کد مطلب: ۱۱۴۵۴۵۳
|
|
۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۹

تکرار الگوی تضعیف قدرت ملی

تکرار الگوی تضعیف قدرت ملی
با نقد مواضع برخی چهره‌های اصلاح‌طلب، آنها را به تلاش برای زیر سؤال بردن مؤلفه‌های استراتژیک قدرت ایران، از جمله توان موشکی، هسته‌ای و کنترل تنگه هرمز، متهم می‌کند. نویسنده با استناد به اظهارات افرادی، چون زیباکلام و منصوری، معتقد است که جایگزین کردن «ساز» یا «گفتمان» به جای «موشک و سلاح»، رویکردی دور از عقلانیت و در تضاد با واقعیت‌های امنیتی کشور است.

به گزارش مجله خبری نگار، ایران در شرایط کنونی از مؤلفه‌های مختلف قدرت برخوردار است که در کنار یکدیگر، این کشور را به بازیگری مؤثر در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل کرده‌اند؛ مؤلفه‌هایی که مجموعه آنها می‌تواند جایگاه ایران را در معادلات جهانی ارتقا دهد.

برخی کشور‌ها تنها با در اختیار داشتن یکی از این عناصر قدرت، از جمله توانمندی هسته‌ای، توانسته‌اند به قدرتی منطقه‌ای تبدیل شوند.

با این حال، ایران در کنار برخورداری از انرژی هسته‌ای، قدرت موشکی، نفوذ منطقه‌ای و موقعیت راهبردی تنگه هرمز، با جریانی در داخل کشور مواجه است که در مقاطع مختلف نسبت به برخی از این مؤلفه‌های قدرت مواضعی در راستای تخریب این ابزار قدرت اتخاذ کرده است.

تنگه هرمز را باز کنید!

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ایران، تنگه هرمز است؛ موقعیتی جغرافیایی که ایران به‌صورت طبیعی از آن برخوردار است.

برای نمونه، «احمد زیدآبادی» روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب، درباره کنترل ایران بر تنگه هرمز، کشور را به تعادل در استفاده از این اهرم فشار در برابر آمریکا دعوت کرده بود. زیدآبادی در اظهارنظری دیگر نیز گفته بود: «اگر قرار باشد تنگه هرمز همچنان بسته بماند، توافق موقت برای تعیین مسیر کشتیرانی چه معنایی خواهد داشت؟» و از بازگشایی تنگه سخن گفته بود.

در چنین شرایطی، دعوت یک روزنامه‌نگار شناخته‌شده در جریان اصلاح‌طلبی به خویشتنداری در استفاده از تنگه هرمز، این برداشت را ایجاد می‌کند که بخشی از این جریان، بهره‌گیری از این مؤلفه قدرت را محل تردید می‌داند.

این موضوع در حالی مطرح می‌شود که برخی تحلیلگران خارجی، اهمیت تنگه هرمز را تا حد تشبیه آن به سلاح هسته‌ای عنوان کرده‌اند. «رابرت کیگن»، تحلیلگر و پژوهشگر ارشد مؤسسه بروکینگز، در گفت‌وگویی با شبکه PBS گفته بود: «کنترل تنگه [هرمز]از یک سلاح هسته‌ای قدرتمندتر است».

همچنین «گری سیک»، کارشناس باسابقه مسائل ایران و عضو سابق شورای امنیت ملی آمریکا که در دولت‌های فورد، کارتر و ریگان در حوزه ایران و خاورمیانه فعالیت داشته، گفته بود: «ترامپ چیزی در اختیار ایران قرار داده که از قدرتمندتر از سلاح هسته‌ای است».

انرژی هسته‌ای چه گلی به سر ما زده؟

انرژی هسته‌ای نیز یکی دیگر از مؤلفه‌های قدرت ایران است که برخی چهره‌های اصلاح‌طلب طی سال‌های گذشته مواضعی درباره آن اتخاذ کرده‌اند که از مخالفت با تداوم این ظرفیت حکایت دارد.

یکی از اظهارات این جریان که چندی پیش مورد توجه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت، مربوط به «جعفر قائم‌پناه»، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، است. قائم‌پناه در جریان سفر به استان گیلان گفته بود: «من اگر بودم و می‌دانستم آمریکا می‌خواهد رهبرمان را شهید کند، دست از غنی‌سازی برمی‌داشتم».

همچنین «آذر منصوری»، رئیس جبهه اصلاحات، در بیانیه جبهه اصلاحات که سال گذشته منتشر شد، موضوع تعلیق غنی‌سازی را مطرح کرده بود».

در همین زمینه «صادق زیباکلام»، چهره شناخته‌شده اصلاح‌طلب، در اظهارنظری گفته بود: «هسته‌ای به جز بدبختی و فلاکت هیچ ثمری برای ما ندارد» و در اظهارنظری دیگر عنوان کرده بود: «انرژی هسته‌ای نه عزت است و نه شرف است».

گفتنی است که زیباکلام در مناظره‌ای با «علیرضا زادبر» استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ نیز گفته بود که «این‌ها داروندار مملکت را ریختند توی هسته‌ای، هسته‌ای چه گلی به سر این مملکت زده؟» و زادبر نیز در مقابل پاسخ داده بود: «هر عاقلی در عالم می‌داند که این انرژی‌ها، حوزه فناوری و حوزه تکنولوژی‌ها برای تولید قدرت باید به سمتش رفت.

ما سالی یک تا یک و نیم میلیون بیمار خاص و سرطانی داریم که توسط رادیودارو‌ها و همین انرژی هسته‌ای، یا بیماری‌شان شناسایی می‌شود یا درمان می‌شوند.

اگر جمهوری اسلامی هسته‌ای را از دست بدهد و اگر سال آینده که ما سوخت [هسته‌ای]نداشته باشیم که یک میلیون تا یک میلیون و ۵۰۰ بیمار را نتوانیم با رادیودارو‌ها درمان بکنیم، همین آقای زیباکلام توییت نمی‌زند که‌ای جمهوری اسلامی چرا نمی‌توانی این بیماران را درمان کنی؟».

یکی دیگر از نقاط قوت ایران که تاکنون جامعه ایرانی بیش از دیگر مؤلفه‌های قدرت آن را حس کرده‌اند، قدرت موشکی ایران بوده است؛ قدرتی که به خوبی توانسته است در دفاع از ایران مؤثر واقع شود.

کاش به جای موشک، ساز می‌ساختیم

نکته قابل تأمل آن است که اصلاح‌طلبان برای زیرسؤال‌بردن مؤلفه‌های قدرت کشور، حتی قدرت موشکی را نیز از دایره حملات خود مستثنی نکرده و در مقاطع مختلف، مواضعی در راستای تضعیف یا حتی ازمیان‌برداشتن جایگاه این توانمندی اتخاذ کرده‌اند. یکی از اظهارات قابل توجه در این زمینه، سخنان هاشمی رفسنجانی است که گفته بود: «دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست، نه دنیای موشک‌ها».

جالب توجه است که آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات هم فقط چند روز بعداز جنگ دوازده‌روزه در صفحه اینستاگرامش نوشت: «کاش به جای اسلحه ساز می‌ساختیم».

این متن آن هم چند روز بعداز عبوز از یک جنگ تحمیلی علیه ایران، به قدری به دور از عقلانیت بود که واکنش‌های مختلفی را به دنبال داشت.

اما این موضوع را اگر در چارچوب یک روند تاریخی بررسی کنیم، اهمیت آن را بهتر درک می‌کنیم. ایران در مقاطع مختلف تاریخ، بار‌ها در برابر حملات خارجی شکست خورد و بخشی از سرزمین خود را از دست داد؛ حتی در اواخر قاجار و دوره پهلوی اول، کشور به اشغال بیگانگان درآمد.

پس از انقلاب اسلامی، با تقویت توان دفاعی و تجهیز نیرو‌های مسلح به موشک، پهپاد و دیگر تجهیزات، ایران توان پاسخ متقابل به تهدیدات خارجی را به دست آورد تا تجربه‌های تلخ گذشته تکرار نشود.

با این حال، همچنان افرادی هستند که اصل تقویت توان نظامی را زیر سؤال می‌برند. مثلاً صادق زیباکلام در گفت‌وگویی با مجید واشقانی در برنامه «رُک» گفته بود: «نظامی‌گری پدر این مملکت را درآورده است»؛ اظهارنظری که واشقانی در واکنش به آن، عباس میرزا را مثال زد و گفت: «اگر امروز عباس‌میرزا این‌جا بود چه پاسخی شما می‌داد؟».

به بیانی دیگر، اگر براساس این روند تاریخی و با توجه به توقف شکست‌های نظامی پی‌درپی در دوران معاصر، موضوع موشکی را بررسی که و به‌عنوان یک مؤلفه قدرت به آن بنگریم، شاید اهمیت این دارایی ملی را بهتر بدانیم.

قدرت موشکی برای حفاظت از ایران آن‌قدر اهمیت دارد که روزنامه صهیونیستی هاآرتص، طی انتشار یک گزارش در اوایل امسال و به نقل از یک منبع آگاه در ارتش اسرائیل پس از ناکامی در پروژه براندازی از طریق حملات هوایی، اعلام کرده بود که این رژیم از پیگیری این هدف صرف‌نظر کرده و ارتش قصد دارد تمرکز خود را بر اهداف دیگری، از جمله ضربه به توان موشکی ایران، قرار دهد.

آنچه در این میان قابل تأمل است، تکرار یک الگو در مواجهه با مؤلفه‌های قدرت ایران است؛ از تنگه هرمز و انرژی هسته‌ای گرفته تا توان موشکی، هرجا ایران به یک ابزار قدرت دست یافته، چهره‌های مطرح جریان اصلاح‌طلب با طرح تردید درباره ضرورت حفظ یا تقویت آن مؤلفه‌ها، اصل این توانمندی را به چالش کشیده است.

در حالی که تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد تضعیف قدرت بازدارندگی، می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای کشور به همراه داشته باشد و حفظ این مؤلفه‌ها، صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه بخشی از معادله تأمین امنیت و قدرت ملی ایران است.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر