کد مطلب: ۱۰۸۳۳۵۵
|
|
۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۶

خطر جنگ شیمیایی برای آیندگان!

خطر جنگ شیمیایی برای آیندگان!
عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی ایران گفت: خطر جنگ شیمیایی و حتی استفاده از این عوامل در قالب بیوتروریسم، برای آینده همچنان وجود دارد.

به گزارش مجله خبری نگار/بهداشت نیوز، به مناسبت ۸ تیر، روز مبارزه با سلاح‌های شیمیایی و میکروبی، سیدعباس فروتن، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی ایران، با مرور روند حملات شیمیایی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، از نخستین بمباران‌های شیمیایی، شکل‌گیری نظام درمان مصدومان شیمیایی و تجربه پزشکان و کادر درمان در مقابله با این حملات سخن گفت و بر ضرورت حفظ آمادگی کشور در برابر تهدید‌های شیمیایی و بیولوژیک تأکید کرد.

جنگ شیمیایی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران برمی‌گردد به سال ۱۳۶۲. در تابستان آن سال، در مردادماه، و همچنین در پاییز، در آبان‌ماه، مناطقی در سمت پیرانشهر و حاج‌عمران عراق که محل یکی از عملیات‌ها بود و نیرو‌های ما در آن مستقر بودند و همچنین در سمت بانه که یکی از عملیات‌ها در آن انجام شده بود، هدف بمباران‌های شیمیایی با گاز خردل قرار گرفتند. عده‌ای مجروح و شهید شدند. تعداد مصدومان کم بود و این نخستین حملات شیمیایی بود؛ اما حملات وسیع از عملیات خیبر، یعنی اسفندماه سال ۱۳۶۲، آغاز شد.

پس از شروع عملیات، متوجه شدیم تعداد زیادی از مصدومان شیمیایی که دچار حالت تهوع و استفراغ بودند، به بیمارستان صحرایی خاتم مراجعه کردند. همان زمان، نظام درمان مصدومان شیمیایی شکل گرفت و موفق شدیم آنان را استحمام کنیم، درمان‌های اولیه را انجام دهیم و در استادیوم تختی اهواز که به این منظور سازمان‌دهی شده بود، بستری کنیم. مطابق شیوه‌نامه‌هایی که از قبل تهیه کرده بودیم، مشکلات چشمی، پوستی و ریوی مصدومان را به طور موقت درمان می‌کردیم تا امکان انتقال آنان به تهران فراهم شود.

در آن زمان، دانشکده پزشکی اهواز همکاری بسیار خوبی با ما داشت. مرحوم دکتر معاضدی، رئیس دانشکده، هر آنچه نیاز داشتیم در اختیار ما قرار داد تا بتوانیم یک بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) موقت و یک مرکز چشم‌پزشکی در همان استادیوم تختی ایجاد کنیم استاد دکتر رزمجو از اصفهان آنجا را اداره می‌کرد. مصدومان بدحالی که هنوز امکان انتقال نداشتند، به بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان گلستان منتقل می‌شدند. در آنجا مرحوم دکتر اصفهانی، متخصص داخلی و پزشکی بسیار حاذق، بیماران بدحال ما را به‌خوبی مدیریت می‌کرد.

چند هفته‌ای عراق از گاز خردل استفاده کرد تا اینکه به ۲۷ اسفندماه ۱۳۶۲ رسیدیم. در آن زمان، استادیوم تختی و منطقه از نظر مصدومان شیمیایی تا حدی خلوت شده بود که عراق حمله وسیعی را با گاز اعصاب تابون آغاز کرد. ابتدا حوالی بیمارستان خاتم که محل نشست و برخاست بالگرد‌ها بود، هدف قرار گرفت و سپس تا جزایر مجنون نیز با گاز اعصاب مورد حمله قرار گرفت. این نخستین حمله شیمیایی با گاز‌های اعصاب بود که ما در کشور تجربه می‌کردیم.

گاز‌های اعصاب در جنگ جهانی دوم توسط آلمان ساخته شد ولی مصرف نشد. کشور‌های دیگر نیز در حال تولید این گاز‌ها بودند، اما با پایان جنگ، اسناد و مواد شیمیایی مربوط به آن به دست کشور‌های مختلف افتاد و جهشی در تولید این عوامل ایجاد شد. انگلیسی‌ها بعد‌ها نوشتند که به سلاح‌هایی دست یافتند که تا آن زمان تجربه نشده بود. علائم این عوامل نه شبیه سیانور بود و نه شبیه گاز خردل و تنها در حیوانات آزمایشگاهی علائم خاصی ایجاد می‌کرد که مشخص شد مربوط به گاز‌های اعصاب است.

اولین مشاهدات ما از حملات گاز اعصاب صبح همان روز ۲۷ اسفند ۱۳۶۲، حدود ساعت ۱۱، در منطقه جفیر بود. بیش از ۴۰۰ مصدوم در استادیوم تختی بستری بودند. ما در ابتدا نمی‌دانستیم با چه عاملی مواجه هستیم. بیماران سرفه و خلط داشتند، اما علائم کلاسیک گاز‌های اعصاب را نداشتند و به هیچ وجه انتظار استفاده از چنین سلاحی را نداشتیم. پس از بررسی نمونه‌ها در همان آزمایشگاه کوچکی که ایجاد کرده بودیم، متوجه شدیم که فعالیت آنزیم کولینستراز پلاسما به شدت پایین است و با توجه به پاسخ بالینی به آتروپین مطمئن شدیم با گاز اعصاب روبه‌رو هستیم.

اواخر سال ۱۳۶۳ نیز عراق از این سلاح استفاده کرد تا اینکه به اوایل سال ۱۳۶۴ رسیدیم. در آن زمان، عراق به‌شدت از گاز‌های اعصاب در جبهه جنوبی استفاده می‌کرد. در عملیات والفجر ۸ و آزادسازی فاو، در بهمن‌ماه ۱۳۶۴، عراق برای مقابله با پیروزی رزمندگان اسلام، به طور گسترده از گاز‌های اعصاب و گاز خردل استفاده کرد. تعداد مصدومان بسیار زیاد بود و نیرو‌های اورژانس، بیمارستان‌های صحرایی، دانشجویان پزشکی و دانشجویان پرستاری به کمک ما آمدند.

در زمستان سال ۱۳۶۵ نیز عراق به طور گسترده از گاز خردل استفاده کرد. برخی از مصدومان به دلیل شدت آلودگی، علائمی داشتند که با تظاهرات معمول گاز خردل تفاوت داشت. در آن مقطع امکانات اورژانسی و درمانی بهتری در اختیار ما قرار گرفته بود.

در فروردین سال ۱۳۶۶، عراق از گاز‌های جدیدتر و با کیفیت بالاتر، به‌ویژه گاز اعصاب سارین، استفاده کرد که غلظت بالایی داشت و موجب شهادت تعداد زیادی از رزمندگان شد.

در خرداد و تیر ۱۳۶۶، عراق روش جدیدی را آغاز کرد و مناطق کردنشین داخل خاک عراق و همچنین مناطق کردنشین ایران را با گاز خردل به شدت بمباران کرد. بسیاری از مجروحان عراقی نیز برای درمان به ایران پناه می‌آوردند.

حادثه فجیع بمباران شیمیایی شهر سردشت در هفتم تیرماه ۱۳۶۶ رخ داد؛ حادثه‌ای که در آن خانواده‌های بسیاری آسیب دیدند. از شهری با حدود ۱۲ هزار نفر جمعیت، بیش از ۸ هزار نفر مصدوم شدند. بیش از نیمی از آنان مصدومان خفیف بودند، اما نیاز به انتقال به بیمارستان‌های شهر‌های دیگر داشتند. حدود ۱۲۰ نفر نیز در طول یک ماه نخست، بر اثر شدت ضایعات ناشی از بمباران شیمیایی جان خود را از دست دادند. در آن زمان، نیرو‌های بهداری سپاه سردشت زحمات فراوانی کشیدند و حتی برخی از آنان خود نیز دچار مسمومیت شدید و اغما شدند.

به اسفندماه ۱۳۶۶ و عملیات منطقه حلبچه رسیدیم؛ جایی که عراق حمله شیمیایی گسترده‌ای با گاز‌های اعصاب انجام داد. عده‌ای از ساکنان برای نجات جان خود به ایران پناه آوردند، اما در مسیر نیز هدف حملات شیمیایی قرار گرفتند.

سرانجام در سال ۱۳۶۷، عراق هجوم وسیعی را به مناطق جنوبی آغاز کرد. حتی پس از پذیرش رسمی قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی ایران نیز حملات گسترده خود را، به‌ویژه در جبهه جنوب، ادامه داد تا اینکه سرانجام جنگ پایان یافت.

وی در پایان تأکید کرد: گروه پزشکی، با وجود آسیب‌هایی که خود نیز متحمل شد، موفق شد جان تعداد زیادی از جانبازان شیمیایی را نجات دهد و صفحه زرینی از خدمات پزشکی در دوران دفاع مقدس رقم خورد. خطر جنگ شیمیایی و حتی استفاده از این عوامل در قالب بیوتروریسم، برای آینده همچنان وجود دارد. امیدوارم استادان و مراکز آموزشی در برنامه‌های آموزشی خود به این موضوع توجه ویژه داشته باشند تا در صورت بروز چنین حوادثی، غافلگیر نشویم و بتوانیم شرایط را به‌درستی مدیریت و کنترل کنیم.

برچسب ها: جنگ
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر