کد مطلب: ۱۰۵۱۹۷۱
|
|
۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۴

تحلیل‌هایی که به سیاست نمی‌رسد

تحلیل‌هایی که به سیاست نمی‌رسد
آسیب‌شناسی بیش از ۳۰۰ عنوان تولید محتوای ۱۲۰ اندیشکده در ایام «جنگ رمضان»

به گزارش مجله خبری نگار، بزنگاه‌های ملی و بحران‌های پیچیده، آزمون اصلی و عیار واقعی سنجش کارایی اندیشکده‌ها و مراکز فکری هستند. در جهان پیچیده امروز، حکمرانی بدون تکیه بر بازو‌های مشورتی و نهاد‌های تولید فکر، به حرکت با چشمان بسته در دل توفان می‌ماند. اندیشکده‌ها دقیقاً همان حلقه‌های واسطی هستند که باید میان دنیای انتزاعی نظریه‌ها و جهان سخت تصمیم‌گیری‌های اجرایی پل بزنند. جایی که انتظار می‌رود دانش نظری، تحلیل‌های پراکنده و داده‌های خام، در یک فرایند دقیق کارشناسی به راهنمای عملیاتی، سناریو‌های پیش‌دستانه و بسته‌های سیاستی روشن برای تصمیم‌گیران ارشد تبدیل شوند. اهمیت خروجی این نهاد‌ها صرفاً در اطلاع‌رسانی یا توصیف وضعیت نیست؛ بلکه ارزش بنیادین آنها در تولید توان تصمیم‌سازی و ارائه نقشه راه برای عبور از گلوگاه‌های بحرانی است. یکی از نزدیک‌ترین تجربه‌های عملی اندیشکده‌ها در این خصوص به ۹ اسفند یعنی زمان شروع جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان برمی‌گردد که مرکز توسعه دانش مسئله‌محوری (متد) گزارشی آماری و تحلیلی از عملکرد جامعه اندیشگاهی کشور یعنی اندیشکده‌ها و اندیشه‌ورزان در جنگ رمضان ارائه کرده است.

۱۲۰ نهاد فکری تولید داشتند

داده‌های استخراج‌شده توسط پژوهشگران نشان می‌دهد زیست بوم اندیشکده‌ای کشور نه‌تنها خاموش نیست، بلکه با تولید دست‌کم ۳۴۱ گزارش و یادداشت مستقل تحلیلی توسط ۱۲۰ نهاد و مرکز فکری، میدانی پر واکنش و فعال را به نمایش گذاشته است؛ که از این تعداد ۲۹۵ مورد وابسته به نهاد‌ها و ۴۶ مورد فردی است. این زیست‌بوم اگرچه در تولید انبوه محتوا و واکنش سریع به وقایع، نمره قبولی می‌گیرد، اما در تبدیل این تکاپو به بلوغ راهبردی و تولید راهکار‌های عملیاتی، دچار لکنت است. وقتی ۷۸ مرکز از میان تولید‌کنندگان، تنها به انتشار یک اثر بسنده کرده‌اند و معماری مشخصی برای تدوین اسناد سیاستی قابل‌اجرا در بیش از ۸۵ درصد مطالب غایب است، یعنی ما با جزایری پراکنده از ایده‌ها مواجه هستیم.

ایده‌های پراکنده به استراتژی ختم نمی‌شود

مسئله‌ای که جامعه اندیشکده‌ای با آن مواجه است، فقدان کنشگر یا کمبود داده و تحلیل نیست؛ چراکه بیش از ۷۱ درصد این مطالب مستند به آمارند و بخش عمده‌ای از آنها زبان توصیه‌ای دارند. درد اصلی، نبود سازوکاری برای تجمیع و هم‌گرایی است. اندیشکده‌های ما توانسته‌اند توصیف‌گران و تحلیل‌گران خوبی برای بحران در حوزه‌های سیاست خارجی، امنیت و اقتصاد باشند، اما این تکثر و تنوع خروجی‌ها، هنوز نتوانسته به یک عقل عملی جمعی و یک دستورکار منسجم و متوالی برای گره‌گشایی از مسائل واقعی کشور ارتقا یابد. به عبارت دیگر ماشین تولید فکر روشن است؛ اما چرخ‌دنده‌های آن برای تبدیل ایده‌های پراکنده به یک استراتژی ملی، به درستی با یکدیگر درگیر نمی‌شوند.

اندیشکده‌ها در جنگ رمضان به چه مواردی پرداخته‌اند؟

وقتی به محتوای این تولیدات نگاه می‌کنیم، کفه ترازوی تحلیل‌ها به شدت به سمت ساحت‌های سخت و مستقیم بحران سنگینی می‌کند. سیاست خارجی و دیپلماسی با اختصاص ۱۰۷ خروجی اندیشکده‌ای سهمی چیزی معادل ۳۱ درصد در مرکز توجهات جامعه اندیشکده‌ای قرار دارد و پس از آن حوزه امنیت با ۷۲ تولید رتبه دوم را به خود اختصاص داده است پس از اینها انرژی با ۵۶ خروجی و اقتصاد با ۵۱ مورد بیشترین سهم را به خود اختصاص داده‌اند. موضوعات حیاتی دیگری، چون حکمرانی داخلی با ۳ مورد، حقوق بین‌الملل با ۱ مورد و حوزه فناوری و هوش مصنوعی عملاً با هیچ خروجی در حاشیه ر‌ها شده‌اند. بررسی تم‌های چند موضوعی نشان می‌دهد نویسندگان این گزارش‌ها ابعاد مختلف بحران را می‌بینند. مفاهیمی، چون سیاست خارجی، امنیت و اقتصاد پیوند زیادی با هم در متون داشته‌اند؛ اما حلقه مفقوده اینجا نمایان می‌شود که این چند وجهی بودن به‌ندرت به طراحی سیاستی چندلایه ختم می‌شود.

کدام اندیشکده‌ها بیشتر تولید داشتند؟

از میان ۱۵ اندیشکده‌ای که بیشترین تولید محتوا در جنگ رمضان را داشته‌اند؛ مرکز دیپلماسی اقتصادی با ۳۳ خروجی رتبه اول را به خود اختصاص داده و پس از آن با فاصله کمی اندیشکده تین شیا با ۳۰ خروجی رتبه دوم و پژوهشکده ابرار معاصر تهران با ۲۳ خروجی رتبه سوم را به خود اختصاص داده است. روند داشتن خروجی دو رقمی تا رتبه پنجم از بین ۱۵ اندیشکده ادامه دارد که پس از آن در ادامه خروجی‌ها تک‌رقمی می‌شود. بررسی زمان‌بندی انتشار این مطالب نیز نتایج جالب توجهی به همراه دارد که بیشترین حجم تولید محتوای اندیکشده‌ها شامل ۳۳۴ گزارش و یادداشت نیز در یک بازه یک ماهه، از ۹ اسفند ۱۴۰۴ یعنی دقیقاً روز شروع جنگ رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران تا ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ متمرکز بوده است. پر کارترین روز این مراکز فکری، ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ با انتشار ۳۱ مطلب بوده و پس از آن، روز‌های ۹ فروردین با ۲۶ مطلب و اول فروردین با ۲۱ مطلب در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

تحلیل‌هایی که به سیاست نمی‌رسد

۶۰ درصد تولیدات، راهکار ارائه دادند

این آمار‌ها نشان می‌دهد واکنش اندیشکده‌ها پیوسته و یکنواخت نبوده، بلکه بیشتر به صورت موج‌های مقطعی و در واکنش به اتفاقات روز اوج گرفته است. از نظر موضوعی نیز، در بیشتر این روز‌ها کفه ترازوی تحلیل‌ها میان سیاست خارجی و امنیت در نوسان بوده و در روز‌هایی خاص، بحث اقتصاد یا انرژی به موضوع اول تبدیل شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد مطالبی که اندیشکده‌ها در جریان جنگ رمضان تولید کرده‌اند، عموماً متونی کوتاه تا متوسط با میانگین طول تقریباً ۵۰۰ الی ۷۰۰ واژه هستند. نکته امیدوارکننده این است که در بیش از ۶۰ درصد این مطالب، رویکرد توصیه‌ای و پاسخ به پرسش «چه باید کرد؟» دیده می‌شود. همچنین ۴۰ درصد از آنها نگاهی سناریو محور دارند؛ اما روی دیگر سکه این است که تنها ۱۴ درصد از این متون ساختار و بخش‌بندی روشنی دارند. این یعنی با وجود غنای داده‌ها و ارائه توصیه‌های مختلف، این پیشنهاد‌ها در نهایت به یک بسته سیاستی کامل، شفاف و قابل اجرا برای مدیران و سیاست‌گذاران تبدیل نشده‌اند.

۵ پیشنهاد برای اندیشمندان و پژوهشگران

بر این اساس می‌توان از دل این داده‌ها و نتایج به ۵ پیشنهاد عملی رسید. اول آنکه نهاد‌های فکری کشور همچون اندیشکده‌ها در مواجهه با بحران، حضوری کمّی، فعال و سریع داشته‌اند؛ اما با وجود این واکنش‌های سریع، پراکندگی گزارش‌ها مانع از شکل‌گیری یک انباشت دانشی منسجم و پایدار شده است. سومین مورد به تقسیم‌بندی موضوعاتی که در زمان جنگ به آنها پرداخته شده، می‌پردازد به طوری که کفه ترازوی تحلیل‌ها به سمت سیاست خارجی، امنیت، انرژی و اقتصاد سنگینی می‌کند؛ درحالی‌که حوزه‌های کلیدی و حیاتی دیگری مثل حقوق بین‌الملل، حکمرانی داخلی، فناوری و فضای سایبر در حاشیه مانده‌اند. از نظر زبانی پیشنهاد‌ها و توصیه‌های اندیشکده‌ای توصیه محور هستند؛ اما ساختار استاندارد یک سند سیاستی در آنها غایب است و پنجمین مورد نیز به حوزه آرشیو و نظام بایگانی اشاره دارد. نقص در ثبت اطلاعات مثل تاریخ‌های نامعتبر یا رکورد‌های خالی نشان می‌دهد نظام بایگانی و مستندسازی در این نهاد‌ها نیز نیازمند بازنگری جدی است. با این اوصاف، اکنون می‌توان مسئله محوری را شفاف‌تر بیان کرد؛ مشکل اصلی زیست‌بوم اندیشکده‌ای ایران در جنگ رمضان نشان داد تولید نکردن مطلب نیست، بلکه نداشتن معماری و ساختار تولید است. به عبارت دیگر ما با میدانی مواجهیم که در آن محتوا تولید می‌شود، مسئله تا حدی تشخیص داده شده و حتی پیشنهاد هم داده می‌شود؛ اما این تکه‌ها به‌ندرت در یک قالب منسجم، زمان‌بندی شده و کاربردی به هم متصل می‌شوند و همین موارد باعث می‌شود این نهاد‌ها با وجود تنوع و گستردگی، برای تبدیل شدن به ظرفیت و توان تصمیم‌گیری در سطوح حاکمیتی کافی نباشند. در چنین موقعیتی می‌توان مرز میان تولید تحلیل و تولید توان تصمیم را پررنگ دید، اگر این تفاوت نادیده گرفته شود، ممکن است کثرت گزارش‌ها را با بلوغ فکری و تنوع آنها را با کارآمدی اشتباه بگیریم.

تحلیل‌هایی که به سیاست نمی‌رسد

منبع: فرهیختگان-فاطمه کتابی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر