کد مطلب: ۱۰۱۷۰۸۸
|
|
۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۱۷

خونِ آیت‌الله

خونِ آیت‌الله
تقدیر چنین بود که قطعه‌ی آخر پازل زندگی وی نیز درست منطبق با استراتژی شهادت و اسطوره‌ی عاشورا رقم خورد: پایان زندگی به صورت شهادت و در حمله‌ی دشمن، آن‌هم در ماه رمضان و با زبان روزه، آن‌هم همراه خانواده‌ی خود. انصافاً هیچ سناریوی دیگری نمی‌توانست چنین انطباق کاملی با الگوی شهادت و خوانش اسلام سیاسی داشته باشد.

به گزارش مجله خبری نگار، محسن‌حسام مظاهری، پژوهشگر مطالعات اجتماعی دین و تشیع نوشت: ۱. آیت‌الله خامنه‌ای را بی‌تردید، پس از آیت‌الله خمینی و از جهاتی حتی بیش از وی، می‌توان مهم‌ترین معمار گفتمان اسلام سیاسی در ایران معاصر دانست. از سال‌ها پیش از انقلاب، وی در زمره‌ی روحانیون و وعاظ محبوب جوانان مبارز و از سخنرانان حسینیه‌ی ارشاد و دوستان نزدیک علی شریعتی و مرتضی مطهری بوده و بن‌مایه‌ی سخنرانی‌هایش تفسیر سیاسی اجتماعی از قرآن و مفاهیم اسلامی بود. او که در جوانی از مترجمان آثارِ تئوریسین اسلام سیاسی سنی (سید قطب) بود، خود در میانسالی به تئوریسین اسلام سیاسی شیعی مبدل شد و توانست در دوره‌ی نزدیک به چهار دهه رهبری خود، خوانشی شیعی از اسلام سیاسی را سامان نظری داده و نهادمند کند.

۲. تفسیر سیاسی از مفهوم «شهادت» و تبدیل آن به یک استراتژی مبارزاتی که شریعتی و مجاهدین خلق بنیانگذار آن بودند، پس از انقلاب و به‌ویژه در سال‌های جنگ با عراق توسط آیت‌الله خمینی بازسازی و تثبیت شده و به موتور محرکه‌ی جنگ تبدیل شد. اما این آیت‌الله خامنه‌ای بود که با توسعه‌ی این گفتمان و تبدیل آن به ساختار، بزرگترین گام را در نهادینه‌کردن آن برداشت. مداحی معاصر (سیاسی/مدرن) و نسل جدید مناسک شیعی شهری، ثمره‌ی رویکردی بودند که در روندی تدریجی، اما پیوسته و آگاهانه توسط آیت‌الله خامنه‌ای دنبال شد. در بنیانگذاری و تثبیت الگوی مداحی مدرن، و پیوستارهایش ازجمله موج نو شعر آیینی و نسل جدید موسیقی مذهبی نیز هیچکس به اندازه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای عاملیت و نقش‌آفرینی نداشته است.

۳. استراتژی شهادت و دکترین عاشورا، دال مرکزی اندیشه و رفتار و مدل حکمرانی آیت‌الله خامنه‌ای بود؛ بدون فهم دقیق این دو، هیچ‌یک از رفتار‌ها و تصمیمات و مواضع وی را نمی‌توان تبیین کرد. برخلاف بسیاری از تئوریسین‌ها که صرفاٌ در همین جایگاه باقی می‌مانند، او این اقبال را داشت که علاوه بر گفتمان‌سازی و تئوری‌پردازی، نسلی از هواخواهان و پیروان را پرورش دهد و متشکل سازد، و عملیاتی‌شدن و تبدیل تئوری‌های خود به ساختار را هم در زمان حیاتش به چشم ببیند.

تقدیر چنین بود که قطعه‌ی آخر پازل زندگی وی نیز درست منطبق با استراتژی شهادت و اسطوره‌ی عاشورا رقم خورد: پایان زندگی به صورت شهادت و در حمله‌ی دشمن، آن‌هم در ماه رمضان و با زبان روزه، آن‌هم همراه خانواده‌ی خود. انصافاً هیچ سناریوی دیگری نمی‌توانست چنین انطباق کاملی با الگوی شهادت و خوانش اسلام سیاسی داشته باشد. این میزانسنِ منحصر‌به‌فرد با تک‌تک عناصر و اجزایش (حتی شادی مخالفان) به اندازه‌ی چندین سال مضمون ناب در اختیار شاعران و مداحان و روضه‌خوانان قرار داد تا بتوانند از آن برای تولید آثار و بسیج توده‌ی هوادار اسلام سیاسی بهره‌برداری کنند.

۴. به عبارت دیگر، آمریکا و اسراییل، به‌عنوان اصلی‌ترین دشمنان جریان اسلام سیاسی، با این اقدام خود، باارزش‌ترین و بهترین هدیه‌ی ممکن را به جریان مذکور اهدا کردند. درست وقتی که به‌دلیل بروز بحران‌ها و چالش‌های مختلف، گفتمان اسلام سیاسی رو به افول نهاده بود، حال و با شهادتِ آیت‌الله خامنه‌ای، خون تازه‌ای به شریان این جریان وارد شده است. حالا خزانه‌ی تاریخیِ اسلام‌گرایی، و فراتر از آن: تشیع، صاحب یک اسطوره‌ی جدید شده که حیات و مماتش، همزمان دو سرمشق تاریخی بنیادی شیعه، یعنی علی (ع) و حسین (ع)، را برای بدنه‌ی اسلام‌گرایان تداعی می‌کند. در حافظه‌ی تاریخی شیعه حالا شمایل یک رهبرِ مبارزِ شهید نقش بسته که هم توانست چند دهه حکمرانی کند و هم در برابر قدرت‌های جهانی ایستادگی کند تا شهید شود. از سوی دیگر، باورِ اسلامی به «حضور» و «استمرارِ حیاتِ» شهید، این شمایل را مانا و نامیرا خواهد کرده و به منبعی جوشان و الهام‌بخش برای هواداران مبدل خواهد ساخت. اگر قدرت‌های تجاوزگر و مستکبر غربی، به‌رغم پژوهش‌های فراوانِ آکادمیای غربی درباره‌ی عاشورا، فهم دقیقی از مفهوم «شهادت» به‌ویژه در خوانش شیعی داشتند و نیرویی که «آیت‌الله شهید خامنه‌ای» تولید کرده و خواهد کرد را تخمین می‌زدند، شاید چنان جنایتی را رقم نمی‌زدند.

درهرحال می‌توان گفت جنگ تحمیلی آمریکا و اسراییل علیه ایران، به هر فرجامی منجر شود، خونِ آیت‌الله فصل تازه‌ای از اسلام‌گرایی را آغاز کرده است.

منبع: فرهیختگان

برچسب ها: ایران جنگ
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر