کد مطلب: ۹۶۲۱۴۳
|
|
۲۵ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۰

تنش دیپلماتیک میان بوگوتا و سانتیاگو

پیروزی «خوسه آنتونیو کاست» در انتخابات ریاست جمهوری شیلی و تنش دیپلماتیک میان بوگوتا و سانتیاگو بر سر این رویدادِ فراتر از تغییر قدرت در سطح ملی، نشانه‌ای از تحولی گسترده‌تر در توازن سیاسی آمریکای لاتین است که می‌تواند شکاف‌های ایدئولوژیک منطقه را عمیق‌تر کرده و زمینه بهره‌برداری بازیگران خارجی به ویژه آمریکا از این اختلاف‌ها را فراهم کند.

به گزارش مجله خبری نگار، انتخاب «خوسه آنتونیو کاست» سیاستمدار راست افراطی، به‌عنوان رئیس‌جمهوری شیلی با واکنشی تند و کم‌سابقه از سوی «گوستاوو پترو» رئیس‌جمهوری کلمبیا، روبه‌رو شد؛ واکنشی که از محکومیت صریح ایدئولوژیک تا هشدار درباره «پیشروی فاشیسم» را شامل شد و در نهایت به ارسال یادداشت رسمی اعتراض دیپلماتیک از سوی دولت شیلی انجامید.

پترو، کاست را به‌عنوان یک رقیب جدید سیاسی در منطقه معرفی کرده و با لحنی تند، نتیجه انتخابات این کشور را محکوم کرد.

وی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «فاشیسم پیش می‌رود، هرگز دست یک نازی را نخواهم فشرد و دست فرزند یک نازی را هم نه؛ آنها مرگ در قالب انسان هستند. غم‌انگیز است که پینوشه مجبور شد با زور تحمیل شود، اما غم‌انگیزتر این است که اکنون مردم پینوشه خود را انتخاب می‌کنند: چه انتخاب‌شده باشند چه نه، آنها فرزندان هیتلرند و هیتلر ملت‌ها را می‌کشد.»

وی در پست دیگری، نتیجه انتخابات شیلی را برای چپ منطقه «شکست» توصیف کرد.

در پی این اظهارات، دولت «گابریل بوریچ» رئیس‌جمهوری شیلی، واکنش نشان داد و اعلام کرد که به دلیل «دخالت در سیاست داخلی» این کشور، یادداشت رسمی اعتراض دیپلماتیک به سفیر کلمبیا در سانتیاگو ارائه شده است.

دولت شیلی تاکید کرد که این سخنان، «بی‌احترامی و دخالت ناموجه در امور داخلی شیلی» بوده و نه‌تنها رئیس‌جمهوری منتخب، بلکه «تصمیم حاکمیتی مردم شیلی و استحکام نهاد‌های دموکراتیک» را زیر سوال می‌برد.

پترو از معدود رهبران منطقه بود که پیروزی کاست را تبریک نگفت. در مقابل، بسیاری از دولت‌های آمریکای لاتین، از جمله برخی دولت‌های چپ‌گرا، موضعی محتاطانه‌تر اتخاذ کرده و پیروزی رئیس‌جمهوری منتخب شیلی را به رسمیت شناخته‌اند؛ از جمله «کلائودیا شینباوم» رئیس‌جمهوری مکزیک، و «لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا» رئیس‌جمهوری برزیل که با ارسال پیام‌هایی برای کاست آرزوی «موفقیت» کردند و خواستار همکاری «برای خیر کشور‌ها و کل منطقه» شدند.

از نگاه پترو، پیروزی کاست نشانه‌ای از تغییر توازن سیاسی در آمریکای لاتین است. منطقه‌ای که چهار سال پیش در اختیار دولت‌های مترقی بود و اکنون به سمت جناح راست گرایش پیدا کرده است. به گفته وی، آرژانتین، بولیوی، پاراگوئه، اکوادور و اکنون شیلی دچار چرخش ایدئولوژیک شده‌اند؛ تحولی که برای کلمبیا، در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری شش ماه آینده، هشداری جدی تلقی می‌شود.

پترو این تغییر جهت را بی‌ارتباط با نقش آمریکا نمی‌داند. وی اعلام کرد که «دست واشنگتن» در قدرت‌گیری دولت‌های راست‌گرا دیده می‌شود.

پیروزی «کاست» در شیلی و چرخش به راست در آمریکای لاتین

پیروزی کاست در انتخابات ریاست‌جمهوری شیلی در چارچوب روند گسترده‌تری که طی آن چندین کشور منطقه در سال‌های اخیر از دولت‌های چپ یا میانه‌چپ به سمت دولت‌های راست‌گرا یا محافظه‌کار متمایل شده‌اند، حائز اهمیت است. این تغییر مسیر، که پیش‌تر در کشور‌هایی مانند آرژانتین، پاراگوئه، اکوادور و بولیوی مشاهده شده بود، اکنون با اضافه شدن شیلی، وزن سیاسی بیشتری یافته است.

واکنش تند رئیس‌جمهوری کلمبیا، به این نتیجه انتخاباتی، بازتاب‌دهنده نگرانی بخشی از جریان‌های چپ منطقه نسبت به کاهش نفوذ خود است. پترو پیروزی کاست را نه یک رویداد صرفا داخلی، بلکه نشانه‌ای از «پیشروی فاشیسم» و تغییر جهت کلی منطقه ارزیابی کرده است.

به این ترتیب، باید یادآور شد که اهمیت انتخابات شیلی فراتر از مرز‌های این کشور است. شیلی در دهه‌های اخیر به‌عنوان یکی از باثبات‌ترین دموکراسی‌های منطقه شناخته می‌شد و تغییر جهت سیاسی آن می‌تواند بر موازنه قوا در آمریکای لاتین تاثیرگذار باشد، به‌ویژه در شرایطی که انتخابات‌های آینده در کشور‌هایی مانند کلمبیا نیز در پیش است و سرنوشت دولت‌های چپ‌گرا هنوز قطعی نیست.

این تحولات به ویژه هم‌زمان با بازگشت «دونالد ترامپ» به قدرت در آمریکا رخ داده است؛ بازگشتی که بسیاری از تحلیلگران آن را عاملی تعیین‌کننده در سیاست خارجی آمریکا نسبت به آمریکای لاتین می‌دانند. ترامپ در مواضع اخیر خود آشکارا از جریان‌های راست‌گرا در منطقه حمایت کرده و تلاش کرده است نقش فعال و مداخله‌گرایانه‌ای در تحولات انتخاباتی کشور‌های مختلف ایفا کند.

در همین چارچوب، ترامپ به‌طور علنی درباره انتخابات هندوراس اظهارنظر کرده و گفت نامزد راست‌گرای این کشور پیش از ورود و حمایت مستقیم او، در موقعیت پیشتاز قرار نداشت، اما اکنون با پشتیبانی سیاسی و رسانه‌ای او در مسیر پیروزی قرار گرفته است.

تحلیلگران معتقدند ترامپ به‌دنبال بهره‌برداری هدفمند از شکاف‌های ایدئولوژیک در منطقه است؛ شکاف‌هایی میان دولت‌های چپ، راست و جریان‌های میانه که در سال‌های اخیر عمیق‌تر شده‌اند. حمایت آشکار از نامزد‌های راست‌گرا، برجسته‌سازی تهدید «سوسیالیسم» و استفاده از گفتمان امنیتی و ضد مهاجرت، از ابزار‌هایی است که او برای بازسازی نفوذ ایالات متحده در حیاط خلوت سنتی خود به کار می‌گیرد.

در این چارچوب، پیروزی کاست در شیلی می‌تواند به‌عنوان یک حلقه مهم در زنجیره‌ای از تحولات دیده شود که فضای سیاسی آمریکای لاتین را به سمت قطبی‌شدن بیشتر سوق می‌دهد. واکنش‌های تند، از جمله تنش دیپلماتیک میان کلمبیا و شیلی، نشانه‌ای از این قطبی‌شدن است؛ فضایی که در آن اختلافات داخلی کشور‌ها به‌سرعت به سطح منطقه‌ای و حتی بین‌المللی منتقل می‌شود.

انتخابات شیلی نه‌تنها آینده سیاسی این کشور، بلکه جهت‌گیری کلی آمریکای لاتین را تحت تاثیر قرار داده است. هم‌زمانی این تغییر با فعال‌تر شدن ترامپ در صحنه منطقه‌ای، این پرسش را پررنگ‌تر کرده است که آیا آمریکای لاتین وارد دوره‌ای جدید از رقابت‌های ایدئولوژیک، مداخله‌های خارجی و بازتعریف اتحاد‌های سیاسی خواهد شد یا نه؛ پرسشی که پاسخ آن به ویژه در انتخابات‌های پیش‌رو در دیگر کشور‌های منطقه روشن‌تر خواهد شد.

برچسب ها: شیلی کشور
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر