کد مطلب: ۳۲۷۴۳۵
|
|

فریبا گلگلی !

فریبا گلگلی !
فریبا نادری با روسری گل گلی ترکمن اش با این حرف هاش دل همرو برد

‍به گزارش مجله خبری نگار،فریبا نادری با انتشار تصاویری از خود، صفحه شخصی اینستاگرامش را به‌روز کرد و نوشت :

گاهی وقتها تشکر کردن از خدا
فقـط گفتن کلمه‌ی
خدایا شکرت نیست
گاهی وقتها برای تشکر از خدا
باید کاری کرد …
دلی را شاد کرد …
گلی را هدیه داد …
دستی را گرفت …
و بخششی را تقدیم کرد ! خدايا بابت تمام عزت و آبرويي ك به من و عزيزانم دادي

 

فریبا گلگلی !

 

فریبا نادری (زاده ۲۳ فروردین ۱۳۶۳ در تهران) بازیگر ایرانی است. فریبا نادری به طور اتفاقی وارد عالم بازیگری شد و با سریال «مروارید سرخ» معرفی شد. در ادامه بیوگرافی فریبا نادری بازیگر توانمند ایرانی را خواهید دید با ما همراه باشید



چکیده‌ای از بیوگرافی فریبا نادری:

فریبا نادری

تولد: سال ۱۳۶۳
ملیت: ایرانی

پیشه: بازیگری مدلینگ
سال‌های فعالیت: از ۱۳۸۲ تاکنون
همسر: مهرداد طباطبایی





بیوگرافی فریبا نادری:

فریبا نادری متولد ۱۳۶۳، بازیگر و مدیر بازرگانی ایرانی است. فریبا نادری به طور اتفاقی وارد عالم بازیگری شد، او با سریال «مروارید سرخ» معرفی شد و با سریال «گل بارون‌زده» باعث شد که اهالی سینما روی بازی او حساب ویژه‌ای باز کنند. او به جز بازیگری به خانه داری به ویژه آشپزی علاقه ویژه‌ای دارد و هرگاه که در منزل است، وقت خود را صرف آشپزی می‌کند.



فریبا نادری می‌گوید: در سال ۱۳۶۳ به دنیا آمدم، از بچگی عاشق بازیگری بودم و بزرگ‌ترین آرزویم این بود که جای قهرمان فیلم‌هایی که دوستشان دارم، قرار بگیرم، اما پدر و مادرم مخالف بودند و سختگیری می‌کردند تا من به درس و مشقم بیشتر توجه داشته باشم.

 

فریبا گلگلی !


در دوران کودکی بسیار شیطون و بازیگوش بودم، از آنجایی که با برادرم حمید رابطه بسیار خوبی داشتم، تمام روز با او بازی می‌کردم و به همین خاطر شیطنت‌هایم هم پسرانه بود. من حتی یک عروسک هم نداشتم و بهترین اسباب بازی من توپ «چهل تیکه» بود، یادم می‌آید که با بچه‌های محل، کوچه را می‌بستیم و هفت سنگ یا فوتبال بازی می‌کردیم.


زمانی که در دوران راهنمایی تحصیل می‌کردم، به طور اتفاقی به من پیشنهاد اجرای برنامه «نیمرخ» داده شد، اما مادرم مخالفت کرد. از این حکایت چند سالی گذشت تا اینکه یک روز با دوستم که گریمور بود برای تست به دفتر «مسعود رسام» رفتیم، آن روز وی با تست بازیگران برای سریال «مروارید سرخ» مشغول بود، من هم غافل از این ماجرا نشسته بودم تا اینکه از اتاق شان آمدند بیرون و گفتند نوبت شماست. گفتم من برای تست بازیگری نیامده‌ام، دوستم آمده است… او به من گفت: حالا که آمدی بیا تست بده… آن روز خوش‌شانس بودم و در تست قبول شدم، اما می‌دانستم که خانواده‌ام مخالفت خواهند کرد.

 

فریبا گلگلی !

در قراردادم شرط کردم که خانواده ام هم باید پشت صحنه بیایند و گروه مروارید سرخ هم پذیرفتند. با این شرایط باز هم مادرم مخالفت کرد، اما سرانجام متوجه شد که علاقه من به بازیگری وصف‌ناپذیر است و نمی‌توانند مقابل علاقه‌ام ایستادگی کنند و این شد که به بازیگری روی آوردم و خوشحالم که مردم هم از آن استقبال کردند.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر