کد مطلب: ۹۸۷۲۳۲
|
|
۰۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۴

تشنگان بوی خون

تشنگان بوی خون
رجوی‌چی‌ها مدعی هستند در وقایع اخیر نقش مهمی داشته‌اند

به گزارش مجله خبری نگار، تیر و تفنگ همه را می‌کشد، اما به اپوزیسیون ایران «جان» می‌دهد. آنها به بوی خون تشنه‌اند و چنین به نظر می‌رسد که از خون ارتزاق می‌کنند. روز گذشته (سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴) گروهک تروریستی منافقین مدعی شده است تاکنون «۷۰۰ نفر» از اعضایش در آشوب‌های اخیر به هلاکت رسیده‌اند. اصل این خبر در بالاترین قسمت سایت سازمان منافقین با این عنوان منتشر شده که «اسامی ۷۰۰شهید [!]قیام توسط سازمان مجاهدین اعلام شده است.» این گاف خبری نیست؛ چراکه سازمان منافقین پیش از این نیز به کشته‌شدن تعدادی از عناصر خود در جنگ شهری اخیر اذعان کرده بود و حالا به نظر می‌رسد با انتشار ۷۰۰ نام - که بسیاری از آنها دروغ است- سعی دارد جیب خود را با درآمد‌های جدید پر و اثبات کند آنها تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی هستند.

از سوی دیگر، رضا پهلوی، سخنگوی اپوزیسیون که این روز‌ها مشغول کشتن و شمردن است تا لحظه تنظیم این گزارش آمار قربانیان در ایران را ۵۰ هزار نفر اعلام کرده است. عددی که حتی مورد تمسخر رسانه‌های بین‌المللی نیز قرار گرفته است. رفاقت پهلوی و رجوی در حالی مشفقانه و همدلانه جلو می‌رود که این دو فرقه تا پیش از این دشمنان سفت و سخت یکدیگر محسوب می‌شدند. در جنگ تحمیلی، منافقین دوشادوش دشمنان این سرزمین علیه مردم خودشان جنگیدند؛ اقدامی که جدا از ریزش در سازمان، مورد شماتت و بیزاری سایر اپوزیسیون ایرانی قرار گرفت، اما حالا پهلوی‌چی‌ها به عنوان بخشی از آن اپوزیسیون پا در جای پای منافقین گذاشته‌اند و با جنایتکارترین رژیم، علیه مردم و سرزمینشان متحد شده‌اند و خواهان حمله نظامی به آب و خاکشانند. شاید همین اشتراک در دریوزگی باعث شده تا این دو دشمن سابق (منافقین و سلطنت‌طلبان) پیوند‌های دوستی با یکدیگر برقرار کنند.

بجنگید برای پرچم اسرائیل!

در بحبوحه تلاش‌های اپوزیسیون آویزان برای ضربه زدن به چهره ایران در جامعه جهانی، کنشگری‌های مضحک اشخاصی همچون شاهین نجفی، ابعاد تازه‌ای از نمایش دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکایی‌صهیونی علیه ایران به اجرا درآورده است. نجفی در یکی از تجمعات اخیر فارسی‌زبانان خارج از کشور با وقاحتی تمام‌عیار رسماً اعلام کرده «ما برای این پرچم‌ها می‌جنگیم» و در حالی این جملات را بر زبان آورده است که پرچم اسرائیل بالای سرش تکان می‌خورد. این نوع رفتار حتی از استاندارد‌های خیانت در سازمان منافقین نیز فراتر است. حتی مسعود رجوی در دوران همکاری با رژیم بعث، برای حفظ ظاهر هم که شده مدعی بود برای «آرمان خلق» می‌جنگد و جرئت نداشت علناً خود را سرباز پرچم عراق بنامد.

اکنون به نظر می‌رسد با فرقه جدیدی از رجویست‌ها تحت لوای «نئوفاشیسم» طرفیم؛ جریانی که چنان در خدمت جنایتکارانی، چون نتانیاهو ذوب شده که دیگر حتی «وطن» برایش اهمیتی ندارد. این اپوزیسیون شرور برای جلب رضایت ارباب خود حاضر است حتی زیرساخت‌هایی که با ثروت مردم ایران ساخته شده است، نابود و این جغرافیای بزرگ و استراتژیک تجزیه شود. آنها البته این را به صراحت عنوان نمی‌کنند و آن را در لایه‌هایی از واژه‌های فریبنده و زیبا پنهان می‌کنند.

تجارت خون

درحالی‌که ملت و ملیت همیشه در طول تاریخ ایران به عنوان مستحکم‌ترین نقطه اشتراک و اجماع مردم شناخته شده، کنش‌های اخیر جریان‌های موسوم به اپوزیسیون نشان‌دهنده گسستی عمیق و آگاهانه از این ریشه تاریخی است. این جریان که به نظر می‌رسد به بن‌بست سیاسی رسیده، امروز با اتکا به رویکرد‌های افراطی و نمایش‌های ساختارشکن، ماهیت واقعی خود را برای افکار عمومی به نمایش گذاشته است. اقدام اخیر سازمان منافقین در انتشار لیستی شامل اسامی ۷۰۰ نفر از کشته‌شدگان، بخشی از یک استراتژی زشت برای اثبات «کارآمدی» به کارفرمایان بین‌المللی است. این سازمان که سابقه‌ای طولانی در خشونت‌طلبی دارد، با ارائه این آمارسازی‌ها و اعتراف به هلاکت تعدادی از عناصر خود، در واقع سعی دارد وفاداری خود را به سرویس‌های جاسوسی و دولت‌های متخاصم ثابت کند تا نشان دهد همچنان ظرفیت ایجاد آشوب و هدایت خشونت در داخل مرز‌های ایران را دارد.

فقط موساد می‌توانست جمعتان کند

پدیده عجیبی که این روز‌ها در فضای سیاسی خارج از کشور دیده شده، رفاقت و پیوند میان فرقه پهلوی و سازمان منافقین است؛ دو جریانی که بیش از نیم قرن دشمن خونی یکدیگر بودند، اما اکنون با همکاری یکدیگر در تلاش برای نابودی ایران و ایرانی‌اند. رضا پهلوی در حالی خود را نماینده این جریان می‌داند که با ارائه آمار‌های مضحکی همچون ۵۰ هزار کشته نشان داده که مأموریت او تنها شمردن و بزرگ‌نمایی برای تهییج افکار عمومی است.

ناظران بر این باورند که تنها یک نیروی بالادستی غیرایرانی مانند موساد می‌تواند چنین گروه‌های متضادی را ذیل یک فرماندهی واحد جمع کند. هماهنگی‌های عملیاتی در مقاطع حساس نشان می‌دهد که برنامه اصلی در اتاق‌های فکر صهیونیستی طراحی می‌شود. در واقع پهلوی وظیفه فراخوان دادن را بر عهده می‌گیرد و منافقین به عنوان بازوی میدانی، اعتراضات مدنی را به سمت خشونت و ترور سوق می‌دهند. اسناد و اعترافات دستگیرشدگان نیز گواه این مدعاست که دستور تشکیل تیم‌های مسلح و هدف قرار دادن مردم، مستقیماً از سرپل‌های این جریانات در خارج از کشور صادر می‌شود.

تکرار سیاهه ۶۰

اقدامات ساختارشکنانه جریان پهلوی، به خصوص در به کار‌گیری خشونت و ترور جنایتکارانه، بازخوانی نعل به نعل جنایات دهه ۶۰ منافقین است. منافقین و متحدان جدیدشان با استفاده از تکنیک‌های جنگ روانی تلاش می‌کنند هرگونه مطالبه اجتماعی را به سمت شعار‌های تند و رفتار‌های رادیکال هدایت کنند تا با جریحه‌دار کردن افکار عمومی، زمینه را برای مداخله خارجی فراهم سازند. «کشته‌سازی» به عنوان یکی از ابزار‌های مضحک این جریان، با انتخاب سوژه‌های خاص و تصویربرداری‌های هماهنگ‌شده و ساخته‌شده با هوش مصنوعی انجام می‌شود تا رسانه‌هایشان خوراک تبلیغاتی لازم علیه ایران را داشته باشند. درنهایت به نظر می‌رسد آنچه امروز به عنوان اپوزیسیون قد علم کرده یک پیمانکار امنیتی است که برای خوش‌رقصی مقابل بیگانگان، هویت و تمامیت ارضی ایران را به حراج گذاشته است.

منبع: فرهیختگان-علی ملکی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر