کد مطلب: ۳۶۳۹۸۵
|
|
۲۴ آبان ۱۴۰۱ - ۰۳:۱۹

بازدارندگی نامتقارن ایران، آمریکا را از منطقه فراری داد

بازدارندگی نامتقارن ایران، آمریکا را از منطقه فراری داد
یک اندیشکده امریکایی به شکست غرب در برابر راهبرد ایران در آرایش جدید منطقه اذعان کرد

به گزارش مجله خبری نگار/ایران: مؤسسه صلح و دیپلماسی طی گزارشی از «حسن احمدیان» استاد «مرکز امور بین‌الملل» در «دانشگاه هاروارد» و عضو «مرکز تحقیقات راهبردی تهران» نوشت که روند‌های راهبردی در حال تغییر در غرب آسیا، فرصت‌ها و چالش‌های تازه‌ای در سراسر منطقه و به‌طور کلی‌تر در سراسر جهان پدید آورده است.

به گزارش این اندیشکده امریکایی، ایران در قامت «وزنه سنگین منطقه‌ای»، از سال ۱۳۵۷ در «نظم جهانی» به سرکردگی امریکا مشارکت نداشت. جمهوری اسلامی دهه‌ها است برای غلبه بر محدودیت‌های اعمال‌شده و مقابله با تهدید‌های نظامی غرب تلاش می‌کند. ازاین‌رو، ایران در برابر اولویت قدرت‌های بزرگ ازجمله امریکا، خواهان ایجاد نوعی «نظم منطقه‌ای بومی‌تر» بوده و هست. نویسنده شرح داد که تحولات سال‌های اخیر همچون مذاکرات وین، «پیمان آبراهام»، تحریکات رژیم صهیونیستی برای «تغییر موازنه قدرت» در منطقه، عقب‌نشینی یا همان اخراج امریکا از غرب آسیا، تشدید رقابت‌های قدیمی بین قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، شرایط کاملاً جدیدی در غرب آسیا رقم زده و به‌سرعت در حال «شکل‌دهی به ساختار امنیتی جدید منطقه» است.

به نظر این اندیشکده امریکایی، در چند دهه گذشته کسب توان بازدارندگی در مرکز «نظریه راهبردی منطقه‌ای» (دکترین) ایران بوده است. جمهوری‌اسلامی به‌منظور مقابله با اقدامات غرب برای منزوی کردن بین‌المللی ایران، تلاشی چندبعدی در بخش‌های نظامی، امنیتی، اقتصادی و ... آغاز کرد. احمدیان توضیح داد که دستیابی به توان بازدارندگی، به‌عنوان راهبرد کلان ایران به‌تدریج تکامل یافت و جمهوری‌اسلامی توانست «کاستی‌های راهبردی» خود برای مقابله با فشار غرب را شناسایی و برطرف کند.

راهبرد بازدارندگی ایران پس از یورش امریکا به افغانستان و عراق به‌سرعت شکل گرفت. چرا که ایران خود را در محاصره «ارتش متخاصم و قدرت‌مندی» می‌دید که قصد داشت با براندازی، نظام جمهوری‌اسلامی را تغییر دهد. نگارنده سپس افزود که با گذشت زمان، این راهبرد شکل منطقه‌ای به خود گرفت و منجر به ظهور «محور مقاومت» شد. هدف مشترک گروه‌های مقاومت در سراسر منطقه «بازدارندگی در برابر تهدید‌های امریکا و اسرائیل» بود.

به تشریح این مؤسسه، نظریه بازدارندگی ایران دو ماهیت «نامتقارن و متعارف» دارد. توجه به ماهیت نامتقارن این بازدارندگی به‌موجب فاصله بین قابلیت‌های نظامی امریکا و ایران، امری ضروری بود. پیشتر، تهران در مقاطعی کوشید با تعامل (مثل همکاری با واشنگتن علیه طالبان در سال ۲۰۰۱)، خطر امریکا را دفع کند؛ اما این سیاست «نتیجه معکوس» داد و ایران به‌عنوان بخشی از «محور شرارت» توسط «جورج دبلیو بوش» رئیس‌جمهور وقت امریکا جا زده شد.

به ادعای نویسنده، این اقدام کاخ‌سفید برای تصمیم‌گیران جمهوری‌اسلامی، ازجمله سردار شهید «حاج‌قاسم سلیمانی» که انتظار داشتند «همکاری ایران و امریکا در افغانستان به ثمر بنشیند!» بهت‌آور بود. در ادامه تشریح شد که ایران کوشید با تکیه بر «ظرفیت مردمی منطقه»، غرب آسیا را برای امریکایی‌ها به باتلاق بدل کند و اشغالگری آن‌ها در همسایگی ایران پرهزینه شود. به این ترتیب، جبهه مقاومت در سراسر منطقه استحکام پیدا کرد.

در واقع، را‌هبرد جمهوری‌اسلامی از باز کردن راه‌گذر (کریدور) زمینی به‌سمت مدیترانه به تشکیل «هلال شیعی» تغییر یافت. به اذعان نگارنده، آن‌ها که راهبرد بازدارندگی ایران را «استیلاگر (هژمونیک) یا فرقه‌گرا» جا می‌زنند، نگرانی‌های امنیتی ایران را نادیده می‌گیرند یا کم‌اهمیت جلوه می‌دهند.

این مؤسسه توضیح داد که دهه‌ها است «پویایی‌های منطقه‌ای» تحت تأثیر «نفوذ بین‌المللی» و «رقابت‌های درون‌منطقه‌ای» بوده است. پس از «جنگ جهانی دوم» مبادله «نفت در برابر امنیت»، منطق تعامل بین‌المللی در غرب‌آسیا را شکل داد. احمدیان افزود که پس از دوران جنگ سرد، امریکا به‌عنوان «اصلی‌ترین قدرت خارجی درگیر در منطقه»، موقعیت منطقه‌ای خود را بیشتر تقویت کرد. اما اکنون واشنگتن طی راهبردی جدید، بر تهدید‌های کلان از سوی چین و روسیه علیه سرکردگی امریکا در صحنه جهانی تمرکز کرده است. این راهبرد که به‌عنوان «چرخش به آسیا» شناخته می‌شود، توسط رؤسای‌جمهور امریکا از هر طیف سیاسی اتخاذ و اولویت‌بندی شد.

به اعتراف این کارشناس، سیاست «چرخش به آسیا» حضور امریکا در غرب آسیا را تحت تأثیر قرار داد. عقب‌نشینی امریکا از منطقه، رژیم‌های متحدش را شدیداً نگران کرد. حال این رژیم‌ها باید با «نیاز‌های امنیتی» خود کنار بیایند یا شرکای جدیدی برای خود دست‌وپا کنند. به‌علاوه، در خلأ حضور امریکا، رقبایی همچون روسیه در منطقه نقش‌آفرینی می‌کنند.

به نظر مؤلف، هم‌اکنون رقابت‌های منطقه‌ای با حضور ایران، رژیم‌سعودی، ترکیه و دیگر قدرت‌های منطقه شکل گرفته و «رویارویی منطقه‌ای بی‌سابقه‌ای» پدید آمده است. جنگ به سرکردگی ریاض علیه یمن، محاصره قطر، حضور مستقیم نظامی ایران و ترکیه در سوریه و عراق، ازجمله مواردی است که بیش از همیشه فضای غرب آسیا را نظامی کرده است.

سپس با مروری بر ظهور دیپلماسی منطقه‌ای و مذاکرات بازیگران غرب آسیا با یکدیگر در سال‌های اخیر، اذعان شد که غرب آسیا همزمان شاهد «افول قدرت امریکا و کاهش رقابت‌های منطقه‌ای» است. «مؤسسه صلح و دیپلماسی» یادآوری کرد که پس از امضای توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵، رژیم‌های عربی حاشیه خلیج‌فارس به‌شدت نگران پیامد‌های آن در منطقه به‌خصوص بهبود شرایط اقتصادی ایران شدند.

سپس ادعا شد که از ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ (که امریکا توافق هسته‌ای را پاره کرد)، یکی از «صلح‌آمیزترین دوره‌ها بین ایران، امریکا و بازیگران عرب منطقه» در دهه‌های اخیر بوده است (!) سپس تشریح شد که با نقض توافق هسته‌ای توسط امریکایی‌ها، روابط مذکور به‌سرعت تیره شد و منطقه را دستخوش دور جدیدی از حوادث خطرناک کرد و تا آستانه رویارویی گسترده طرف‌ها پیش رفت. به نظر مؤلف، احتمال تکرار مجدد چنین اوضاع (سناریوهای) مخاطره‌آمیزی در منطقه همچنان وجود دارد. از منظر این اندیشکده، رژیم‌های عرب منطقه در کل مایل نیستند بار دیگر (همچون سال ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰) پیامد‌های منفی مرگ توافق هسته‌ای در منطقه را تجربه کنند. ازاین‌رو، این رژیم‌ها به‌خصوص رژیم‌سعودی و امارات درصدد هستند پس از احیای احتمالی این توافق، راهی برای جلوگیری از آن سناریوی پرهزینه و برقراری تعامل قوی‌تر با ایران بیابند.

در این حالت، رژیم‌صهیونیستی به‌عنوان تنها طرف مخالف، کنار گذاشته می‌شود. این رژیم با دو روش زیر درصدد بوده که جمهوری‌اسلامی ایران را در پرونده هسته‌ای تحت فشار قرار دهد:

۱- بخشی از صهیونیست‌ها در مخالفت با توافق هسته‌ای، شدیداً در واشنگتن و دیگر پایتخت‌های غربی فعال بودند. آن‌ها همچنان القای نگرانی می‌کنند که «احیای این توافق برای صلح و ثبات منطقه فاجعه‌بار خواهد بود!»

۲- صهیونیست‌ها همزمان در تقلا بودند که ائتلاف منطقه‌ای علیه ایران شکل دهند و طرح عادی‌سازی (آشکارسازی) روابط با رژیم‌های عربی منطقه را توسعه دهند. با وجود این، نویسنده اعتراف کرد که غرب هیچ جایگزینی برای توافق هسته‌ای ندارد و جریان‌های سیاسی رژیم صهیونیستی نیز توافق هسته‌ای با ایران را ابزاری برای رسیدن به مقاصد سیاسی داخلی و نیز اهرمی برای گرفتن امتیازات بیشتر از امریکا می‌دانند.

بسیاری از سران رژیم صهیونیستی به‌شدت با احیای این توافق مخالف‌اند. مثلاً «تامیر هیمن» رئیس پیشین ضداطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی مدعی شد: «بازگشت غرب به توافق هسته‌ای با ایران، بدترین گزینه برای اسرائیل است!». نگارنده با اشاره به تقلا‌های منطقه‌ای رژیم اشغالگر قدس علیه ایران، نوشت که اساساً «بازدارندگی متعارف منطقه‌ای» ایران برای ایجاد توازن در برابر «قابلیت‌های هسته‌ای غیرمتعارف اسرائیل» پدیدار شد.

رژیم صهیونیستی دهه‌ها است می‌کوشد با «پیمان آبراهام» و تقلا برای تشکیل ائتلاف امنیتی در منطقه، خود را به مرز‌های ایران نزدیک‌تر کند. سپس خاطرنشان شد که ایران تلویحاً به رژیم‌های منطقه هشدار داد که در روابط با رژیم صهیونیستی زیاده‌روی نکنند. همزمان، جمهوری‌اسلامی هرجا لازم شد به «قدرت سخت» متوسل شد تا «زیرساخت‌های نظامی- امنیتی جدید اسرائیل» در کشور‌های همسایه را هدف قرار دهد.

این اندیشکده در ادامه چهار توصیه برای برقراری ثبات در منطقه به زمامداران جهانی و منطقه‌ای ارائه کرد:

۱- تشویق رقبای منطقه‌ای به ادامه تعاملات دیپلماتیک که در «کاهش سطح تنش در غرب آسیا» مؤثر است.

۲- با تمرکز بر احیای توافق هسته‌ای به‌عنوان «ستون امنیت و ثبات منطقه»، می‌توان رقابت‌های غرب آسیا را مدیریت کرد و فضای مطلوبی برای گفتگو‌های منطقه‌ای فراهم کرد. در نتیجه، پایه‌های ساختار امنیتی صلح‌آمیز در غرب آسیا گذاشته می‌شود. مهم‌تر از آن، با احیای توافق هسته‌ای می‌توان از اجرای «طرح ب» خطرناک‌تر در منطقه جلوگیری کرد.

۳- تقویت اولویت‌های منطقه‌ای از طریق «انجمن‌های گفت‌وگوی منطقه‌ای» که معمولاً در تضاد با اولویت‌های بین‌المللی است که اغلب‌شان «تقابلی» هستند.

۴- جلوگیری از اقدامات تحریک‌آمیز رژیم صهیونیستی به‌عنوان تنها مخالف توافق هسته‌ای که سابقه اقدامات تروریستی و خرابکارانه علیه ایران و متحدانش را دارد. این رژیم می‌تواند آینده توافق هسته‌ای و حرکت منطقه به‌سمت تنش‌زدایی را به خطر اندازد.

نویسنده در ادامه پیش‌بینی کرد که به موازات «تغییر نظم جهانی»، غرب آسیا شاهد روند‌ها و تحولات جدیدی است که منطقه را به مسیر‌های مختلف سوق خواهد داد. به نظر وی، بسیاری از این تحولات هنوز به روابط ایران با امریکا و متحدان کاخ‌سفید در منطقه مربوط نمی‌شود.

به اذعان این مؤسسه طی دهه‌های گذشته، جمهوری‌اسلامی ایران توانست سیاست واشنگتن مبنی بر مهار ایران را به ایجاد بازدارندگی در برابر امریکا بدل کند. به زعم او هم‌اکنون منطقه پذیرای احیای توافق هسته‌ای است و بازیگران مربوطه نسبت به عواقب فروپاشی احتمالی آن نگران هستند. در پایان، بار دیگر به سران کاخ‌سفید هشدار داده شد که باید رژیم صهیونیستی را مهار کنند که دست به اقدامات زیانبار و تنش‌زا نزند.

  • ​​​​​​​ایران در برابر اولویت قدرت‌های بزرگ ازجمله امریکا، خواهان برقراری نظم منطقه‌ای بومی است
  • غرب آسیا شاهد افول قدرت امریکا و کاهش رقابت‌های منطقه‌ای است
  • ساختار جدید امنیتی منطقه به‌سرعت در حال شکل‌گیری است
  • رسیدن به توان بازدارندگی، همواره در مرکز نظریه راهبردی منطقه‌ای ایران بوده و هست
  • جمهوری‌اسلامی برای مقابله با اقدامات غرب تلاشی چندبعدی در بخش‌های نظامی، امنیتی، اقتصادی و ... آغاز کرد
  • جمهوری‌اسلامی توانست ملزومات خود برای مقابله با فشار غرب را شناسایی و تقویت کند
  • راهبرد بازدارندگی ایران به‌سرعت شکل منطقه‌ای به خود گرفت و منجر به ظهور محور مقاومت شد
  • نظریه بازدارندگی ایران دو ماهیت نامتقارن و متعارف دارد
  • جمهوری‌اسلامی ایران توانست سیاست واشنگتن مبنی بر مهار ایران را به ایجاد بازدارندگی در برابر امریکا بدل کند
  • اکنون منطقه پذیرای احیای توافق هسته‌ای است و همه از فروپاشی احتمالی آن نگران‌اند
  • کاخ‌سفید باید رژیم صهیونیستی را مهار کند که دست به اقدامات زیان‌بار و تنش‌زا نزند
  • سیاست «چرخش به آسیا» در واشنگتن، حضور امریکا در غرب آسیا را تحت تأثیر قرار داده است
  • تعامل بین‌المللی در غرب آسیا پس از جنگ جهانی دوم، بر مبادله نفت در برابر امنیت استوار بوده است
  • تشویق رقبای منطقه‌ای به ادامه تعاملات دیپلماتیک در کاهش سطح تنش در غرب آسیا مؤثر است
  • هسته نظریه راهبردی ایران، بازدارندگی منطقه‌ای است
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر