کد مطلب: ۳۳۱۵۷۴
|
|

برای من شب حمعه معنایی نداره !

برای من شب حمعه معنایی نداره !
شب جمعه و سالگرد و تولد نداره ... یهو یادش میفتی، یهو دلتنگش میشی.

به گزارش مجله خبری نگار،حسین سلیمانی با انتشار تصاویری از خود، صفحه شخصی اینستاگرامش را به‌روز کرد و نوشت : 

میدونی یاد کردن از یه عزیز، شب جمعه و سالگرد و تولد نداره ...
یهو یادش میفتی، یهو دلتنگش میشی.
آقا مهرداد 

برای من شب حمعه معنایی نداره !

 

 

برای من شب حمعه معنایی نداره !



حسین سلیمانی (زاده ۳۰ شهریور ۱۳۶۳، تهران) بازیگر سینما و تلویزیون ایران است.



وی در سن ۱۳ سالگی، با بازی در فیلم مهر مادری وارد دنیای سینما شد و برای بازی در این فیم از چند جشنواره بین‌المللی، جوایز و تقدیرنامه دریافت کرد. حسین سلیمانی علاوه بر بازیگری در زمینه‌های دستیاری کارگردانی، مجری طرح، بازیگردانی، عکاسی، ساخت فیلم کوتاه و ترانه‌سرایی نیز فعالیت دارد.



گفتگو با حسین سلیمانی
• وقتی واژه تولد را می‌شنوید یاد چه می‌افتید؟
تولد در واقع ظهور نعمت‌های خداوند است. تولد یک اتفاق خوب است. یکی از نعمت‌های خداوند است که دنیای تازه‌ای را برای یک شخص، موجود و حتی شی ء آماده می‌کند.

• من معتقدم یک نفر ممکن است چند بار متولد شود. شما چه‌طور؟
صد در صد با این حرف موافقم. هروقت اتفاق خوبی برای یک انسان بیفتد، منهای تاریخ تولد، آن روز می‌تواند تولد دوباره او باشد.

• شما چند بار سوای تاریخ شناسنامه متولد شده‌اید؟
شاید بتوانم بهترین تولدم را ورود به سینما بدانم یا قبول شدنم در دانشگاه. ورود به سینما در حقیقت روزی بود که حسین سلیمانی دوباره متولد شد.

 

برای من شب حمعه معنایی نداره !

 


• خوب پس بیایید در مورد مهم‌ترین تولدتان حرف بزنیم. آن روز‌ها را به یاد دارید؟
سال ۱۳۷۵ برای بازی در «مهر مادری» انتخاب شدم. کار اردیبهشت سال ۱۳۸۶ کلید خورد. کمال تبریزی به عنوان کارگردان از حدود ۳ هزار نوجوان تست گرفت. از این بین ۳۰۰ نفر انتخاب شدند و در نهایت ۱۳ نفر از این بین گلچین شدند. مجدداً ۳ نفر انتخاب شدند و ۲ نفر نامزد نهایی بودند که من هم جزو‌شان بودم. در گروه بین این‌که من بازیگر این نقش باشم یا آن یک نفر بحث بود. برخی مخالف بازی من و برخی دیگر موافق بازی کردن من در این نقش بودند که در نهایت من قبول شدم.

• به عبارت دیگر دوباره متولد شدید.
[می خندد]بله. مرحله انتخاب ۴۵ روز طول کشید.

• تولد سختی بود؟
یادم هست که دلشوره داشتم. تولد بعدی من قبول شدنم در دانشگاه بود که خیلی خوشحال شدم.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر