کد مطلب: ۱۰۲۶۹۸۰
|
|
۱۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۲

پایان‌بندی جنگ برای کدام آغازها؟

پایان‌بندی جنگ برای کدام آغازها؟
به نظر می‌رسد کشور ما در یک دهه اخیر با سه «ابرچالش» مواجه بوده که جنگ سنگین کنونی باید به حل‌وفصل آنها کمک کند تا بتوان گفت با پایان جنگ از حساب هزینه ـ فایده سربلند بیرون خواهیم آمد:

به گزارش مجله خبری نگار، مصطفی غفاری، مدیرعامل کانون اندیشه جوان در یادداشتی اختصاصی برای «فرهیختگان» نوشت: درباره پایان جنگ رمضان، از منظر ایرانی نکات مختلفی با زوایای دید متفاوت قابل طرح است. از دیدگاه نظامی گفته می‌شود باید به نقطه «تضمین عدم تکرار جنگ» دست‌کم در میان‌مدت برسیم. اما از زوایای دیگر کمتر سخن گفته می‌شود؛ در حالی که جنگ و صلح از جنس «امر جامع» و دارای لایه‌های گوناگون درهم‌پیچیده‌تر هستند.

به نظر می‌رسد کشور ما در یک دهه اخیر با سه «ابرچالش» مواجه بوده که جنگ سنگین کنونی باید به حل‌وفصل آنها کمک کند تا بتوان گفت با پایان جنگ از حساب هزینه ـ فایده سربلند بیرون خواهیم آمد:

۱. از نظر اقتصادی «تحریم» مهم‌ترین عاملی است که چرخ‌های تولید کشور را کُند کرده و رونق کسب‌وکار و قدرت خرید ایرانیان را کاهش داده است. فراتر از تضمین حقوقی، جنگ باید با «جانمایی ایران در اقتصاد سیاسی منطقه و جهان»، تحریم را بی‌معنا و بی‌اثر کند. آنگاه بازسازی و نوسازی پس‌ازجنگ خودش محرک تولید خواهد بود، نه رکود. اعمال حاکمیت عملی بر تنگه هرمز، افزایش فروش نفت و رشد ۱۰ درصدی ارزش پول ملی در این زمینه نشانه‌های خوبی هستند.

۲. از نظر اجتماعی «دوقطبی» حادِّ کاذب جامعه ایرانی را فرسوده کرده است؛ مهم‌ترین اثر این کشاکش اجتماعی را می‌توان در عمیق‌شدن «شکاف‌های هنجاری» دید. اما «نظم مدنی» که در خلال جنگ در حال تجربه آن هستیم، توانسته تا حد قابل توجهی فاصله رسمی ـ عمومی را کاهش داده کند. این باید با پایان جنگ هم امتداد پیدا کند تا زخم‌های اجتماعی «ترمیم» شود. احیای امر ملی با حضور میدانی مردم، خودتنظیم‌گری لایه‌هایی از جامعه منطبق با شرایط، افزایش همبستگی اجتماعی، کانونی‌شدن خانواده و... در این زمینه قابل توجهند.

۳. از نظر سیاسی «احساس انسداد» یا شبه‌انسداد موجب فروبستگی سازوکار‌های سیاسی شده بود. با انتخاب رهبری جدید خوشبختانه «مسئله جانشینی» به سامان رسیده، اما «مسئله نمایندگی» پایگاه‌های اجتماعیِ متکثر همچنان باید مورد توجه قرار گیرد تا حس اثربخشی در «مردم‌سالاری دینی» احیا گردد. وفاداری و چسبندگی نیرو‌های سیاسی متنوعی که در روزگار تنگنای جنگ برای دفاع از وطن در کنار نظام ایستاده‌اند نشانه ارزشمندی است که شرط تداوم اقتدار سیاسی پس‌ازجنگ خواهد بود. بازسازی نظام حکمرانی بر پایه ارزش کانوی کارآمدی در همین راستا می‌بایست دنبال شود. تدوام قابل قبول خدمات عمومی در دوره جنگ، نشانه خوبی برای استمرار و ارتقای سیاست رفاهی پس از جنگ است.

از چشم‌انداز فرهنگی، «معناسازی برای / معنادهی به» این چارچوب در کوتاه‌مدت و سپس برای تداوم و تحقق هر یک از اضلاع آن در قلمرو خود برای بلندمدت، در اولویت است.

به این ترتیب، در کنار شروطی مانند تضمین عدم تکرار جنگ از حیث نظامی، «زمان و کیفیت پایان جنگ» باید به گونه‌ای باشد که ما را از این مسائل بیرون بکشد یا توان برون‌رفت از این مسائل را به ما بدهد.

برچسب ها: ایران جنگ جامعه
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر