کد مطلب: ۱۰۸۷۳۲۰
|
|
۱۴ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۸

سیمئونه می‌شود یا استیلی؟

سیمئونه می‌شود یا استیلی؟
تارتار می‌تواند تحولی در پرسپولیس ایجاد کند یا به سرنوشت استیلی روی نیمکت پرسپولیس دچار می‌شود

به گزارش مجله خبری نگار/فرهیختگان: ساعاتی پیش نام سکاندار نیمکت پرسپولیس در لیگ بیست‌وششم مشخص شد و با اعتماد مدیران قرار است امور فنی این تیم در فصل ۱۴۰۶-۱۴۰۵ توسط مهدی تارتار رتق و فتق شود. اگر فضای هواداری پرسپولیس را رصد کنیم کمی انتخاب سرمربی ۵۳ ساله پیشین گل‌گهر، ملوان، ذوب‌آهن و چند تیم دیگر باعث شده در ذوق دوست داران قرمز‌ها بخورد، چون دل خود را بابت انتخاب دراگان اسکوچیچ صابون زده بودند که سابقه قهرمان کردن تراکتور در لیگ برتر را دارد و تیم ملی را از باتلاق مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲ بیرون آورده بود و در صعود یوز‌ها به مسابقات قطر نقش به‌سزایی داشت.

همچنین کارنامه تارتار در لیگ برتر کمی طرفداران پرسپولیس را می‌ترساند. این سرمربی در دوران مربیگری خود ۱۱ تیم یعنی باشگاه‌هایی مثل راه‌آهن، داماش گیلان، گهر زاگرس، گسترش‌فولاد تبریز، صبای قم، پارس‌جنوبی جم، نفت مسجدسلیمان، پیکان، ذوب‌آهن، ملوان و گل‌گهر را هدایت کرده و مهم‌ترین توفیقش قهرمانی با پارس‌جنوبی در فصل ۹۶-۹۵ لیگ آزادگان، نایب قهرمانی در فصل ۸۸-۸۷ جام حذفی و چهارمی در لیگ نیمه تمام اخیر است. هواداران سرخ‌های پایتخت در سال‌های اخیر به حضور سرمربیان خارجی عادت کرده‌اند و یا اگر هدایتگر ایرانی روی نیمکت تیم محبوب خود دیدند آن چهره یا کارنامه قابل قبولی داشت و یا نامش موجهه و قابل اطمینان بود، اما تارتار در دوران بازی حتی با وجود ۴ فصل حضور در هر کدام از تیم‌های پاس و پرسپولیس نتوانست تبدیل به یکی از برترین هافبک‌های دفاعی فوتبال ایران شود و بعد از گذشت ۱۷ سال از شروع دوران مربیگری‌اش تا این لحظه سابقه هدایت هیچ تیم بزرگی را ندارد و همواره مربی مدنظر تیم‌های درجه ۲ و یا باشگاه‌هایی با بودجه کم و قانع به رتبه‌های میانه جدول بوده و در پیمودن راهی که خیلی‌ها سریع‌تر به انتهایش رسیده‌اند ناموفق بوده و امیدوار است با پرسپولیس به یک جام بزرگ و به یادماندنی برسد. تارتار قرار است پروژه بازسازی پرسپولیس را آغاز کند و هواداران این تیم باید امیدوار باشند با سبک فوتبالی که او معمولا در تیم‌هایش ارائه می‌دهد همانند دیه‌گو سیمئونه آرژانتینی بتواند تیمی مدعی و قابل احترام را بسازد و به سرنوشت حمید استیلی در پرسپولیس دچار نشود که با نارضایتی هواداران از نتایجش، خیلی زود برکنار شد.

البته سپردن هدایت پرسپولیس به سرمربی ایرانی که کارنامه ضعیف و غیرقابل دفاع دارد مسبوق به سابقه است و هواداران قرمز‌ها حق دارند وقتی انتخاب جدید مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره تیم خود را می‌بینند کمی نگران شوند و خاطرات تلخ گذشته در ذهن‌شان عبور کند.

تارتار نه به سیاهی درخشان و استیلی نه به سفیدی یحیی!

اگر علی پروین را که بعد از آویختن کفش‌هایش تنها هدایت تیم ملی و پرسپولیس را برعهده گرفت و در تیم سرزمینش و باشگاه محبوبش عملکرد پر فرازونشیب و گا‌ها سیاه و سفیدی داشت فاکتور بگیریم افشین قطبی اولین مربی مهم ایرانی تاریخ لیگ برتر قرمز‌ها است که بعد از تجارب ناموفق با خارجی‌هایی همچون وینگو بگوویچ، راینر زوبل و مصطفی دنیزلی، جام قهرمانی را به ویترین افتخارات قرمز‌ها اضافه کرد. قطبی تا پیش از قبول هدایت قرمزها، عضوی از کادرفنی تیم‌های ملی آمریکا و کره‌جنوبی بود و در باشگاه‌های لس‌آنجلس گلکسی و سوون سامسونگ نقش دستیاری را برعهده داشت و با وجود تقریبا بی‌سابقه بودن در قامت یک سرمربی موفق شد با کادرفنی تاثیرگذار و بازیکنانی جذاب، تیمی تودل برو و دوست‌داشتنی بسازد و پرسپولیس را قهرمان فصل ۸۷-۸۶ کند.

بعد از به بن‌بست خوردن قطبی در دومین فصل حضورش روی نیمکت قرمزها، دستیار او یعنی افشین پیروانی جایگزینش شد. پیروانی جز اسطوره‌های پرسابقه پرسپولیس به حساب می‌آمد، اما در دنیای مربیگری چهره خام و کم تجربه‌ای بود و در کارنامه‌اش سابقه دستیاری قلعه‌نویی در تیم ملی و قطبی در پرسپولیس دیده می‌شد و، چون چهره زبده و دنیادیده‌ای در شغل سرمربیگری نبود با پرسپولیس پرستاره نتیجه نگرفت و کارش را از دست داد و بعد نیز با استیل‌آذین کهکشانی نتیجه نگرفت و کاملا از چرخه مربیگری در لیگ برتر خارج شد.

بعد از چهره‌هایی همچون نلو وینگادا و زلاتکو کرانچار قرعه نشستن روی نیمکت سرمربیگری پرسپولیس به نام علی دایی افتاد که در آن روز‌ها با سابقه قهرمان کردن سایپا در لیگ ششم، مسبب تکیه زدن نارنجی‌پوشان به جایگاه یازدهم در فصل ۸۸-۸۷ و البته نتایج غیرقابل قبول در تیم ملی شناخته می‌شد. این نام بزرگ در دوره اول حضورش روی نیمکت پرسپولیس چهره موفقی نبود و به کارش در اردوی قرمز‌ها با ۲ قهرمانی جام حذفی، رتبه چهارم لیگ برتر و ۵ شکست متوالی در مقطعی از فصل پایان داد. دوره دوم حضور دایی در پرسپولیس از ابتدای فصل لیگ سیزدهم آغاز شد و او در کارنامه‌اش موارد اشاره شده و البته ۲ فصل هدایت راه‌آهن که منتج به جایگاه یازدهم و هشتم شد، را داشت و، چون نام بزرگی به‌نظر می‌رسید و اشتیاق برای جوانگرایی داشت مدیران قرمز‌ها به او اعتماد کردند و دایی با چند چهره نوظهور جوان و البته چندستاره قرمز‌ها را در فصل ۹۳-۹۲ به جایگاه دوم رساند و در هفته‌های ابتدایی لیگ چهاردهم به‌دلیل نتایج ضعیف اخراج شد.

پرسپولیسی‌ها لیگ یازدهم را با نقل‌وانتقالاتی نسبتا ضعیف در مقایسه با دیگر تیم‌های بزرگ فوتبال ایران و البته تصمیمی عجیب برای نیمکت مربیگری خود آغاز کرد و بعد از اختلاف علی دایی با حبیب کاشانی، این مدیر به سراغ حمید استیلی رفت. زننده گل قرن به آمریکا بعد از خداحافظی از فوتبال در کادرفنی تحت رهبری پروین، زوبل، دنیزلی، هان و قطبی حضور داشت و ۴ سال پس از ترک کادرفنی قرمزها، ابتدا روی نیمکت استیل‌آذین نشست و با وجود پنجم بودن شاگردانش در جدول، ۳ هفته مانده به پایان مسابقات اخراج شد. او پیش از قبول هدایت پرسپولیس، توانایی‌هایش را در شاهین بوشهر نیز محک زده بود که اصلا حاصل خوشایندی نداشت و اگر مدیران تیم جنوبی در هفته‌های پایانی نفر نخست نیمکت خود را تغییر نمی‌دادند احتمالا یک فصل زودتر سقوط می‌کردند و مشخص نیست کجای کارنامه استیلی که حاکی از کسب ۲۶ امتیاز در ۲۸ بازی و فرستادن شاهین به جایگاه شانزدهم بود نظر مدیران پرسپولیس را جلب کرد که او را روی نیمکت تیم خود نشاندند. مدت حضور او روی نیمکت قرمز‌ها به نیم فصل هم نرسید و پس از کسب نتایج ضعیف و با فشار هواداران از سمتش کنار رفت.

احتمالا تنها سرمربی ایرانی تاریخ لیگ برتر پرسپولیس که با کارنامه‌اش خود را به مدیران قرمز‌ها تحمیل کرد چهره‌ای نباشد به جز یحیی گل‌محمدی البته او در دوره نخست حضورش چهره‌ای کارنامه‌دار و اطمینان‌بخشی نبود. او بعد از چندین بازی نشستن روی نیمکت صبای قم در لیگ دوازدهم با هدف تقویت کادرفنی پرسپولیس دستیار مانوئل ژوزه شد و وقتی در میانه فصل این سرمربی پرتغالی با سرخ‌ها قطع همکاری کرد، رویانیان مدیرعامل پرسپولیس برای از دست ندادن زمان به یحیی اعتماد کرد تا گل‌محمدی تیم دوازدهم جدول را به رتبه هفتم ارتقا دهد و به فینال جام حذفی صعود کند، اما شکست در دیدار نهایی این تورنمنت و چالش‌هایی که با مهدوی‌کیا داشت باعث استعفای او شد. بین بازه اول و دوم حضور گل‌محمدی روی نیمکت شاهد تقریبا ۶.۵ سال فاصله بودیم و نفت تهران تحت هدایت وی فاصله بسیار کمی تا کسب عنوان قهرمانی داشت و او ۲ دوره متوالی ذوب‌آهن را قهرمان جام حذفی کرد و مقابل حریفان بزرگش نمایش‌های قابل احترامی به نمایش گذاشت. گل‌محمدی در تراکتور و اکسین البرز موفق به کسب نتایج قابل قبول نشد، اما تمام آن روز‌ها را با تبدیل کردن پدیده به یکی از مدعیان قهرمانی و آسیایی کردن تیم مشهدی به دست فراموشی سپرد و با کارنامه سرشار از نکات مثبت در ابتدا و میانه لیگ نوزدهم گزینه جدی سرمربیگری پرسپولیس شد و نهایتا در نیم فصل دوم، دوره ۹۹-۹۸ هدایت قرمز‌ها را قبول کرد و ۳ قهرمانی لیگ، نایب قهرمانی لیگ قهرمانان، موفقیت در فصل ۱۴۰۲-۱۴۰۱ جام حذفی و ۲ سوپرجام را به تالار افتخارات این تیم تهرانی اضافه کرد.

بعد از به اختلاف خوردن دایی با مدیران پرسپولیس در لیگ چهاردهم که برآمده از نتایج ضعیف و دیگر مسائل بود هدایت قرمز‌ها به یک پیشکسوت دیگر سپرده شد که در همان نگاه اول انتخابی عجیبی به‌نظر می‌رسید. حمید درخشان با سابقه کسب نتایج چندان قابل قبول در پیکان، شهرداری تبریز، شاهین بوشهر و البته داماش گیلان مورد اعتماد مدیران پرسپولیس قرار گرفت و خیلی زود به هواداران ثابت کرد چیز مهم و متحول کننده‌ای در چنته ندارد و هواداران به‌جای دیدن تیم محبوب‌شان در رتبه‌های بالای جدول باید دل خود را به پیروزی در شهرآورد پایتخت یا برد‌های گهگاه در لیگ قهرمانان خوش کنند.

آخرین سرمربی ایرانی پرسپولیس تا پیش از حضور مهدی تارتار، هلی‌کوپتر فوتبال ایران یعنی وحید هاشمیان بود که دوره‌های مختلف مربیگری را در آلمان گذرانده بود و سابقه کار در تیم‌های پایه هامبورگ، دستیاری اسکوچیچ و ویلموتس در تیم ملی و البته هدایت نیندورفر در لیگ منطقه‌ای هامبورگ را داشت، اما نام جذاب‌تری در مقایسه با کارنامه‌اش داشت و در فضای بعد از جنگ ۱۲ روزه او به دیگر گزینه‌های ایرانی ترجیح داده شد و نهایتا شناخت ناکافی و غیردقیق او از لیگ برتر ایران، پرسپولیس را به زحمت انداخت و به آینده مربیگری این چهره ۴۹ ساله ضربه زد. پیمان حدادی، مدیرعامل پرسپولیس پیش از هفته نهم با او قطع همکاری کرد و هاشمیان با ۲ برد، ۵ تساوی و یک شکست ایران را ترک کرد.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر