کد مطلب: ۱۱۶۳۳۲۵
|
|
۰۲ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۹

غول‌های اقتصادی شکست‌ناپذیر نیستند؛ فرصت کسب‌وکار کجاست؟

غول‌های اقتصادی شکست‌ناپذیر نیستند؛ فرصت کسب‌وکار کجاست؟
وقتی پلتفرم‌های بزرگ بخش مهمی از بازار را در اختیار دارند، ورود به دنیای کسب‌وکار برای جوانان دشوار و گاهی ناامیدکننده به نظر می‌رسد؛ اما آیا بزرگی این شرکت‌ها به معنای پایان فرصت‌هاست؟ محمدرضا دانه‌کار، پژوهشگر و کارشناس توسعه کسب‌وکار، معتقد است ضعف‌های همین بازیگران بزرگ می‌تواند زمینه تولد نسل تازه‌ای از کسب‌وکارهای کوچک، تخصصی و بومی را فراهم کند.

به گزارش مجله خبری نگار، «وقتی یک پلتفرم بزرگ بازار را در اختیار گرفته، من چگونه می‌توانم سهمی داشته باشم؟» این پرسش برای جوانی که به ورود به بازار کار یا راه‌اندازی فعالیتی مستقل فکر می‌کند، می‌تواند به یک بن‌بست ذهنی تبدیل شود. ناامیدی از کسب‌وکار در چنین فضایی، با تصور بسته بودن همه راه‌ها گره می‌خورد؛ اما آیا بزرگ شدن شرکت‌ها به معنای پایان فرصت برای دیگران است؟

محمدرضا دانه‌کار، پژوهشگر و کارشناس توسعه‌دهنده کسب‌وکار، در این گزارش همراه ماست تا پاسخ را در بررسی مسیر شکل‌گیری همین شرکت‌ها جست‌و‌جو کنیم.

او معتقد است قدرت اقتصادی در اختیار بازیگران ثابت باقی نمی‌ماند و ضعف‌های هر مرحله می‌تواند زمینه شکل‌گیری نسل بعدی کسب‌وکار‌ها باشد. این کارشناس در ادامه، مسیر استفاده از این فرصت‌ها را از فعالیت تخصصی و بومی تا یادگیری عمیق هوش مصنوعی و نقش خانواده‌ها توضیح می‌دهد.

غول‌های امروز از کجا قدرت گرفتند؟

برای فهم این نگاه، ابتدا باید به عقب برگشت؛ به زمانی که کسب‌وکار‌های کوچک و سنتی، پاسخ کافی برای بخشی از نگرانی‌های مشتریان نداشتند.

دانه‌کار توضیح می‌دهد که بزرگ‌ترین پلتفرم‌های اینترنتی امروز، از دل همین نقص‌های ساختاری بیرون آمده‌اند. زمانی که فروشگاه‌های محلی ضمانت، تعهد پس از فروش یا سازوکاری برای جبران خطای مشتری نداشتند، پلتفرم‌های بزرگ با ارائه اعتماد و کاهش ریسک وارد میدان شدند. به بیان او، این شرکت‌ها با حل مسئله «عدم اطمینان مشتری» قدرت گرفتند.

این پژوهشگر بر این باور است که «هیچ انحصاری ابدی نیست». او برای توضیح این دیدگاه، به جابه‌جایی نقش‌ها در تأمین معاش اشاره می‌کند؛ مسیری که در آن، نقش دولت از طریق تعاونی‌ها به‌تدریج به بخش خصوصی و سپس به زنجیره سوپرمارکت‌ها و هایپرمارکت‌ها منتقل شد.

از نگاه دانه‌کار، همین الگو در فضای دیجیتال نیز در حال تکرار است. بازیگران بزرگ امروز، خطا‌های مرحله قبل را اصلاح می‌کنند، اما فعالیت آنها راه را برای نسل دیگری باز می‌کند؛ نسلی که تخصصی‌تر و بومی‌تر عمل خواهد کرد.

ناامیدی از کسب‌وکار چه فرصت‌هایی را پنهان می‌کند؟

اگر بخشی از قدرت شرکت‌های بزرگ از پاسخ دادن به نیاز‌های برآورده‌نشده مشتریان به دست آمده، ضعف‌های خود آنها نیز می‌تواند نقطه شروع فعالیت دیگران باشد.

به گفته دانه‌کار، بسیاری از پلتفرم‌های بزرگ، از جمله اپلیکیشن‌های مدیریت حمل‌ونقل، با وجود کارایی بالا، در تجربه کاربری، میزان کمیسیون یا توجه به نیاز‌های محلی با کاستی‌هایی روبه‌رو هستند. او همین فاصله میان خدمات موجود و نیاز کاربران را محل شکل‌گیری فرصت می‌داند.

این کارشناس توسعه‌دهنده کسب‌وکار مثال می‌زند: اگر یک پلتفرم بزرگ در مدیریت رفت‌وآمد میان دو شهر بزرگ ضعف داشته باشد یا کمیسیون سنگینی از رانندگان بگیرد، زمینه برای ایجاد یک پلتفرم بومی و تخصصی فراهم می‌شود؛ پلتفرمی که بر همشهری بودن و کاهش هزینه‌ها تکیه کند، نه بر انحصار.

دانه‌کار پیش‌بینی می‌کند کسب‌وکار‌ها از شکل بزرگ و عمومی، به سمت فعالیت‌های خرد، تخصصی و دقیق حرکت کنند. در این نگاه، افراد و گروه‌های کوچک متخصص می‌توانند دوباره سهم بیشتری از قدرت را در اختیار بگیرند.

فرصت را در یک نیاز مشخص پیدا کنید

مسیر پیشنهادی این پژوهشگر، رقابت با شرکت‌های بزرگ در همه حوزه‌ها نیست؛ بلکه توجه به همان بخش‌هایی است که خدمات عمومی، پاسخ دقیقی برای آنها ندارند.

در مثال رفت‌وآمد میان دو شهر، مسئله اصلی یک نیاز مشخص و محلی است. کسب‌وکار کوچک می‌تواند فعالیت خود را بر همان نیاز متمرکز کند و با شناخت نزدیک‌تر کاربران و کاهش هزینه‌ها، جای خود را پیدا کند. این همان تفاوتی است که دانه‌کار میان فعالیت «بزرگ و عمومی» و فعالیت «خرد، تخصصی و دقیق» مطرح می‌کند.

هوش مصنوعی را فقط مصرف نکنید

دانه‌کار معتقد است این چرخه بازگشت قدرت، تنها با دانش مدیریت کسب‌وکار پیش نمی‌رود و به تسلط بر فناوری‌های بنیادین، به‌ویژه هوش مصنوعی، نیاز دارد.

او مسئله را در تفاوت میان «مصرف‌کننده بودن» و «تولیدکننده بودن» می‌بیند. از نگاه این پژوهشگر، نگرانی اصلی استفاده فرزندان از هوش مصنوعی نیست؛ نگرانی آنجاست که استفاده آنها به مصرف ابزار‌هایی محدود شود که دیگران ساخته‌اند.

به گفته او، اگر نسل جدید فقط به تولید عکس یا مقاله با ابزار‌های آماده بسنده کند، در سطحی‌ترین لایه استفاده از این فناوری متوقف می‌شود. هدف باید فراهم شدن امکان دسترسی به لایه‌های عمیق‌تر و زیرساخت‌های هوش مصنوعی باشد؛ به‌گونه‌ای که فرزندان فقط کاربر نباشند و بتوانند در جایگاه معمار و توسعه‌دهنده این فناوری قرار بگیرند.

خانواده‌ها مسیر آشنایی را باز کنند

در این بخش، پرسشی برای بسیاری از والدین مطرح می‌شود: «یک پدر یا مادر میان‌سال چه ارتباطی با یادگیری هوش مصنوعی دارد؟»

پاسخ دانه‌کار این است که نقش خانواده، لزوماً آموزش مستقیم نیست. والدین می‌توانند با ایجاد آگاهی و فراهم کردن فضای آشنایی و یادگیری، راه را برای فرزندان باز کنند.

او در مرور تاریخ اجتماعی، به افرادی اشاره می‌کند که حتی با رفتار‌های منفعلانه یا گذرا، ناخواسته زمینه را برای جریان‌های بزرگ‌تر و عمیق‌تر فراهم کرده‌اند. تأکید او این است که نباید فرصت حضور در فضای علمی و فناورانه از دست برود.

از نگاه این کارشناس، حتی آگاهی اندک والدین در خانه می‌تواند مسیری برای فرزندان و نسل‌های بعدی بسازد؛ مسیری که امکان حضور آنها را در لایه‌های عمیق و راهبردی فناوری فراهم کند.

برای سهم داشتن آماده شوید

جمع‌بندی دانه‌کار برای جوانانی که از انحصار شرکت‌های بزرگ دلسرد شده‌اند، این است که وضعیت امروز را تمام آینده اقتصاد نبینند. او این وضعیت را تنها فصلی از یک کتاب می‌داند، نه همه آن؛ فصلی که برای عبور از آن باید ساختن، تخصصی کار کردن و تولیدکننده بودن در عصر هوش مصنوعی را یاد گرفت.

در این نگاه، عبور از ناامیدی از کسب‌وکار با نادیده گرفتن بزرگی رقبا اتفاق نمی‌افتد؛ با دیدن ضعف‌های آنها، شناخت نیاز‌های محلی و آماده شدن برای فعالیت تخصصی آغاز می‌شود. برای جوانان، این آمادگی به معنای یادگیری و ساختن است و برای خانواده‌ها، باز کردن راه آگاهی و یادگیری؛ تا فرصت تغییر، زمانی که پیش می‌آید، قابل استفاده باشد.

منبع: فارس
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر