کد مطلب: ۱۰۰۸۷۳۸
|
|
۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۴

بستن همزمان تنگه‌هرمز و باب‌المندب گزینه فشار مستقیم به آمریکا

بستن همزمان تنگه‌هرمز و باب‌المندب گزینه فشار مستقیم به آمریکا
سناریوی بستن همزمان تنگه‌های هرمز و باب‌المندب در فقدان مسیر‌های جایگزین، شریان‌های انرژی و کالا را فلج کرده و با افزایش قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار، هژمونی پترودلار و ثبات اجتماعی آمریکا و غرب را با فروپاشی سیستمی مواجه می‌کند.

به گزارش مجله خبری نگار، در دکترین امنیتی قرن بیست و یکم، مؤلفه قدرت از تملک تسلیحات هسته‌ای به کنترل «گلوگاه‌های تجاری» (Chokepoints) تغییر یافته است. در این میان، «تنگه هرمز» و «باب‌المندب» نه دو آبراه مجزا، بلکه یک سیستم تنفسی واحد برای اقتصاد بین‌الملل محسوب می‌شوند. اقدام هماهنگ ایران و دولت صنعا در انسداد همزمان این دو نقطه، فراتر از یک درگیری نظامی، به‌منزله وقوع یک «شوک سیستمی» است که ساختار‌های پولی، صنعتی و اجتماعی غرب را هدف قرار می‌دهد.

بستن همزمان تنگه‌هرمز و باب‌المندب گزینه فشار مستقیم به آمریکا

هرمز: قلب تپنده انرژی و ابطال فرضیه مسیر‌های جایگزین

تنگه هرمز با عرض عملیاتی محدود، استراتژیک‌ترین معبر انرژی جهان است. طبق داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، این شریان حیاتی روزانه محل عبور ۲۰.۵ میلیون بشکه نفت خام و میعانات (معادل ۲۰٪ تأمین انرژی جهان) و ۳۰ درصد از کل تجارت دریابرد نفت در پهنه اقیانوس‌هاست.

اما وزن ژئوپلیتیک هرمز تنها به نفت محدود نیست؛ آمار‌های آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) نشان می‌دهد سالانه بیش از ۸۰ میلیون تن گاز طبیعی مایع (LNG) از این مسیر صادر می‌شود. در پی بحران اوکراین و قطع گاز روسیه، وابستگی اروپا به این محموله‌ها به اوج رسیده است؛ تا جایی که هرگونه اخلال در امنیت این تنگه، صنایع سنگین آلمان و فرانسه را با کابوس «زمستان سیاه» و توقف کامل چرخ‌های اقتصادی اتحادیه اروپا مواجه خواهد کرد.

در این سناریو، فرضیه جایگزینی خط‌لوله‌های «شرق-غرب» عربستان (با ظرفیت ۵ میلیون بشکه) و «حبشان-فجیره» امارات (با ظرفیت ۱.۵ میلیون بشکه) فاقد اعتبار راهبردی است. خط‌لوله عربستان، نفت را به بندر «ینبع» در دریای سرخ منتقل می‌کند که برای دسترسی به بازار‌های جهانی، ناگزیر به عبور از باب‌المندب است. در صورت انسداد همزمانِ این دو گلوگاه، نفت در پهنه دریای سرخ محبوس شده و عملاً از چرخه عرضه جهانی خارج می‌شود؛ وضعیتی که به معنای «فلج کامل» صادرات انرژی منطقه خواهد بود.

بستن همزمان تنگه‌هرمز و باب‌المندب گزینه فشار مستقیم به آمریکا

باب‌المندب؛ گلوگاه کانتینری و فروپاشی زنجیره تأمین

تنگه باب‌المندب، به‌عنوان دروازه جنوبی دریای سرخ و کانال سوئز، شریان حیاتی تجارت کالا میان آسیا و اروپاست. طبق داده‌های آنکتاد (UNCTAD)، سالانه بیش از ۲۱ هزار کشتی از این مسیر عبور می‌کنند. اهمیت این گلوگاه برای غرب، فراتر از ترانزیت روزانه ۷ میلیون بشکه نفت، در نقش کلیدی آن در زنجیره تأمین جهانی نهفته است.

در صورت انسداد این تنگه، ناوگان کشتی‌رانی جهان ناچار به جایگزینی مسیر «دماغه امید نیک» در جنوب آفریقا خواهد بود. بر اساس گزارش‌های مرسک (Maersk) و تحلیل‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF)، این تغییر مسیر تحمیلی پیامد‌های زیر را به دنبال دارد:

- افزایش مسافت و زمان: افزودن ۶۵۰۰ کیلومتر به مسیر دریایی و تأخیر ۱۰ تا ۱۵ روزه در تحویل کالا.

- انفجار هزینه‌ها: طبق شاخص‌های لویدز لندن، نرخ بیمه جنگی ۵۰۰ درصد و مصرف سوخت ۳۰ درصد جهش می‌یابد که به معنای شوک تورمی بی‌سابقه در بازار‌های جهانی است.

این اختلال گسترده، سیستم «تولید به‌موقع» (Just-in-Time) در کارخانه‌های اروپا را منهدم کرده و با خالی شدن قفسه فروشگاه‌ها در غرب، تورم کالایی را به ارقام دورقمی و غیرقابل کنترل می‌رساند.

بستن همزمان تنگه‌هرمز و باب‌المندب گزینه فشار مستقیم به آمریکا

زوال هژمونی پترودلار در بن‌بست هرمز و باب‌المندب

تحقق سناریوی اقدام هماهنگ ایران و دولت صنعا، فراتر از یک چالش نظامی، به‌منزله وقوع یک زلزله ژئوپلیتیک در ساختار قدرت جهانی است. این بن‌بست راهبردی با انسداد شریان‌های انرژی، مستقیماً قلب هژمونی دلار و ثبات بازار‌های مالی غرب را هدف قرار می‌دهد.

با جهش قیمت نفت تا آستانه بحرانی ۲۰۰ دلار، تقاضا برای نقدینگی دلاری افزایش می‌یابد؛ اما همزمان، اعتبار ایالات متحده در تضمین امنیت تجارت دریایی به‌کلی فرو می‌پاشد. در این شرایط، چین به‌عنوان بزرگترین متضرر، برای صیانت از امنیت انرژی خود ناگزیر به گذار از ساختار «دلارپایه» و روی‌آوری به «یوآن» یا ارز‌های محلی در مبادلات نفتی خواهد شد؛ رویکردی که ستون‌های لرزان «پترودلار» —ضامن اصلی تفوق جهانی واشنگتن—را فرو پاشیده و روند دلارزدایی را به ضرورتی گریزناپذیر تبدیل می‌کند.

در لایه دوم این بحران، عدم قطعیت در تأمین انرژی صنایع سنگین اروپا (به‌ویژه آلمان و فرانسه)، موجی از خروج سرمایه را رقم زده و به سقوط تاریخی بازار‌های بورس در *وال‌استریت و لندن منجر خواهد شد؛ فروپاشی مالی و تورمی که مهار آن خارج از توان هر نهاد مالی بین‌المللی خواهد بود.

برتری نامتقارن؛ ناکارآمدی تکنولوژی در جنگ فرسایشی

دکترین نظامی ایالات متحده (NAVCENT) بر پایه ناوگروه‌های ضربت و ناوشکن‌های گران‌قیمت استوار است؛ اما در مقابل، راهبرد ایران و یمن بر دکترین «انکار دسترسی» (A۲/AD) تمرکز دارد که برتری تکنولوژیک غرب را با چالش‌های زیر مواجه می‌کند:

- تله جغرافیایی: در پهنه کم‌عرض هرمز و باب‌المندب، ناو‌های هواپیمابر اهدافی آسیب‌پذیر در برابر یورش انبوه قایق‌های تندرو و مین‌های هوشمند نسل جدید هستند.

- جنگ فرسایشیِ نامتوازن: ایران و یمن با بهره‌گیری از پهپاد‌ها و موشک‌های بالستیک ضدکشتی ارزان‌قیمت، غرب را وارد یک بن‌بست مالی کرده‌اند. شلیک موشک‌های پدافندی چند میلیون دلاری (مانند SM-۶) برای رهگیری پهپاد‌های چند هزار دلاری، به معنای «تخلیه ذخایر استراتژیک» و فروپاشی توان پدافندی غرب در کمتر از یک ماه خواهد بود.

پیامد‌های اجتماعی و سیاسی؛ بحران مشروعیت در غرب

تبعات انسداد شریان‌های انرژی به سرعت از حوزه اقتصاد به حوزه امنیت داخلی غرب سرایت خواهد کرد:

- گسست اجتماعی: جهش قیمت بنزین به ۱۰ دلار در آمریکا و قبوض نجومی انرژی در اروپا، کاتالیزور اعتراضات خیابانی و ناآرامی‌های مدنی خواهد شد.

- فلج مالی دولت‌ها: دولت‌های غربی که با بدهی‌های کلان دست‌به‌گریبان هستند، توان پرداخت یارانه‌های جبرانی را نخواهند داشت. این خلأ قدرت، راه را برای صعود جریان‌های پوپولیست و ضدجنگ هموار کرده و فشار افکار عمومی برای «پذیرش شروط محور مقاومت» را به یک ضرورت سیاسی تبدیل می‌کند.

نتیجه‌گیری راهبردی: تغییر پارادایم قدرت در منطقه

انسداد همزمان هرمز و باب‌المندب، «گزینه هسته‌ای اقتصادی» ایران و یمن است که هزینه‌های آن برای غرب (شامل فروپاشی مالی، تورم افسارگسیخته و شکست در جنگ نامتقارن) بسیار گزاف خواهد بود.

این سناریو ثابت می‌کند که امنیت جهانی پدیده‌ای زنجیروار و مشاع است؛ نمی‌توان با ابزار تحریم و جنگ، امنیت ایران و حتی یمن را مخدوش کرد و انتظار داشت شریان‌های حیاتی کالا و انرژی در مصونیت کامل باقی بمانند. در این معادله، غرب دارایی‌های به‌مراتب بیشتری برای از دست دادن دارد.

منبع: فارس
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر