کد مطلب: ۳۳۶۵۹۸
|
|
۱۷ شهريور ۱۴۰۱ - ۰۷:۰۱

۳ مکتب شناخته شده‌ بازیگری

۳ مکتب شناخته شده‌ بازیگری
آشنایی با شناخته شده‌ترین روش‌های بازیگری از گذشته تا امروز

به گزارش مجله خبری نگار، بازیگری از آن کار‌های سهل‌ممتنعی است که وقتی از پشت صفحه نمایشگر یا روی پرده نگاهش می‌کنیم، به‌نظرمان می‌آید «عجب کار راحتیه. منم می‌تونم»، اما هرکس که دست‌کم تجربه بازی در نمایش‌های مدرسه را داشته‌باشد، می‌داند که ایفای نقش از آن‌چه به‌نظر می‌رسد، سخت‌تر است.

شاید چیزی درباره شیوه‌های بازیگری به گوش‌تان خورده‌باشد. در سینماتوگراف این هفته، با سه‌تا از شناخته‌شده‌ترین این روش‌ها آشنا می‌شوید تا بدانید بازیگر‌ها کارشان را براساس چه اصولی پیش می‌برند.

بازیگری کلاسیک

بازیگری کلاسیک در سال ۱۸۰۰ میلادی براساس تکنیک‌های بازیگری شکسپیر، رایج شد. درواقع ریشه بازیگری کلاسیک به قبل از ساخته‌شدن فیلم‌های سینمایی برمی‌گردد و با ویژگی‌هایی مثل ژست‌های بیش‌ازحد دراماتیک، کنش‌های اغراق‌آمیز و گفتار آهسته با ادای کشیده کلمات، مشخص می‌شود تا همه افراد حاضر در سالن تئاتر بتوانند دیالوگ‌ها را بشنوند و دنبال کنند. حرف‌ها و رفتار‌ها دقیقا همان‌طوری اجرا می‌شود که در متن آمده و هیچ جایی برای بداهه‌گویی وجود ندارد. حالا دیگر مدرسان بازیگری، این روش را غلوآمیز و زیادی نمایشی می‌دانند برای همین دیگر به‌عنوان یک روش پیشنهاد نمی‌شود بلکه صرفا در قالب آموزش مقدماتی به‌کار می‌رود تا به هنرجویان بازیگری کمک کند خود، بدن و حرکات‌شان را کشف کنند. اگر می‌خواهید نمونه این روش را ببینید، در کار بازیگرانی مثل «آلن بیتس»، «بت دیویس»، «ویلیام شاتنر» و «پاتریک استوارت» می‌توانید پیدایش کنید.

روش استانیسلاوسکی

«کنستانتین استانیسلاوسکی»، هنرپیشه و کارگردان روس، وقتی بازی بازیگران کلاسیک را روی پرده می‌دید، اغراق‌آمیز بودن‌شان خیلی به چشمش می‌آمد. این بود که تصمیم گرفت نگاه به بازیگری را تغییر دهد. روش او که به‌نام خودش شناخته می‌شود، معروف‌ترین تکنیک بازیگری است که می‌گوید بازیگر باید روی صحنه همان احساساتی را که شخصیت تجربه می‌کند، احساس کند. یکی شدن با شخصیت، شناختن جزئیات رفتار او در موقعیت‌های خاص و فهمیدن دلایل روان‌شناختی رفتارهایش در هر وضعیت، کاری است که بازیگرِ این روش باید انجام بدهد. قاعده «اگر» به بازیگر کمک می‌کند تا به این روش، ایفای نقش کند. مثلا وقتی در زندگی روزمره و عادی شخصیت یک اتفاق توهین‌آمیز رخ می‌دهد، بازیگر باید تصور کند که «اگر» آن اتفاق برای خود او می‌افتاد، چه احساس و واکنشی نشان می‌داد. شیوه اکتینگ روش به روز شده این مکتب بازیگری است. نمونه این روش در بازی «مارلون براندو»، «الن برستین» و «جان گیلگود» قابل دیدن است.

تکنیک مایزنر

«سنفورد مایزنر» هنرپیشه و مربی بازیگری بود که تکنیکی به‌نام خودش ابداع کرد تا هنرپیشه‌ها را به ایفای نقش «واقعی» ترغیب کند. روش او بازیگران را تشویق می‌کند که به‌طور غریزی و طبیعی، بدون فکر کردن زیاد، به محرک‌ها واکنش نشان دهند. درواقع بازیگر براساس انگیزه‌های عاطفی خودش (و نه شخصیتی که قرار است آن را بازی کند) عمل می‌کند و به‌جای فکر کردن و تجزیه و تحلیل، با احساساتش هدایت می‌شود. هدف مایزنر این بود که هنرپیشه‌ها خودشان را از شر هر نوع آمادگی خلاص کنند و روی صحنه درلحظه حضور داشته‌باشند. آن‌ها برای بازی کردن به این روش باید بداهه‌پردازی و استفاده از تخیل برای برانگیختن احساسات را تمرین کنند.

اگر می‌خواهید نمونه سبک مایزنر را ببینید، سری به بازی هنرپیشه‌هایی مثل «دایان کیتون»، «جک نیکلسون»، «آلیسون جنی» و «آنتونی هاپکینز» بزنید.

منبع: خراسان

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر