاومت در برابر سربازی اجباری تشویق و اعلام می‌کرد که به‌خاطر صرف پولش برای بمباران ویتنام از پرداخت مالیات صرف‌نظر می‌کند! «دیوید هریس» همسر جوئن بائز هم به جرم امتناع از رفتن به سربازی در طول جنگ با ویتنام به زندان افتاد. ملکه موسیقی فولک آمریکا بخشی از دوران بارداری‌اش را در تظاهرات‌های بزرگ ضد جنگ گذراند، تا جایی که خودش هم برای مدتی به جرم ورود غیرقانونی به پایگاه‌های نظامی و تلاش جهت ممانعت از اعزام سربازان به زندان بیفتد. از سوی دیگر «کانتری جو مک‌دانلد» هم با اجرای ترانه اعتراضی I feel like I’, fixin’ to die rag در فستیوال وودستاک ۱۹۶۹ نیم میلیون نفر را به وجد آورد. مک‌دانلد در این ترانه با زبانی عاری از استعاره و به‌صورت مستقیم ژنرال‌ها، وال استریت و سیاستمداران کاخ سفید را به سخره می‌گرفت؛ چرا که آنها به بهانه مبارزه با کمونیسم، عمر جوانان و سرمایه مادی و معنوی مردم آمریکا را در نبرد با ویتنام شمالی به هدر می‌دادند.

پیش از این، «پیت سیگر» خواننده سرشناس فولک آمریکایی هم با اجرای ترانه «غرق در باتلاق» در شو تلویزیونی Smothers Brothers با صراحت نسبت به آنچه در ویتنام رخ می‌داد موضع گرفت. غرق در باتلاق استعاره‌ای از «لیندون جانسون»، رئیس‌جمهوری وقت ایالات متحده بود، زیرا پیت سیگر، جانسون را مسئول اصلی این نبرد فرسایشی قلمداد می‌کرد، درنتیجه این اقدام، شبکه CBS به دلیل فشار‌های سیاسی و ترس از واکنش دولت، این اجرا را سانسور کرد و در خروج از تلویزیون را به سیگر نشان داد. سینماگران شاخص و مهمی نظیر «جین فوندا»، «مارلون براندو» و «پل نیومن» هم بیکار ننشستند و آمریکا را به‌خاطر حضورش در بن‌بست ویتنام نواختند. فوندا که بسیاری در ایران او را به عنوان میراث‌دار پدرش «هنری فوندا» و بازیگر برنده اسکار می‌شناسند در آن ایام جنجالی‌ترین اقدام یک هنرپیشه هالیوودی در مواجهه با دولت آمریکا را به‌تنهایی رقم زد.

فوندا در سال ۱۹۷۲ مستقیما به خاک دشمن، یعنی ویتنام شمالی سفر و با رهبران آن دیدار کرد. عکس معروف او درحالی‌که روی یک توپ هوایی نشسته بود، منتشر شد و آوازه‌اش دنیا را فرا گرفت. این اقدام فوندا با واکنش صریح و فوری رسانه‌های محافظه‌کار آمریکایی روبه‌رو شد و کهنه‌سربازان جنگ به او لقب «هانوی جین» (برگرفته از پایتخت ویتنام) دادند. کار آنقدر بالا گرفت که بسیاری از نمایندگان کنگره و مقامات بلندپایه پنتاگون خواهان محاکمه این بازیگر به جرم خیانت به آمریکا شدند. فوندا هرگز محکامه نشد، ولی تا پایان عمر کاری‌اش از آزار و اذیت بخش بزرگی از جامعه آمریکا خلاصی نیافت. این بازیگر در جریان حمله آمریکا به ایران هم با وجود سن بالا در قامت یک کنشگر جوان ضد جنگ حاضر شد و علیه مواضع ترامپ سخن گفت.

ترامپ! ما از تو متنفریم

ترامپ در طول دو دوره ریاست‌جمهوری‌اش یکی از بی‌سابقه‌ترین تقابل‌های میان کاخ سفید و سینماگران را تجربه کرد، زیرا آنها نه‌تنها در سخنرانی‌های مراسم اسکار، گلدن‌گلوب، امی و... بلکه در آثارشان هم مستقیما به نقد رئیس‌جمهور جانی آمریکا پرداختند و وارد چالش‌های دنباله‌دار و طول و درازی با ترامپ شدند. سلاح رئیس گنگ اپستین در این خصوص تهدید حقوقی، حمله در شبکه‌های اجتماعی و فشار اقتصادی بر استودیو‌ها و کمپانی‌های سینمایی و رسانه‌ای با هدف اخراج چهره‌های منتقد از پروژه‌های گوناگون بود. «جیمز کامرون» خالق فیلم‌های «ترمیناتور»، «آواتار» و «تایتانیک» در مقام یکی از منتقدان اصلی ترامپ، او را به تصادفی رانندگی که ممکن است بار‌ها و بار‌ها رخ دهد تشبیه کرد و گفت که این فرد در برابر حفظ محیط زیست هیچ مسئولیت اخلاقی و قانونی به عهده نمی‌گیرد.

کامرون در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که شهروندی نیوزیلند را پذیرفته و قرار است آمریکا را به جایی که سلامت روانش را تضمین می‌کند، مهاجرت کند. کامرون با انتقاد از انتخاب ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا گفت که در نیوزیلند، افراد مجهز به عقل سلیم هستند و بر این مبنا رفتار می‌کنند. تصمیم این کارگردان به ترک آمریکا ضربه‌ای نمادین بر چهره هالیوود، ترامپ و ایالات متحده بود، زیرا این پیام را به جهانیان صادر می‌کرد که رؤیای آمریکایی رو به زوال و فروپاشی است. «مایکل مور» مستندساز برجسته آمریکایی هم یکی دیگر از افرادی بود که با صراحت لهجه بی‌نظیر خود در برابر ترامپ قد علم کرد و حتی هزینه‌اش را داد. مور از همان ابتدای کمپین انتخاباتی ۲۰۱۶، ترامپ را فردی خطاب قرار داد که آمریکا را به ته دره سوق خواهد داد.

کارگردان «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» توپخانه حملاتش را به سمت رئیس‌جمهور گرفته بود، تا جایی که قدرتش را نامشروع دانست. ترامپ در واکنش به کنش سیاسی مایکل مور، حملات توییتری سفت‌وسختی را علیه او ترتیب داد و حتی FBI را مجبور کرد که او را تحت نظر و پیگرد قرار دهد. «راب راینر» و «اسپایک لی» از کارگردانان مشهور هالیوود هم از دیگر منتقدان ترامپ در این سال‌ها بودند و سختی‌هایی زیادی را در رابطه با فضای کسب‌وکار خویش تحمل کردند.

منبع: فرهیختگان-ایمان عظیمی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر