کد مطلب: ۱۰۳۶۷۲۷
|
|
۲۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۳
نشریه افغانستانی بررسی کرد:

ایران در خط مقدم مقاومت؛ پاسخ تاریخی به صهیونیسم و امپریالیسم

ایران در خط مقدم مقاومت؛ پاسخ تاریخی به صهیونیسم و امپریالیسم
یک نشریه افغانستانی با اشاره به تجاوز آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران، این وضعیت را فراتر از یک درگیری دوجانبه دانست و آن را نمادی از تقابل میان نظم هژمونیک غرب و جریان مقاومت در جهان در حال توسعه توصیف کرد.

به گزارش مجله خبری نگار، خبرگزاری سریع افغانستان در گزارش تحلیلی خود، نوشت: تحولات اخیر منطقه‌ای، بار دیگر معادلات ژئوپولیتیک آسیای غربی و حتی نظام بین‌الملل را در معرض آزمونی تازه قرار داده است.

این نشریه افزود: در شرایطی که تنش میان ایران از یک‌سو و محور امریکا و اسرائیل از سوی دیگر وارد مرحله‌ای آشکارتر از تقابل شده، بسیاری از کارشناسان سیاسی این وضعیت را صرفا یک منازعه دوجانبه نمی‌دانند؛ بلکه آن را نمادی از شکاف عمیق میان نظم قدرت مسلط جهانی و جهان در حال توسعه ارزیابی می‌کنند.

در این چارچوب، دفاع ایران در برابر فشار‌ها و تهدیدها، به‌عنوان نمادی از مقاومت گسترده‌تر کشور‌های جنوب جهانی (Global South) در برابر ساختار‌های هژمونیک تعبیر می‌شود.

سریع ادامه داد: برای درک این برداشت، باید به پیشینه روابط قدرت در هشت دهه گذشته نگاه کرد؛ بسیاری از کشور‌های آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکل‌گیری نظم جهانی تحت رهبری امریکا، بار‌ها شاهد مداخلات نظامی، تحریم‌های اقتصادی یا فشار‌های سیاسی قدرت‌های بزرگ بوده‌اند.

درهمین راستا، برخی از کارشناسان معتقدند که هرگونه تقابل میان یک قدرت منطقه‌ای مستقل و ساختار هژمونیک غربی، به سرعت به نمادی فراتر از یک نزاع منطقه‌ای تبدیل می‌شود؛ نمادی که برای بسیاری از جوامع جهان در حال توسعه حامل پیام مقاومت و بازتعریف توازن قدرت است.

این رسانه افغانستانی تاکید داشت که در آسیای غربی هم این روایت تاریخی با مساله فلسطین گره خورده است. همچنین از زمان تاسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸، منطقه شاهد جنگ‌ها، اشغال‌ها و بحران‌های متعدد بوده است؛ وضعیتی که همچنان یکی از اصلی‌ترین محور‌های منازعات سیاسی در جهان عرب به شمار می‌رود. کشورهایی، چون فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و مصر در مقاطع مختلف درگیر این تنش‌ها بوده‌اند و همین امر سبب شده است که هرگونه درگیری جدید در منطقه فورا در چارچوب این تاریخ طولانی تفسیر شود.

خبرگزاری سریع با اشاره به این سابقه، تاکید داشت که جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های اخیر تلاش کرده خود را به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی محور مقاومت در منطقه معرفی کند؛ بطوری که از نگاه حامیان این رویکرد، سیاست خارجی تهران نه‌تنها دفاع از منافع ملی، بلکه دفاع از آرمان‌های گسترده‌تر جهان اسلام و جهان جنوب تلقی می‌شود. در مقابل، منتقدان غربی این سیاست را عامل بی‌ثباتی منطقه می‌دانند. این دو روایت متضاد، نشان می‌دهد که نزاع جاری صرفا نظامی یا امنیتی نیست، بلکه جنگی در عرصه روایت‌ها و مشروعیت سیاسی نیز محسوب می‌شود.

این رسانه افغانستانی درباره واکنش محتاطانه انگلیس، فرانسه و آلمان که در بسیاری از بحران‌های گذشته از سیاست‌های امنیتی واشنگتن حمایت می‌کردند، نوشت: این احتیاط را می‌توان ناشی از چند عامل نگرانی از گسترش جنگ در آسیای غربی، بحران انرژی و نیز خستگی افکار عمومی اروپا از درگیری‌های طولانی‌مدت نظامی در خارج از قاره دانست.

در سوی دیگر، رفتار قدرت‌های نوظهور به‌ویژه نقش هند نیز توجه تحلیلگران را جلب کرده است. دولت ناریندرا مودی طی سال‌های گذشته تلاش کرده است روابط راهبردی خود را همزمان با غرب، اسرائیل و برخی کشور‌های عربی توسعه دهد.

سریع ادامه داد: این سیاست چندوجهی گاه با انتقاد بخشی از نخبگان جهان جنوب مواجه شده است؛ زیرا هند در دهه‌های گذشته یکی از مدافعان اصلی جنبش عدم تعهد و همبستگی کشور‌های در حال توسعه محسوب می‌شد، اما اکنون دهلی‌نو میان منافع اقتصادی، امنیتی و هویت تاریخی خود در سیاست خارجی دچار نوعی موازنه پیچیده شده است.

این رسانه افغانستانی تاکید داشت که در این میان، اهمیت تنگه هرمز نیز بیش از پیش برجسته شده است. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که مدیریت این آبراه راهبردی می‌تواند به یکی از ابزار‌های اصلی فشار در معادلات ژئوپولیتیک تبدیل شود.

از منظر ژئوپولیتیک گسترده‌تر، برخی کارشناسان این بحران را در چارچوب رقابت میان قدرت‌های بزرگ نیز تحلیل می‌کنند و نقش احتمالی کشور‌هایی مانند روسیه و چین در موازنه قدرت منطقه‌ای یکی از موضوعات مورد بحث در محافل راهبردی است.

همچنین، هر دو کشور طی سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند نفوذ خود را در خاورمیانه افزایش دهند و در عین حال از گسترش مستقیم جنگی که ممکن است بازار‌های جهانی را بی‌ثبات کند، پرهیز داشته‌اند.

با این همه، مهم‌ترین پرسش همچنان درباره آینده منطقه باقی است، آیا این بحران می‌تواند به تغییر بنیادین در توازن قدرت خاورمیانه منجر شود یا سرانجام در چارچوب همان الگو‌های سنتی مهار و بازدارندگی پایان خواهد یافت؟ تاریخ نشان داده است که خاورمیانه بار‌ها در آستانه تحولات بزرگ قرار گرفته، اما اغلب این تحولات به جای دگرگونی کامل نظم منطقه‌ای، به بازآرایی نسبی قدرت‌ها انجامیده است.

آنچه مسلم است این است که تحولات کنونی تنها یک درگیری نظامی محدود نیست، بلکه آزمونی برای نظم بین‌المللی و معادلات قدرت در قرن بیست و یکم به شمار می‌رود. نتیجه این آزمون نه‌تنها سرنوشت بازیگران مستقیم درگیر، بلکه آینده امنیت انرژی، سیاست جهانی و حتی مفهوم هژمونی در نظام بین‌الملل را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

منبع: ایرنا
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر