کد مطلب: ۳۵۴۱۲۴
|
|
۳۰ مهر ۱۴۰۱ - ۰۲:۲۵

افشاگری مسئول سیاست خارجی اروپا از اختلافات قاره سبز با آمریکا

افشاگری مسئول سیاست خارجی اروپا از اختلافات قاره سبز با آمریکا
بورل: سلطه امریکا بر جهان پایان یافته است

به گزارش مجله خبری نگار/ایران: همزمان با بالا رفتن بهای انرژی در اروپا به دنبال سیاست‌هایی که سران این قاره در پیروی از امریکا مقابل روسیه اتخاذ کرده اند، شکاف بین قاره سبز و سران کاخ سفید روز به روز گسترده‌تر می‌شود. در جدیدترین نمونه این اختلافات علنی شده، جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در سخنانی سلطه امریکا بر جهان را پایان یافته دانست.

به گزارش ایسنا به نقل از سایت شبکه العربیه، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مصاحبه‌ای با این شبکه تلویزیونی که پنجشنبه شب انجام شد، تأکید کرد: «در جهانی زندگی می‌کنیم که تفاوت‌هایی برجسته با دهه‌های قبل دارد. در این جهان جدید، دوره هژمونی و سلطه‌گری امریکا به سر آمده است و از جمله کشور‌های عربی از طریق انرژی و سایر منابعی که در اختیار دارند، نقش ژئوپلیتیکی را ایفا می‌کنند.»

وی همچنین درباره تأثیرات منفی جنگ روسیه و اوکراین بر وضعیت انرژی جهان گفت: «جنگ در اوکراین، رویارویی را از اقیانوس هند و اقیانوس آرام به اروپا منتقل کرد و این جنگ باعث افزایش قیمت مواد غذایی و انرژی در جهان شده است؛ بنابراین ما باید استراتژی‌هایی ایجاد کنیم که امکان عبور از مرحله انتقال به یک انرژی جایگزین را برایمان فراهم کنند.» وی همچنین تأکید کرد: «من احساسات ضد امپریالیستی در امریکای لاتین و احساسات ضد استعماری در آفریقا را درک می‌کنم.»

گسل ترامپ در روابط دو سوی آتلانتیک

سخنان جوزپ بورل به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که عالی مقام‌ترین فرد قاره سبز محسوب می‌شود، در حالی حاوی نگاه اروپایی‌ها به اتحاد قابل گسست با امریکا است که دو طرف برای چندین دهه متحد یکدیگر بودند و اروپا یار و همراه امریکا در اقدامات مختلف آن از حمله به افغانستان گرفته تا به لشکر کشی به عراق به بهانه وجود سلاح‌های کشتار جمعی در این کشور (اتهامی که هرگز به اثبات نرسید) بوده است. اما در کمتر از ۱۰ سال گذشته، اختلافات بین آن‌ها ریشه دوانده و اکنون شکاف بین آن‌ها کمتر از اقیانوس آتلانتیک (اطلس) که بین آن‌ها قرار دارد، نیست.

این اختلافات از ابتدای ریاست جمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ شروع به گسترش یافت. سال ۲۰۱۶ اروپایی‌ها که در دل آرزو می‌کردند هیلاری کلینتون برنده انتخابات ریاست جمهوری شود، ناگاه خود را رویاروی پوپولیستی دیدند که بیش از آنکه سیاستمدار باشد، تاجر بود و همین خوی تاجری باعث می‌شد از آن‌ها بخواهد بهای تمام چیز‌هایی را که امریکا برای امنیت اروپا هزینه می‌کند، بپردازند. از جمله آنها، هزینه تجهیزات ناتو بود که در واقع بهانه شکل‌گیری آن ایجاد امنیت برای اروپا در رویارویی‌های احتمالی با روسیه بود. دونالد ترامپ همچنین در همین راستا از برخی نهاد‌های جهانی که برای اروپا یک ارزش محسوب می‌شوند، مثل توافق پاریس درباره شرایط اقلیمی، یونسکو، پیمان آسمان‌های باز، سازمان بهداشت جهانی و... خارج شد.

این دست از مواضع ترامپ که اروپایی‌ها تردید‌های زیادی نسبت به همکاری‌های پنهان او با روسیه داشتند، باعث شد شماری از رهبران اروپایی به جدایی از امریکا بیندیشند. یکی از این رهبران امانوئل مکرون بود که باقوت تمام در پی ایجاد ارتشی اروپایی به موازات ناتو بود. ارتشی که در آن امریکا هیچ حضوری نداشت و طبیعتاً قادر به دیکته کردن سیاستی نبود.

تداوم اختلافات در دوره بایدن

با این حال با پایان ریاست جمهوری ترامپ که به یک دوره ۴ ساله خلاصه شد، اروپا امیدوار بود، به روز‌های خوش خود با امریکا بازگردد. جو بایدن در بدو ورود خود به کاخ سفید، در نخستین سخنرانی‌اش، به سران قاره سبز وعده داد امریکا سیاست‌های گذشته خود را احیا می‌کند. اما این وعده در واقع درحد حرف باقی ماند و به عمل نرسید. اروپا که بعد از دو سال کرونایی زخم آسیب‌هایی جدی را بر پیکر اقتصاد خود می‌دید، ناگاه با جنگ اوکراین روبه‌رو شد. جنگی که با تحریک‌های مداوم امریکا و حرکت ناتو به رهبری او به سمت شرق اروپا که نقطه حساس روسیه بود، آغاز شد.

اروپا از روز اول این نبرد، می‌دانست، آنکه بیشترین آسیب را از چنین جنگی خواهد دید، قاره سبز است که گریبان انرژی آن در دست کرملین است. با این حال همچون همیشه از سیاست‌های نظامی امریکا حمایت کرد. در میانه راه هفت ماه گذشته برخی کشور‌های اروپایی مانند آلمان که بیش از دیگران از روسیه گاز وارد می‌کنند، نارضایتی خود را از وضعیت موجود اعلام کردند و در پاره‌ای از موارد، ترجیح دادند به فکر واردات انرژی از روسیه باشند و به خواسته‌های روسیه در این زمینه مثل خرید گاز با روبل تن دهند.

در پی این رخداد‌ها بود که کمتر از یک ماه قبل شمال اروپا و کشور‌های حوزه بالتیک، شاهد انفجار‌هایی در این دریا بودند؛ انفجار‌هایی که بررسی‌ها نشان داد، در خط لوله گاز نورد استریم ۱ و همچنین نورد استریم ۲ روی داده‌اند. این انفجار‌ها در شرایطی که روسیه دارد، به معنای قطع صادرات انرژی روسیه به غرب اروپا است. با مسدود شدن این خط لوله، اروپا چاره‌ای ندارد جز آنکه منبع دیگری برای انرژی خود پیدا کند و در این بین امریکا اعلام کرده است، می‌تواند گاز مصرفی اروپا را تأمین کند. این چیزی است که به نظر نمی‌رسد، اروپایی‌ها خواهان آن باشند. زیرا می‌دانند واردات گاز از امریکا، یعنی ایجاد یک وابستگی جدی به واشنگتن و دست و پا بسته ماندن مقابل سیاست‌های آن.

از همین رو نیز اروپایی‌ها تا اکنون علاقه‌ای به این پیشنهاد نشان نداده‌اند و کشور‌های خاورمیانه را مکانی بهتر برای این اقدام می‌بینند. آنچه پنجشنبه شب جوزپ بورل را واداشت از پایان هژمونی امریکا سخن بگوید نیز در همین راستا است.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر