کد مطلب: ۱۳۷۸۲۰
|
|
۱۱ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۴

تکیه بر هویت ملی؛ زمینه‌ساز انسجام‌ و همبستگی در منطقه


تکیه بر هویت ملی؛ زمینه‌ساز انسجام‌ و همبستگی در منطقه




انسجام و همبستگی کشورهای منطقه از الزامات سده حاضر محسوب می‌شود که این امر در سایه توجه به هویت فرهنگی و تاریخی قابل دست‌یابی است، چراکه داشتن سرزمین مشترک در طول تاریخ، سبب شده که مردم این مناطق دارای فرهنگ، تاریخ و احساس مشترک با یکدیگر شوند که اینها هم جزئی از مولفه‌های هویت هستند.





به گزارش مجله خبری نگار،مبحث هویت یا تلاش برای پاسخگویی به پرسش من کیستم، قدمتی بسیار طولانی دارد و اگر بخواهیم تعریفی از هویت ارایه دهیم، باید بگوییم هویت شناختن و شناساندن است و این ۲ وجه دارد: یکی شناخت خود در ارتباط با چیزی و دیگری شناساندن خود براساس آن چیز به دیگران. انسان اساساً خود را براساس رابطه‌ای که با یک پدیده دارد، شناسایی و به دیگران معرفی می‌کند. پس طرح کیستی ما نتیجه زندگی اجتماعی انسان­ ها و بودن در متن موجودیتی مشترک است که براساس آن افراد درصدد فهم جایگاه و موقعیت خویش بر می آیند.





تعریف هویت





واژه هویت یا (Identity) ریشه در زبان لاتین دارد. این کلمه از (Identitas) که از واژه (Idem) که به معنای مشابه و یکسان است، ریشه می‌گیرد و دارای ۲ معنای اصلی است؛ نخستین معنای آن بیانگر مفهوم مشابه مطلق است؛ یعنی این با آن مشابه است. معنای دوم آن هم به معنای تمایز است که به مرور زمان سازگاری و تداوم را به این ترتیب به مفهوم شباهت از ۲ زاویه مختلف راه می یابد و این مفهوم (هویت) به طور هم‌زمان میان افراد یا اشیاء ۲ نسبت محتمل برقرار می کند؛ یعنی از یک طرف شباهت و از طرف دیگر تفاوت.





در لغت‌نامه دهخدا، «هویت»، تشخص معنا شده که میان حکما و متکلمان مشهود است. در فرهنگ معین، ذات باری تعالی، هستی، وجود، آن چه موجب شناسایی شخص باشد و نیز به عنوان حقیقت جزئیه- یعنی گاه ماهیت با تشخص است و گاه با لذات(موجود دارای استقلال) و بالعرض(موجود وابسته به غیر) است- تعریف شده است. در زبان عربی، هویت یا «الهویه» کلمه‌ای به شمار می رود که از «هو»، یعنی او، که ضمیر غایب مفرد مذکر است، می‌آید. از همین «هو» لفظ مرکب «هوهو» یا «الهوهو» را ساخته‌اند که اسم مرکب و معرفه به «ال» است، معنای این اسم، «اتحاد به ذات» یا «انطباق با ذات» است.





فرهنگ جامعه‌شناسی که مفهوم هویت را جزء ابتدایی‌ و در عین‌حال بنیادی‌ترین نیاز معنوی انسان می‌داند، این مفهوم را این‌گونه تعریف می‌کند: پنداشت نسبتاً پایدار فرد از کیستی و چیستی خود که از طریق تعاملات اجتماعی فرد با دیگران از طریق اجتماعی شدن تکوین می‌یابد.





در واقع هویت عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی، فرهنگی، روانی، فلسفی، زیستی و تاریخی همسان که به رسایی و روایی بر ماهیت یا ذات گروه، به معنی یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر، دلالت کند و آن را در یک ظرف زمانی و مکانی معین قرار دهد و به طور مشخص و قابل‌قبول و آگاهانه از دیگر گروه‌ها و افراد متعلق به آنها متمایز کند.





کارکرد هویت





هویت مکانیزمی است که بیشتر به صورت شکلی از آگاهی متبلور می‌شود و در جامعه، نوعی انسجام و همبستگی ایجاد می‌کند. در واقع هویت همان معناداری در ۲ سطح فردی و اجتماعی است که کنش‌گران اجتماعی را قادر می‌سازد به پرسش‌های بنیادی معطوف به کیستی خود پاسخی مناسب و قانع‌کننده بدهند. افراد یک جامعه بدون برخورداری از چارچوب‌های مشخص هویتی، امکان برقراری ارتباطی معنادار و مستمر با یکدیگر را نخواهند داشت. هویت در این معنا عبارت است از فرایند معناسازی براساس برخی ویژگی‌های فرهنگی یا مجموعه به هم پیوسته‌ای از ویژگی‌های فرهنگی که بر منابع دیگر اولویت داده می‌شود. به عبارت دیگر، هویت مجموعه معانی است که چگونه بودن را درخصوص نقش‌های اجتماعی به فرد القاء می‌کند یا وضعیتی است که به فرد می‌گوید او کیست و مجموعه معانی‌ای را برای فرد تولید می‌کند که مرجع کیستی و چیستی او را تشکیل می‌دهد. داشتن هویت مستقل و ممتاز در حیات فردی و جمعی، رکنی اساسی در زندگی آدمی و فعالیت‌های مربوط به کنشگری اوست. عنصر شناسایی، تفکیک و تمایز بین خود و دیگران به زندگی اجتماعی انسان معنی می‌بخشد و او را به تحرک و پویایی وا می‌دارد.





مهمترین کارکرد هویت، ایجاد پیوستگی و همانندی است. در تحقق این امر ۲ عنصر دخالت دارد؛ تعریف ما از خود و همچنین تعریفمان از دیگران. هویت در هر سطحی که باشد (فردی، اجتماعی و ...) در مقابل غیر مطرح می‌شود. مثلاً زمانی ایرانی در مقابل غیر ایرانی قرار می‌گیرد و زمانی اسلامیت افراد در برابر افراد غیرمسلمانان به عنوان مرکز هویتی‌شان مطرح می‌شود. بنابراین، هویت وجه تمایز بین «من» و «ما» با «غیر» و «دیگریست» و احساسی است که تعلق فرد را به یک گروه، مجموعه، جامعه یا کشور خاص نشان می‌دهد.





هویت ایرانی





مفهوم تاریخی هویت ایرانی در نهضت‌های قومی، سیاسی و دینی دوران ساسانیان شکل گرفت و در دوران اسلامی با فراز و نشیب‌هایی پایدار ماند و در عصر صفوی تولدی دیگر یافت و در عصر جدید به صورت هویت ملی ایران متجلی شد. هویت ایرانی به علت موقعیت خاص جغرافیائی از سه حوزه تمدنی ایرانی، اسلامی و غربی تأثیرپذیرفته است. مؤلفه‌های هویت ملی ایرانیان آنچه که اغلب محققان بر آن اتفاق نظر دارند، این است که سه رکن مهم و عمده هویت ملی در ایران عبارتند از: ۱) جغرافیا و سرزمین با نوسانات میان فلات ایران با مناطق کوهستانی آن. ۲) زبان فارسی با همه تغییراتی که در اثر آمیزش با زبان‌های ترکی، مغول و عربی داشته است. ۳) دین اسلام که برغم همه اختلافات فرقه‌ای، اصل و اساس آن ثابت و استوار مانده است





هویت ایرانی در تعامل با اسلام





ظاهراً هویت ایرانی برای نخستین بار در دوره امپراطوری ساسانیان پدیدار شد و در طول این دوران مهمترین وجه ساکنان ایران زمین را تشکیل داد. با ورود اسلام به ایران و برای مدتی، این هویت به هماوردی گرفته شد تا اینکه در سده های دوم تا پنجم تکاپوهای جدیدی آغاز شد و ایرانیتی دیگر در تعامل با اسلام پدید آمد. این نوع از هویت ایرانی که می بایست از آن به نام هویت تاریخی – فرهنگی ایرانی یاد کرد، در کنار دیگر اشکال هویت جمعی و در تعامل با آن، در سده های بعدی به حیات خود ادامه داد.





هویت مشترک فرهنگی در منطقه





به این دلیل که برخورداری از سرزمین مشترک در یک مدت طولانی یکی از مولفه های تعیین هویت ملی محسوب می شود، امروزه می توان با نگاهی به گذشته تاریخی ایران اینگونه عنوان کرد که مردم برخی از کشورهای منطقه با ایران دارای اشتراکات هویتی به ویژه در زمینه فرهنگی هستند. به خصوص که داشتن این سرزمین مشترک در طول تاریخ، سبب شده که مردم این مناطق دارای فرهنگ، تاریخ، دین و احساس مشترک با یکدیگر شوند که اینها هم جزئی از دیگر مولفه های هویت هستند.





از این رو در خصوص هویت در منطقه می توان به ۲ رشته عناصر اشاره کرد که یک بخش مربوط به قبل از ورود اسلام و بخشی دیگر مربوط به ورود اسلام و ویژگی های مذهبی آن است. که این دوره جدید نیز خود به ۲ دوره یعنی از ورود اسلام تا رسمیت یافتن تشیع در دوره صفویه و از دوره صفویه به بعد تقسیم می شود که در این دوره هویت ایرانی با هویت اسلامی امتزاج پیدا کرده و بخش جدایی ناپذیر هویت ایرانی شده است.





البته یکی از خصوصیات مناسبات ایران و حوزه های پیرامونش در دوران معاصر آن است که با وجود تاثیر متقابل و کم و بیش مستمر آن ۲ حوزه بر یکدیگر، کم و کیف این تاثیر متقابل و آثار مترتب آن، هیچگاه به نحوی شایسته و در خور، مورد معرفت و شناسایی قرار نگرفته است و این کاستی نیاز به تحقیق و تفحص بیشتر دارد چراکه این اتفاق می تواند به تعامل و گسترش مناسبات منطقه ای و ایجاد صلح کمک کند.





منبع: ایرنا






ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر