کد مطلب: ۱۰۴۵۰۰۷
|
|
۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۳

استمرار روابط راهبردی در دوران رهبر جدید

استمرار روابط راهبردی در دوران رهبر جدید
عراقچی در مسکو با پوتین دیدار کرد؛ روابط ۲ کشور در پساجنگ چه ابعادی خواهد داشت؟

به گزارش مجله خبری نگار، حمله آمریکا قرار بود با سرنگونی نظام سیاسی و تجزیه سرزمینی ایران، ضربه‌ای بزرگ به تمام قدرت‌های شرقی باشد. برخلاف طراحی دشمن، از دل نبرد رمضان، ایران قدرتمندتر خارج شد و به تبع آن قدرت‌های شرقی در موقعیت جدیدی قرار گرفتند، زیرا تنها یک ضلع از آنها بر تمام توان تهاجمی واشنگتن برتری یافت. براین‌اساس باید ارتباطات این دولت‌ها را ازاین‌پس متفاوت‌تر دید.

سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه روز گذشته در سن‌پترزبورگ با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه دیدار کرد که نخستین سفر ازاین‌دست پس از جنگ به شمار می‌رفت. عراقچی در این دیدار ضمن اشاره به آشکارشدن قدرت ایران در برابر آمریکا، تأکید کرد که در این جنگ مشخص شد ایران دوستان و متحدانی بزرگ، چون روسیه دارد و روابط میان دو کشور به شکلی گسترده‌تر پیگیری خواهد شد.

پوتین نیز در جریان این دیدار با تمجید از مقاومت ایران، این کشور را مورد تحسین جهان دانست. رئیس‌جمهور روسیه همچنین اعلام کرد هفته گذشته نامه‌ای از آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب دریافت کرده است. این اعلام چند نکته را در درون خود داشت.

۱- رهبر معظم انقلاب و ساختار‌های کشور با وجود شرایط جنگ و معضلات امنیتی، نسبت به توسعه روابط خارجی حساسیت و توجه دارند.

۲- سفر به روسیه در قالب نخستین تور دیپلماتیک وزیر خارجه پس از جنگ انجام شد؛ اما پیش از آن نامه رهبری به دست پوتین رسیده بود. پیش‌ازاین نامه‌های مهم همراه با فرستاده ویژه برای توضیح آن بودند. تسهیل ارتباطات، نزدیک‌شدن درک‌ها و تعدد پیام‌ها شکلی جدید به روابط بخشیده است.

۳- سرعت تبادلات سیاسی، نظامی و اقتصادی قدرت‌های شرقی با یکدیگر در پیامد اقدامات متهورانه غرب افزایش یافته است.

مختصات جدید همکاری

ایران پس از جنگ وارد دور جدیدی از روابط با روسیه و دیگر متحدان خود خواهد شد. در این باره مسائلی وجود دارد.

۱- در سال‌های اخیر هیچ‌یک از دولت‌های غیرغربی نبردی با آمریکا نداشته‌اند که بتوان طی آن به‌خوبی با عملکرد و تاکتیک‌های رزمی و تسلیحاتی این کشور آشنا شد. عراق و لیبی با ساختار‌ها و ارتش ضعیف خود فروپاشیدند و آمریکا در این دو کشور به مشکلی برنخورد تا بخواهد از روش‌ها و تجهیزات پیشرفته‌تر بهره گیرد. همچنین این دولت‌ها سقوط کردند تا دولتی نباشد که بخواهد درس‌های نبرد با آمریکا را فراگیرد. در جنگ اوکراین نیز گرچه غرب از این کشور حمایت می‌کند؛ اما روسیه با جنگنده‌هایی مانند اف-۱۵، اف-۳۵، اف-۱۸، انواع موشک‌های کروز، ناو‌های هواپیمابر و انواع ناو‌ها و بمب‌افکن‌های آمریکایی آن هم در تعداد بالا روبه‌رو نیست.

در این میان ایران یک نمونه ویژه است؛ به طور مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگیده و این دو مجبور به استفاده از سلاح‌های بسیار پیشرفته، سنگین و برد بلند خود علیه ایران شدند. ایران ضمن جنگ مستقیم با آمریکا موجودیت خود را حفظ کرد، واشنگتن را مجبور به تغییر تاکتیک‌ها و استفاده از روش‌های مختلف کرد و ازسوی‌دیگر درس‌هایی آموخت که در حین جنگ نیز استفاده شدند؛ کمین علیه جنگنده‌های آمریکایی ناشی از همین درس‌ها بود. تهران همچنین بر اساس درس‌های جنگ ۱۲ روزه برای جنگ رمضان آماده شده بود. علاوه بر دفاع، ایران در تهاجم درس‌های بزرگی در نفوذ به لایه‌های پدافندی دشمن فراگرفته است.

روس‌ها در اوکراین با پدافندی که دشمن در غرب آسیا برپا کرده روبه‌رو نیستند. آمریکا در منطقه، مستقیماً بهترین رادار‌ها و سامانه‌ها را مستقر کرده است. در اوکراین سامانه‌های تاد، پیکان، فلاخن داوود، گنبد آهنین و سامانه لیزری پرتو آهنین حضور ندارند. ایران درس‌های بزرگی از روش و سلاح‌های تهاجمی و دفاعی آمریکا فراگرفته و خود نیز روش‌ها و سلاح‌های تهاجمی و دفاعی متعددی را علیه دشمن به کار برده است. این درس‌ها برای روسیه، چین و کره شمالی ارزشمند بوده و ایران می‌تواند در تبادل اطلاعات با این کشور‌ها دو هدف را اجرایی کند؛ نخست دریافت فناوری در قبال انتقال اطلاعات و دوم تقویت رقبای آمریکا با افشای ویژگی‌های نظامی این کشور.

۲- با کنترل هوشمند تنگه هرمز صادرات انرژی دولت‌های متحد آمریکا کاهش یافت و یا متوقف شد؛ درآمد‌های حاصل از این صادرات، صرف تقویت روابط با آمریکا می‌شدند و با تضعیف آنها، واشنگتن نیز ضربه خورد. در مقابل صادرات انرژی ایران ادامه داشت، چین آزادانه از تنگه هرمز استفاده می‌کرد که عمدتاً همان نفت خریداری شده از ایران بود و روس‌ها از افزایش قیمت‌ها بهره بردند. بهره‌مندی کامل قدرت‌های شرقی از فضای به دست آمده و محرومیت دشمن، اتفاقی مهم بود.

۳- میان آمریکا و رقبایش در چند تنگه و گذرگاه آبی کشمکش وجود دارد؛ کانال پاناما، تنگه جبل‌الطارق، بسفر، باب‌المندب، هرمز، مالاکا و تایوان. برخی مانند بسفر اهمیت محدودتر و منطقه‌ای دارند و بعضی دیگر برای حیات غرب ضروری‌ترند. این تنگه‌های طبیعی و یا کانال‌های مصنوعی در حال تعیین تکلیفند. ترامپ با روی کار آمدن، کانال پاناما را در اختیار گرفت؛ اما در باب‌المندب و سپس هرمز ناکام ماند. به نظر نمی‌رسد چین اراده داشته باشد تا تحرک مستقیمی انجام دهد؛ اما رونمایی از سلاح‌های جدید این کشور به‌ویژه موشک‌های ضدکشتی پر سرعت به همراه ناتوانی آمریکا در غرب آسیا، موضع پکن را در تنگه تایوان تقویت می‌کند.

قدرت‌های شرقی باید تعیین تکلیف گذرگاه‌های آبی را در همکاری با یکدیگر حل‌وفصل کنند. در حال حاضر آمریکا با اعمال محاصره علیه ایران در آب‌های منطقه در حال تمرین اقدامات بزرگ‌تر است. واشنگتن این اقدام را علیه ونزوئلا و کوبا انجام داده و طی آنها نفتکش و کشتی‌های تجاری چین و روسیه را هم توقیف کرده است.

۴- حملات به ایران با هدف محاصره راهبردی چین و روسیه صورت می‌گیرد و ضروری است این دو کشور باتوجه‌به موفقیت‌های جنگ رمضان و رویکرد‌های دولت ترامپ، سیاست متفاوت‌تری را نسبت به گذشته در پیش گیرند. تسریع در اجرا و تکمیل پروژه‌های نظامی، کریدوری و مالی ضروری‌اند. اگر آمریکا در تلاش برای استقرار سنگین در دریای عمان با اتکا به دیه‌گو گارسیا برآید، چین و روسیه باید سرمایه‌گذاری در مسیر‌های زمینی از ایران را موردتوجه قرار دهند.

۵- ترامپ در دولت دوم خود به‌شدت عمل‌گرایانه و بی‌صبرانه عمل می‌کند و قصد دارد با فشار حداکثری و غافلگیری، به رقبا فرصت ندهد. وجود این رویکرد نشان می‌دهد قدرت‌های شرقی باید شدت و سرعت همکاری و هماهنگی‌های خود را افزایش دهند.

منبع: فرهیختگان-سیدمهدی طالبی، پژوهشگر حوزه بین‌الملل

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر