کد مطلب: ۱۱۱۱۱۹۳
|
|
۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۹

بچه‌‎‌گی‌های سالم بزرگسالی؟!

بچه‌‎‌گی‌های سالم بزرگسالی؟!
چند روز پیش به‌طور اتفاقی ویدئویی دیدم؛ چند دختر و پسر جوان دور هم نشسته بودند، جلو یکی بوم نقاشی بود، دست یکی دیگر به گل سفال آغشته بود و چند نفر هم سرگرم بازی بودند.

به گزارش مجله خبری نگار، چند روز پیش به‌طور اتفاقی ویدئویی دیدم؛ چند دختر و پسر جوان دور هم نشسته بودند، جلو یکی بوم نقاشی بود، دست یکی دیگر به گل سفال آغشته بود و چند نفر هم سرگرم بازی بودند. بالای ویدئو نوشته شده بود: «مهدکودک بزرگسالان». فکر کردم این اسم فقط یک شوخی برای جلب توجه است، اما ویدئو‌های بعدی نشان می‌داد ماجرا جدی‌تر از یک اسم بامزه است. دورهمی‌هایی که آدم‌ها برای چند ساعت در آن نقاشی می‌کنند، سفال می‌سازند، بازی می‌کنند و سراغ سرگرمی‌هایی می‌روند که خیلی‌هایشان سال‌هاست تجربه نکرده‌اند. «مهدکودک بزرگسالان» بهانه‌ای شد تا کمی جدی‌تر به این ماجرا نگاه کنیم؛ اینکه این میل به تجربه دوباره گذشته از کجا می‌آید، چه نسبتی با تغییر سبک زندگی و روابط اجتماعی امروز دارد و مرز میان جنبه‌های مثبت و منفی چنین دورهمی‌هایی کجاست.

برای پاسخ به این پرسش‌ها، سراغ امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس رفتیم تا این پدیده را از زاویه اجتماعی و فرهنگی بررسی کنیم.

چه می‌شود که یک آدم بزرگسال دلش می‌خواهد دوباره برای چند ساعت کودک باشد؟

من اصولاً این‌گونه تجمع‌ها و دورهمی‌ها را از چند منظر مهم می‌دانم. زندگی شهری امروز تا حد زیادی با تنهایی و کاهش ارتباطات خانوادگی و اجتماعی همراه شده است؛ بسیاری از افراد، دیگر مانند گذشته فرصت گفت‌و‌گو با اقوام و نزدیکان خود را ندارند. چنین جلساتی می‌تواند فرصتی برای درددل، هم‌فکری و تبادل نظر فراهم کند و تا حدی موجب آرامش فکری و روحی افراد، به‌ویژه بانوانی شود که در زندگی امروز با مشکلات متعددی روبه‌رو هستند. از سوی دیگر، این دورهمی‌ها می‌تواند فضایی برای گفت‌و‌گو درباره مسائل مربوط به تربیت فرزندان باشد. افراد می‌توانند تجربیات و مشکلات خود را مطرح کنند و از تجربه دیگران نیز بهره ببرند. چنین هم‌فکری‌هایی می‌تواند همدلی و همبستگی را افزایش دهد و به والدین، به‌خصوص مادرانی که نقش مهمی در تربیت و پرورش فرزندان خود دارند، کمک کند درباره مسائل و مشکلاتی که امروز دختران و پسران جوان با آن مواجه‌اند، با یکدیگر گفت‌و‌گو و تبادل نظر کنند.

بنابراین، اگر هدف و محتوای این دورهمی‌ها چنین مسائلی باشد، من آن را اتفاق بدی نمی‌دانم و معتقدم می‌تواند آثار مثبتی نیز به همراه داشته باشد.

از نظر شما مرز میان خوب و بد بودن این دورهمی‌ها کجاست و چه زمانی می‌توانند آسیب‌زا شوند؟

وجه منفی چنین دورهمی‌هایی زمانی شکل می‌گیرد که مسیر و هدف جلسات به سمت رفتار‌های آسیب‌زا برود؛ برای مثال مصرف سیگار و قلیان یا شکل‌گیری روابط خارج از چارچوب خانواده. در چنین شرایطی، به جای اینکه افراد از حضور در جمع برای هم‌فکری، یادگیری و حل مسائل خود استفاده کنند، ممکن است تحت تأثیر رفتار‌ها و تجربیات دیگران به سمت برخی آسیب‌های اجتماعی سوق پیدا کنند. مصرف سیگار و قلیان نیز علاوه بر آسیبی که می‌تواند به خود فرد وارد کند، ممکن است بر فرزندان و فضای خانواده او تأثیر منفی بگذارد. همچنین اگر محتوای این دورهمی‌ها به تشویق افراد به روابطی خارج از چارچوب خانواده یا عادی‌سازی رفتار‌های پرخطر منجر شود، دیگر نمی‌توان آن را در همان چارچوب مثبت و سازنده ارزیابی کرد. همچنین مرز مثبت یا منفی بودن این جلسات را باید در هدف، محتوای گفت‌و‌گو‌ها و تأثیری که بر رفتار افراد می‌گذارند جست‌و‌جو کرد. اگر نتیجه حضور در چنین جمع‌هایی افزایش هم‌فکری، مهارت‌آموزی و کمک به حل مشکلات باشد، می‌توان آن را مثبت دانست؛ اما اگر افراد تحت تأثیر جمع به سمت رفتار‌های آسیب‌زا سوق پیدا کنند، این دورهمی‌ها می‌توانند پیامد‌های منفی داشته باشند.

اجازه بدهید مثالی برایتان بزنم. حدود ۲۷ یا ۲۸ سال پیش به همراه دانشجویانم در کرج پژوهشی را روی ۸۶۰ زن متأهل انجام دادیم که حدود ۶ماه طول کشید. براساس نتایجی که در آن بررسی بدست آوردیم، حدود ۳۳ درصد افراد مورد مطالعه از داشتن روابط خارج از چارچوب ازدواج صحبت کرده بودند و در برخی موارد نیز این روابط با افرادی از میان بستگان عنوان شده بود.

در بررسی چنین مسائلی می‌توان همه افراد و محیط‌های اجتماعی را یکسان در نظر گرفت؟

قطعاً نه؛ میزان اعتقادات و باور‌های دینی افراد، پایبندی آنها به ارزش‌ها و معیار‌های فرهنگی و معنوی و همچنین محیط و محله‌ای که در آن زندگی می‌کنند، می‌تواند در نوع رفتار‌ها و روابط اجتماعی مؤثر باشد. حتی در یک شهر نیز نمی‌توان تمام مناطق را دارای شرایط اجتماعی و فرهنگی یکسان دانست. برای مثال، در شهری مانند مشهد، شرایط اجتماعی و فرهنگی در محله‌های مختلف از جمله قاسم‌آباد، نخریسی یا احمدآباد می‌تواند متفاوت باشد و این تفاوت‌ها باید در تحلیل رفتار‌های اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. در مکتب شیکاگو مفهومی وجود دارد که از آن با عنوان «مکتب بوم‌شناسی» یاد می‌کنیم. براساس این دیدگاه، میان افراد و محیط و منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، رابطه‌ای متقابل وجود دارد؛ یعنی همان‌طور که افراد بر محیط اجتماعی خود تأثیر می‌گذارند، ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی یک محله نیز می‌تواند بر نگرش و رفتار ساکنان آن اثر بگذارد. برای مثال، نمی‌توان انتظار داشت شرایط اجتماعی و الگو‌های فکری در تمام محله‌های مشهد یکسان باشد. فردی که در احمدآباد زندگی می‌کند در یک محیط اجتماعی و فرهنگی مشخص قرار دارد و فردی که در منطقه طلاب زندگی می‌کند با محیط متفاوتی روبه‌رو است؛ بنابراین هنگام بررسی چنین دورهمی‌هایی باید بافت اجتماعی و فرهنگی منطقه، ارزش‌های رایج میان ساکنان و ویژگی‌های آن محله را نیز در نظر گرفت و نمی‌توان نتایج یک منطقه را به تمام شهر تعمیم داد.

فکر می‌کنید چرا بعضی بزرگسالان با اینکه دلشان می‌خواهد کار‌هایی مثل تاب یا سرسره‌بازی را دوباره تجربه کنند، به‌خاطر نگاه و قضاوت دیگران از انجام آن خودداری می‌کنند؟

در جوامعی که رسوبات فرهنگی عمیق‌تر و ارزش‌ها و هنجار‌های سنتی ریشه‌دارتری وجود دارد، نوع نگاه مردم به چنین رفتار‌هایی نیز متفاوت است. به‌ویژه در محیط‌هایی که افراد یکدیگر را بیشتر می‌شناسند و باور‌های فرهنگی و دینی پررنگ‌تر است، حساسیت نسبت به رفتار‌هایی که خارج از الگو‌های معمول تلقی می‌شوند، بیشتر خود را نشان می‌دهد. برای مثال، ممکن است سرسره‌بازی یک فرد جوان کاملاً عادی تلقی شود، اما همین رفتار از سوی یک زن چهل‌ساله یا فردی هشتادساله با واکنش متفاوتی روبه‌رو شود. در حالی که نفس این رفتار لزوماً مسئله‌ای ندارد، گاهی نگاه‌های محدودکننده و قضاوت‌های اجتماعی موجب می‌شود حتی زنی که همراه فرزندش سرسره‌بازی می‌کند با این واکنش مواجه شود که «با این سن خجالت نمی‌کشد مثل بچه‌ها رفتار می‌کند». این نوع نگاه را باید در بستر فرهنگی هر جامعه بررسی کرد. در شهر‌های کوچک‌تر که افراد شناخت بیشتری از یکدیگر داشته و هنجار‌های اجتماعی و فرهنگی حضور پررنگ‌تری در زندگی روزمره دارند، ممکن است چنین قضاوت‌هایی شدیدتر باشد. این باور‌ها نیز محصول ۱۰، ۲۰ یا ۵۰ سال اخیر نیستند، بلکه بخشی از آنها طی نسل‌های مختلف شکل گرفته و در ذهن جامعه رسوب کرده‌اند.

پس می‌توان گفت پدیده‌هایی مثل «مهدکودک بزرگسالان» لزوماً نشانه بحران بزرگسالی نیستند، درست است؟

بله، من این پدیده را نشانه‌ای از تغییر و تحولات فرهنگی جامعه می‌دانم. به خاطر دارم در سخنرانی که رهبر شهید در اول فروردین سال ۱۳۹۷ در مشهد داشتند، به این موضوع اشاره شد که «فناوری، فرهنگ می‌آورد». معنای این گزاره آن است که ورود فناوری‌های نو، تنها ابزار‌های زندگی ما را تغییر نمی‌دهد، بلکه به‌تدریج بر فرهنگ، رفتار و سبک زندگی افراد نیز تأثیر می‌گذارد.

این مسئله مختص امروز نیست؛ از زمان ورود دوچرخه، خودرو و رادیو تا بعد‌ها تلویزیون، ماهواره و امروز تلفن همراه، هر فناوری جدید به شکلی زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است. امروز یک فرد تنها از طریق تلفن همراه خود می‌تواند با صد‌ها فرد، منبع و فضای مختلف در ارتباط باشد و طبیعتاً این حجم از ارتباط و مواجهه با شیوه‌های متفاوت زندگی، نگاه افراد را تغییر می‌دهد و آنها را با الگو‌های رفتاری تازه‌ای آشنا می‌کند. به اعتقاد من، بخشی از تغییر نگاه جامعه به رفتار‌هایی مانند بازی کردن بزرگسالان و شکل‌گیری چنین دورهمی‌هایی را نیز می‌توان در همین چارچوب تحلیل کرد. البته مسئله نسل و سن همچنان اهمیت دارد؛ ممکن است جامعه یک رفتار را از فردی جوان به‌راحتی بپذیرد، اما همان رفتار را از مادر یا مادربزرگ او غیرمعمول بداند. با این حال، با تغییر نسل‌ها و گسترش ارتباطات، بخشی از همین هنجار‌ها نیز به‌تدریج دستخوش تغییر می‌شوند.

این مسئله را می‌توان در چارچوب نظریه‌هایی بررسی کرد که برای فناوری نقشی اساسی در تحولات اجتماعی و فرهنگی قائل‌اند. براساس این دیدگاه‌ها، فناوری صرفاً یک وسیله خنثی نیست؛ ورود فناوری‌های تازه می‌تواند شکل ارتباطات، سبک زندگی، الگو‌های مصرف، خواسته‌ها، آرزو‌ها و حتی برداشت افراد از رفتار قابل قبول و غیرقابل قبول را تغییر دهد.

منبع: قدس

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر