کد مطلب: ۱۰۴۵۰۰۰
|
|
۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۳
مهدی سیف‌تبریزی:

ایران پساجنگ با روسیه و چین در جایگاهی برابر قرار خواهد گرفت

ایران پساجنگ با روسیه و چین در جایگاهی برابر قرار خواهد گرفت
مسکو اولین مقصد سفر وزیر خارجه ایران پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه به شمار می‌رود. آن‌طور که عباس عراقچی می‌گوید در جریان این سفر و در مذاکرات با مقامات ارشد روسیه، مشورت‌هایی در مورد جنگ ایران و فرایند آتش‌بس انجام شد.

به گزارش مجله خبری نگار، مسکو اولین مقصد سفر وزیر خارجه ایران پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه به شمار می‌رود. آن‌طور که عباس عراقچی می‌گوید در جریان این سفر و در مذاکرات با مقامات ارشد روسیه، مشورت‌هایی در مورد جنگ ایران و فرایند آتش‌بس انجام شد. علاوه برآن، از فرصت پیش آمده برای کم کردن فاصله ایجاد شده در جنگ میان دو طرف استفاده شد و همین‌طور پوتین نیز به ارسال پیام از جانب رهبرانقلاب اشاره کرد و از جنگ شجاعانه ایران در جنگ اخیر گفت. این سفر در میانه مذاکرات آتش‌بس ایران، این گمانه را تقویت کرده که آیا قرار است در این سفر صحبت‌هایی در مورد احتمال میانجی‌گری روسیه در جنگ نیز صورت بگیرد یا خیر. در گفت‌و‌گو با مهدی سیف‌تبریزی، کارشناس مسائل روسیه به تحلیل سفر عباس عراقچی به مسکو پرداختیم که در ادامه از نظر می‌گذرانید.

سفر وزیر خارجه به روسیه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

این سفر در برهه زمانی اتفاق افتاد که آتش‌بس نیم‌بند میان دوطرف برقرار شده و امکان شکستن این آتش‌بس از جانب آمریکا یکی از موضوعات احتمالی گفت‌و‌گو در این سفر است. البته انتظار می‌رفت که سفر در این سطح، زودتر از این از جانب ایران اتفاق بیفتد. به این منظور که کشور‌های دیگر از جمله چین و روسیه که از قدرت‌های جهانی هستند، منافعشان را درگیر کردند و از قدرت آنها در چانه‌زنی‌ها و لابی‌گری‌ها استفاده کنیم. به همین منظور این سفر دیر بود؛ اما بالاخره اتفاق افتاد. چین نیز نشان داد در ۵۰ وچند روزی که از جنگ می‌گذرد، حمایت‌های لازم سیاسی را داشته است؛ در مجامع بین‌المللی، شورای امنیت و هرجا که لازم بوده از حق ایران در دفاع از خود حمایت کرده و به این نکته اشاره داشته که باید به ریشه جنگ و بحرانی که در خاورمیانه است، پرداخته شود و ریشه این بحران نیز اقدامات و حمله‌های غیرقانونی آمریکا به جمهوری اسلامی ایران است. در شورای امنیت نیز روسیه به همراه چین با قطعنامه‌ای را که توسط بحرین تنظیم شده بود؛ اما همه می‌دانند با هدایت و راهبری آمریکا اتفاق افتاده بود، وتو کردند؛ بنابراین حداقل در آن برهه زمانی، کمک بزرگی به ایران بود. جمهوری اسلامی ایران سعی کرده در این مدت روابط خود را حفظ کند، فکر می‌کنم در این مدت حداقل ۱۱ بار بین دو وزیر خارجه، ارتباطات تلفنی اتفاق افتاده است، ۳ بار نیز گفت‌وگوی تلفنی بین رؤسای جمهور اتفاق افتاده است، روسیه سعی کرده در بحرانی که برای ایران اتفاق افتاده، به لحاظ سیاسی کنار ایران بایستد.

چه احتمالاتی را می‌توان در مورد محتوای ردوبدل شده در سفر تیم سیاست خارجی ایران به روسیه مطرح کرد؟

سفر به اسلام‌آباد، عمان و روسیه در اصل تخمین و خرد کردن مسائل بین ایران و آمریکا و موضوع تفاهم هسته‌ای است و به طور مشخص سفر روسیه. گمانه‌زنی‌هایی در مورد میانجیگری روسیه مطرح شده است. روسیه در زمان جنگ مطرح کرد که برای رفع چالش ایران و آمریکا، حاضر است در ماجرای ذخایر ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ایران همکاری داشته باشد، آن زمان مطرح شد که روس‌ها حاضرند در هر تصمیمی که ایران می‌گیرد با این کشور همکاری کنند؛ اگر قرار است ۴۰۰ کیلو را بگیرند و رقیق‌شده آن را در اختیار ایران بگذارند، اگر ایران می‌خواهد ۴۰۰ کیلو را بدهد و با هرقیمتی که می‌خواهد، مبلغ آن را در اختیار ایران بگذارند یا اینکه ۴۰۰ کیلو را به روس‌ها تحویل دهد و ما‌به‌ازای آن هرآنچه ایران تقاضا می‌کند از روسیه بگیرد. این پیشنهاد، در جنگ ۴۰ روزه مطرح شد؛ اما طرف ایرانی به هیچ عنوان قبول نکرد که اورانیوم از کشور خارج شود، این را هم در نظر بگیرید که طرف آمریکایی به هیچ عنوان حاضر نیست، ۴۰۰ کیلو اورانیوم به روسیه منتقل شود. احتمال می‌دهم سفر اتفاق افتاده برای رفع مشکل ایران، آمریکاست و ابتکار آن از جانب طرف ایرانی و با همکاری که با طرف پاکستانی انجام شده، صورت گرفته است. مسئله این است که روس‌ها آمادگی خودشان را اعلام کردند؛ اما اینکه طرف آمریکایی، روس‌ها را به عنوان میانجی قبول کرده و وزنی را به روس‌ها منتقل کند که بخواهند در مشکل ایران و آمریکا، به عنوان میانجی وارد شوند، اتفاق نخواهد افتاد. حداقل ترامپ و تیم سیاسی کاخ سفید فعلاً چنین پیشنهادی را قبول نکردند و فکر هم نمی‌کنم که قبول کنند؛ اما این ابتکاری است از بحرانی که در مذاکرات اتفاق افتاده، خارج شویم. روس‌ها به هر صورت آمادگی خودشان را اعلام کردند و الان نیز در بالاترین سطح میزبان آقای عراقچی هستند تا حداقل موضوعات ابتکاری ایران را بشنوند. اگر طرف آمریکایی پیشنهاد مطرح شده را بپذیرد، روس‌ها با کمال میل این عمل را انجام خواهند داد.

مذاکرات احتمالی میان ایران و آمریکا برای پایان جنگ، در چه سطحی خواهد بود و نقش روسیه اینجا چه خواهد بود؟

گفته می‌شود مذاکره برای پایان جنگ به سه قسمت تقسیم شده است؛ ۱. مذاکرات برای پایان جنگ و آتش‌بس در اسلام‌آباد انجام شود، ۲. مذاکرات برای بازگشایی تنگه هرمز و قواعدی که قرار است برای تنگه هرمز درنظر گرفته شود، در عمان انجام شود و ۳. مذاکرات هسته‌ای با میانجی‌گری روسیه. البته این موضوع باید پله پله اتفاق بیفتد و بعد در سطح بعدی سراغ تنگه هرمز خواهند رفت و پس از آن، وارد بحث هسته‌ای خواهند شد.

در این جنگ ما از حمایت‌های سیاسی کشور‌های روسیه و چین بهره بردیم، در حوزه اقدامات راهبردی و ژئوپلیتیکی، روسیه چه اقداماتی انجام داده و این جنگ چه اثراتی برای روسیه خواهد داشت؟ ایران از همکاری‌ها با روسیه در جنگ چه انتفاعاتی به دست آورده است؟

بسیاری می‌گویند که روس‌ها در این جنگ منافع درگیر داشتند. در جنگ اوکراین، ایران هیچ طرفی از درگیری نبود؛ اما امکاناتی را برای ایران فراهم کرد که در آن برهه زمانی با بازیگری و کنش‌گری که انجام داد، منافع خود را به دست بیاورد و تأمین کند. اینکه ما برای منافع خود چگونه بازی کردیم، بحث دیگری است؛ اما جنگ برای ایران امکان بود تا بتواند بازیگری بیشتری داشته باشد. برای روس‌ها نیز همین اتفاق افتاده است. در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، روسیه و چین به طور مستقیم ذی‌نفع نیستند؛ اما امکانی را برای بازیگری مستقیم و کنشگری روس‌ها به وجود آورده است. بخش انرژی، این امکان را به روسیه داد تا بتواند، سیاست‌های انرژی خود در جهان را بازتعریف کند. معافیت‌های تحریمی برای مدیریت بازار انرژی برای آمریکا به وجود آورد و این امکان را به روس‌ها داد که بتوانند فروش نفت بالاتری داشته باشند، روس‌ها نفتی که به چین شریک تجاری‌شان می‌فروختند در دوران جنگ به قیمت بالاتری به این کشور فروختند. این آورده‌هایی است که فضای جنگی ایران در اختیار این کشور‌ها قرار داد. این کمک‌ها داده‌هایی است که به عنوان شریک راهبردی می‌تواند برای روسیه در حوزه نظامی آورده داشته باشد، اینکه سیستم راداری به چه شکل کار می‌کند، نوع تقابل با اف ۱۸، اف ۳۵ آمریکا به چه شکل باشد. اینها آورده‌هایی است که در اختیار روس‌ها قرار گرفته، هرچند در اختیار طرف چینی است. به هر صورت فضا به شکلی پیش رفته که این آورده‌ها برای روس‌ها به وجود آمده است و آنها می‌توانند در درگیری‌های آینده‌شان از این داده‌ها استفاده کنند. همان‌طور که چین می‌تواند با اختلافی که ممکن است با آمریکا به وجود بیاید، از این داده‌ها استفاده کند؛ اما کمک‌هایی نیز اتفاق افتاد. ما بین جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان به خصوص در ماه آخر، تعداد پرواز‌های بسیار بالای نظامی و لجستیکی از سمت مسکو به سمت شهر‌ها و فرودگاه‌های مختلف داشتیم از جمله تهران، کرج، اصفهان. به هرصورت می‌توان گفت که برخی از سامانه‌ها برای تقویت و بهبود سامانه پدافندی ایران در اختیار ما قرار گرفته است. برخی دیگر نیز اسناد آن موجود است؛ برای مثال دوش‌پرتاب‌هایی که نتوانستیم از آن استفاده کنیم، دوش‌پرتاب‌های مادون قرمز، از آن دسته است که مشخصاً از طرف روس به ایران منتقل شده است. به هرصورت کمک‌های نظامی، کمک‌های امنیتی بوده؛ سه بار دستگاه امنیتی روسیه به ایران هشدار‌های لازم را داد که طرف آمریکایی چه اهدافی دارد و حتی آخرین بار هشدار عملیات زمینی را در بعضی نقاط به ایران داد. در میانه جنگ بعد از آنکه طرف آمریکایی سه بار نیروگاه بوشهر را هدف قرار داد و روس‌ها مجبور به تخلیه ۶۰۰ نفر از خانواده‌های مستشاران شدند، این آلارم را به طرف ایرانی داد که می‌تواند، یکی از اهداف آبی، خاکی آمریکا نیروگاه اتمی بوشهر باشد و ایران نیز باید مواظب این منطقه باشد. جنگ ایران، اطلاعاتی را در اختیار روسیه قرار داده و روسیه می‌تواند، دست برتری نسبت به درگیری‌های احتمالی با آمریکا داشته باشد.

با فرض پایان کامل جنگ، در فردای پساجنگ، روابط ایران و روسیه، به چه شکل خواهد بود؟

فردای پس از جنگ برای ایران با دوران پیش از جنگ بسیار متفاوت خواهد بود. ما باید یک باز تعریف در برخی از سیاست‌های خود مثل نه شرقی نه غربی که برداشت اشتباهی از آن شده است و شاید عامدانه از آن برداشت اشتباه شده، داشته باشیم و از آن استفاده کنیم و ایران می‌تواند به عنوان یکی از ابرقدرت‌ها شناخته شود. بعد از جنگ ایران کشوری است که با دو کشور و قدرت بزرگ جهان، جنگیده و پیروز بیرون آمده است و می‌تواند به ارتقای جایگاه ایران کمک کند. ایران می‌تواند، آورده‌های زیادی داشته باشد اینکه زین پس در روابط با روسیه و چین، از جایگاه برابر با این کشور‌ها مواجه خواهیم شد. حداقل آن این است که در روابط با کشور‌ها از جایگاه برابر پای میز خواهیم نشست و نگاه از بالا به پایین نیست و امتیازاتی بگیریم و متقابلاً امتیازاتی بدهیم؛ این جنگ نشان داد در حوزه‌هایی نیاز به بازسازی و کمک وجود دارد. مخصوصاً در موضوع نظامی، هرچند که باید خداقوت ویژه به نیرو‌های نظامی گفت؛ اما این جنگ نشان داد در برخی نقاط نیاز است سامانه‌های جدید را در اختیار داشته باشیم، اما این بار می‌توانیم با دست برابر با روسیه و چین، برخورد داشته باشیم. از الان به بعد ایران به عنوان قدرت برتر در منطقه شناخته خواهد شد. نکته‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که بعد از ۷ اکتبر و پس از بحران سوریه، نظم منطقه‌ای را که جمهوری اسلامی ایجاد کرده بود، به طور کامل از دست دادیم. آورده این جنگ برای ما این است که می‌توانیم مجدداً نظم منطقه‌ای خود را بر منطقه مستولی کنیم و به عنوان یک قدرت منطقه‌ای آورده بزرگی برای ماست. ما فردای بعد از جنگ به سرمایه‌گذاری مبرمی نیاز داریم و چین می‌تواند در فایننس‌ها و کمک‌های تجاری ما باشد، می‌توان از کمک‌های نظامی روسیه و چین نیز بهره برد. این‌بار ما هم چیز‌هایی داریم که در اختیار آنها بگذاریم، به عنوان کشوری که می‌تواند به لحاظ ژئوپلیتیکی، منطقه جنوب روسیه را حفاظت کند و در امان نگه دارد. چون آمریکا در حال سرمایه‌گذاری در منطقه قفقاز است، هر چالشی در ایران به وجود بیاید در منطقه قفقاز سرریز می‌کند و مرز‌های جنوبی روسیه نیز می‌تواند از این چالش‌ها متأثر باشد. برای چین نیز به همین شکل خواهد بود، چین یکی از کشور‌هایی است که از منطقه خلیج فارس سود تجاری می‌برد. امنیتی که بعد از جنگ در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز حاکم می‌کنیم، می‌تواند تضمین‌کننده رشد اقتصادی چین نیز باشد و این ایجاد امنیت باید با تأمین هزینه آمریکا پیش برود که باید با سیاست‌ورزی درست از موقعیتی که در اختیار ما قرار گرفته، استفاده کرد.

منبع: فرهیختگان

برچسب ها: ایران روسیه چین
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر