کد مطلب: ۱۰۵۳۶۴۰
|
|
۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۴

انسداد تنگه هرمز و فرصت احیای خط لوله صلح با پاکستان

انسداد تنگه هرمز و فرصت احیای خط لوله صلح با پاکستان
با بسته‌شدن تنگه هرمز، بسیاری از کشور‌هایی که به این مسیر وابسته بودند با شوک‌های اقتصادی و انرژی قابل‌توجهی مواجه شده‌اند. این تنگه که روزانه محل عبور حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت و بخش قابل‌توجهی از گاز طبیعی مایع شده است، اکنون با انسداد کامل، زنجیره تأمین انرژی را در مقیاس جهانی مختل کرده و جریان عرضه را با بحران جدی روبه‌رو ساخته است.

به گزارش مجله خبری نگار، با بسته‌شدن تنگه هرمز، بسیاری از کشور‌هایی که به این مسیر وابسته بودند با شوک‌های اقتصادی و انرژی قابل‌توجهی مواجه شده‌اند. این تنگه که روزانه محل عبور حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت و بخش قابل‌توجهی از گاز طبیعی مایع شده است، اکنون با انسداد کامل، زنجیره تأمین انرژی را در مقیاس جهانی مختل کرده و جریان عرضه را با بحران جدی روبه‌رو ساخته است. براساس برخی برآورد‌ها، حدود ۱۰ درصد از واردات LNG اروپا نیز به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به این مسیر وابسته است؛ موضوعی که نشان می‌دهد دامنه اثرگذاری این بحران تنها محدود به منطقه غرب آسیا یا جنوب آسیا نیست، بلکه ابعاد جهانی دارد. در چنین شرایطی، کشور‌هایی که وابستگی بیشتری به واردات LNG دارند، بیش از سایرین در معرض آسیب قرار گرفته‌اند.

وابستگی ساختاری پاکستان به واردات گاز طبیعی مایع

پاکستان یکی از کشور‌هایی است که اقتصاد و زیرساخت انرژی آن تا حد زیادی به واردات گاز طبیعی مایع وابسته شده است. این کشور در سال‌های اخیر سالانه حدود ۷ تا ۹ میلیون تن LNG وارد کرده و برآورد‌ها نشان می‌دهد که حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از گاز مصرفی پاکستان از طریق LNG تأمین می‌شود. این وابستگی در بخش تولید برق حتی پررنگ‌تر است، به‌طوری که در برخی دوره‌ها تا حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد خوراک نیروگاه‌های گازی این کشور از LNG تأمین شده است. سهم بالای LNG در سبد انرژی پاکستان باعث شده که هرگونه اختلال در مسیر‌های تأمین، به‌سرعت به بحران داخلی تبدیل شود. در کنار پاکستان، کشور‌هایی مانند کره‌جنوبی و تایوان نیز از واردکنندگان بزرگ LNG هستند که وابستگی قابل‌توجهی به مسیر تنگه هرمز دارند. برآورد‌ها نشان می‌دهد که حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از واردات LNG کره‌جنوبی از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند. این کشور سالانه بیش از ۴۰ میلیون تن LNG وارد می‌کند. در مورد تایوان، این وابستگی حتی بیشتر بوده و حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد از واردات سالانه نزدیک به ۲۰ میلیون‌تنی LNG این کشور به این مسیر وابسته است.

بحران قیمتی و فشار ساختاری بر اقتصاد انرژی پاکستان

با بسته‌شدن تنگه هرمز، مسیر‌های انتقال LNG به پاکستان با اختلال جدی مواجه شده و همین موضوع باعث افزایش شدید هزینه‌ها و دشواری در تأمین انرژی موردنیاز این کشور شده است. افزایش نرخ حمل‌ونقل، بالارفتن حق بیمه کشتی‌ها و محدودشدن عرضه، قیمت LNG در بازار‌های لحظه‌ای را به‌شدت افزایش داده است. در چنین شرایطی، پاکستان که معمولاً قرارداد‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت دارد، بیش از کشور‌هایی با قرارداد‌های بلندمدت تحت‌فشار قرار می‌گیرد. نتیجه این وضعیت، افزایش قیمت برق، خاموشی‌های گسترده و فشار مضاعف بر صنایع داخلی پاکستان است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که حتی پیش‌ازاین بحران نیز پاکستان با کمبود گاز در فصول اوج مصرف مواجه بوده و اکنون این وضعیت می‌تواند به یک بحران ساختاری تبدیل شود. در نتیجه این فشار فزاینده بر بازار انرژی پاکستان و افزایش هزینه‌های تأمین LNG، شرایطی شکل گرفته است که تصمیم‌گیران این کشور ناگزیر به بازنگری در گزینه‌های جایگزین شده‌اند. در همین چهارچوب، می‌توان این وضعیت را به‌عنوان یک فرصت راهبردی برای ایران در نظر گرفت. در همین راستا، یکی از مهم‌ترین گزینه‌ها، پیشنهاد مجدد احیای پروژه خط لوله صلح به طرف پاکستان است. این پروژه می‌تواند بخش قابل‌توجهی از نیاز گازی پاکستان را به‌صورت پایدار تأمین کند. خط لوله صلح که سال‌ها پیش به‌عنوان یک طرح مشترک میان ایران و پاکستان تعریف شد، به دلیل فشار‌های سیاسی آمریکا، تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی پاکستان متوقف ماند. بااین‌حال، تحولات اخیر در بازار انرژی و تغییر موازنه‌های ژئوپلیتیکی ناشی از انسداد تنگه هرمز، می‌تواند بخشی از این موانع را تضعیف کند. علاوه بر این و در سطحی کلان‌تر، نشانه‌هایی از گذار تدریجی از نظم پیشین انرژی و افزایش نقش بازیگران منطقه‌ای در تأمین امنیت عرضه دیده می‌شود؛ روندی که در آن، جایگاه ژئوپلیتیکی ایران در غرب آسیا و کنترل بر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، اهمیت بیشتری یافته است. در چنین شرایطی، افزایش شدید هزینه واردات LNG و نااطمینانی در مسیر‌های دریایی، پاکستان را در موقعیتی قرار داده که ملاحظات اقتصادی و امنیت انرژی نسبت به ملاحظات سیاسی اولویت بیشتری پیدا کند. این تغییر شرایط می‌تواند فضای مانور بیشتری برای پاکستان در مواجهه با فشار‌های خارجی ایجاد کرده و زمینه را برای استفاده از مدل‌های جدید همکاری، از جمله تهاتر انرژی، تأمین مالی غیردلاری یا مشارکت‌های منطقه‌ای فراهم کند.

بسته پیشنهادی ایران برای همکاری انرژی با پاکستان

جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر با در اختیار داشتن دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان، از ظرفیت بالایی برای ایفای نقش در بازار منطقه‌ای برخوردار است. پیشنهاد تأمین گاز از طریق خط لوله، در مقایسه با LNG، مزایای قابل‌توجهی دارد. هزینه انتقال گاز از طریق خط لوله به‌مراتب کمتر از زنجیره پیچیده LNG (شامل مایع‌سازی، حمل و تبدیل مجدد) است. همچنین، ریسک‌های ژئوپلیتیکی مسیر‌های دریایی در این روش به حداقل می‌رسد. برای پاکستان که اکنون با افزایش شدید هزینه‌های واردات انرژی مواجه است، این گزینه می‌تواند یک راه‌حل اقتصادی و پایدار باشد. ایران می‌تواند با ارائه یک بسته پیشنهادی جذاب شامل قیمت‌گذاری رقابتی، تسهیلات مالی و تضمین‌های بلندمدت پاکستان را به سمت احیای این پروژه سوق دهد. علاوه بر این، همکاری در حوزه انرژی می‌تواند به گسترش روابط اقتصادی، افزایش تجارت دوجانبه و حتی همکاری‌های امنیتی در مرز‌های مشترک منجر شود. چنین پروژه‌ای نه‌تنها یک همکاری اقتصادی، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیکی برای افزایش نفوذ و ثبات در منطقه خواهد بود. بااین‌حال، باید توجه داشت که عملیاتی‌شدن انتقال گاز از ایران به پاکستان، خود نیازمند تقویت زیرساخت‌های داخلی ایران است. در حال حاضر، مصرف داخلی گاز در ایران بالاست و در فصول سرد سال حتی با کمبود نیز مواجه می‌شود.

بنابراین، برای ایفای نقش به‌عنوان صادرکننده پایدار به پاکستان، ایران نیازمند افزایش عرضه گاز است. اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که به ابعاد تقاضای گاز پاکستان توجه کنیم. بر اساس برآورد‌های موجود، تقاضای کل گاز این کشور در سال‌های اخیر در محدوده حدود ۹۹ تا ۱۱۳ میلیون مترمکعب در روز قرار دارد. در همین حال، سهم گاز وارداتی به حدود ۳۰ تا ۳۳ درصد از مصرف کل گاز پاکستان رسیده است که نشان‌دهنده شکاف ساختاری میان عرضه داخلی و تقاضای این کشور است. در چنین شرایطی، پروژه خط لوله صلح که ظرفیت انتقال حدود ۷۵۰میلیون تا ۱ میلیارد فوت مکعب در روز (معادل تقریبی ۲۱ تا ۲۵ میلیون مترمکعب در روز) را دارد، می‌تواند به‌تنهایی حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از نیاز گازی پاکستان را پوشش دهد؛ رقمی که نشان می‌دهد ایفای تعهد صادراتی ایران در این پروژه، نیازمند منابع گازی پایدار و قابل‌اتکا در داخل کشور است. ازاین‌رو، توسعه واردات گاز از کشور‌های همسایه مانند ترکمنستان یا حتی روسیه، نه‌تنها یک گزینه مکمل، بلکه پیش‌شرطی کلیدی برای تضمین پایداری صادرات گاز ایران به پاکستان محسوب می‌شود. گفتنی است روسیه هم تمایل به انجام این کار دارد و تفاهم‌نامه واردات گاز از روسیه در اواخر دولت شهید رئیسی به امضا رسید.

در نهایت، می‌توان گفت که بحران ایجادشده در پی بسته‌شدن تنگه هرمز، اگرچه چالش‌هایی جدی برای اقتصاد جهانی و به‌ویژه کشور‌های وابسته به واردات LNG ایجاد کرده، اما در دل خود فرصت‌هایی راهبردی برای این کشور‌ها در زمینه تغییر سیاست‌های خود در حوزه تأمین منابع انرژی نیز نهفته دارد. برای ایران، این وضعیت می‌تواند نقطه آغاز یک بازتعریف در دیپلماسی انرژی باشد؛ جایی که با بهره‌گیری از مزیت‌های جغرافیایی و منابع غنی گازی، نقش بزرگ‌تر و فعال‌تری در تأمین انرژی منطقه ایفا کند. احیای خط لوله صلح با پاکستان، در صورت همراهی با اصلاحات زیرساختی و تأمین پایدار گاز در داخل ایران می‌تواند یکی از مهم‌ترین گام‌ها در این مسیر باشد.

انسداد تنگه هرمز و فرصت احیای خط لوله صلح با پاکستان

منبع: فرهیختگان-محمدصادق رضایی، پژوهشگر تعاملات بین‌الملل

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر