کد مطلب: ۱۱۳۲۶۶۸
|
|
۲۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۲

لودر میراث‌خور!

لودر میراث‌خور!
لودر به سازه تاریخی ضربه می‌زند و چند لحظه بعد، سازه‌ای که به دوره پهلوی اول تعلق دارد، فرو می‌ریزد. هجدهم شهریورماه، سازه تاریخی پادگان روس‌ها یا همان خانه تومانیان در سبزوار تخریب شد؛ بنایی که با انتشار فیلم تخریب آن، ماجرا به یکی از تازه‌ترین پرونده‌های مناقشه‌برانگیز میراث فرهنگی تبدیل شد.

به گزارش مجله خبری نگار، لودر به سازه تاریخی ضربه می‌زند و چند لحظه بعد، سازه‌ای که به دوره پهلوی اول تعلق دارد، فرو می‌ریزد. هجدهم شهریورماه، سازه تاریخی پادگان روس‌ها یا همان خانه تومانیان در سبزوار تخریب شد؛ بنایی که با انتشار فیلم تخریب آن، ماجرا به یکی از تازه‌ترین پرونده‌های مناقشه‌برانگیز میراث فرهنگی تبدیل شد. مجتبی کاویانی، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی سبزوار، اعلام کرد برای این ماجرا پرونده قضایی تشکیل شده و پس از شناسایی راننده لودر، برخورد قانونی لازم انجام خواهد شد. همزمان، ایزدی، مدیرکل دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث‌فرهنگی، درباره روندی که به تخریب این بنا منجر شد، اعلام کرد: «در روند اداری بررسی این استشهاد، کارشناس فنی شهرداری ذیل پرونده به‌صراحت بر ضرورت «اخذ استعلام از اداره‌کل میراث‌فرهنگی» تأکید کرده بود؛ با این حال، شهرداری منطقه در اقدامی شتاب‌زده، مغایر با نص صریح قوانین بالادستی و بدون استعلام تخصصی از متولی قانونی، مهلتی یک‌هفته‌ای تعیین و مجوز آواربرداری و تخریب این سازه سرحال و پابرجا را صادر کرد.»

در ابتدا، دعوا و درگیری میان دستگاه‌های مسئول درباره این ماجرا شکل گرفت و شهرداری سبزوار مقصر شناخته شد. با این حال، شهرداری سبزوار در بیانیه‌ای به این اتهام پاسخ داد و در بخشی از جوابیه خود پرسشی منطقی را مطرح کرد: «در صورتی که ملک مذکور اثر تاریخی محسوب می‌شد، چرا طی چندین دهه از سوی میراث به ثبت آثار تاریخی نرسیده است؟» البته در بخش دیگری از این بیانیه اعلام شد که مالک این ملک پیش از این اقدام به تخریب بخش غربی ملک و سردر آن کرده بود. برای بررسی ماجرای پادگان روس‌ها یا همان خانه تومانیان، شاید بهتر است به دو سال گذشته و قانون بازنگری در حریم بازگشت؛ درست از زمانی که محدوده بافت تاریخی این شهر از ۲۷۵ هکتار به ۱۹۸ هکتار کاهش پیدا کرد و ۷۷ هکتار کوچک‌تر شد و پلاک‌هایی که از محدوده بافت تاریخی خارج شدند، عنوان «لکه تاریخی» گرفتند. اگر خانه تومانیان امروز همچنان در بافت تاریخی قرار داشت و به لکه تاریخی تبدیل نمی‌شد، احتمالاً دست قانون برای برخورد با مالک نیز پرتر بود. خانه تومانیان تنها چند دیوار فروریخته نیست. بخشی از حافظه تاریخی سبزوار، خراسان بزرگ و ایران بود که از قضا آسیب عمدی دید. تلخ‌تر اینکه خانه تومانیان نه نخستین سازه تاریخی تخریب‌شده است و نه احتمالاً آخرین آن خواهد بود. کلیسای انجیلی مشهد، کاروانسرای عرب‌ها و سرای معمارزاده، بنا‌هایی هستند که سرنوشتی مشابه پادگان روس‌ها داشته‌اند. دردناک‌تر، اما این است که احتمالاً بنا‌های تاریخی دیگری از این دست نیز وجود خواهند داشت؛ بنا‌هایی که حذفشان گاهی با لودر و بیل و کلنگ اتفاق می‌افتد و گاهی از مسیر غفلت، بی‌توجهی و کم‌لطفی. اما نتیجه هر دو یکی است. از میان رفتن بخشی از هویت و تاریخ نانوشته آن بنا و منطقه‌ای که این بنا سال‌ها بخشی از حافظه تاریخی آن بوده است.

خانه‌ای که قرار بود ثبت شود، اما پیش از ثبت ملی از دست رفت

بارزان جماران، فعال میراث فرهنگی خراسان رضوی، سال‌هاست بنا‌های کمترشناخته‌شده این منطقه را دنبال و مستند می‌کند. روایت او از خانه تومانیان، روایت بنایی است که برخلاف تصور رایج، صرفاً یک ساختمان متروکه و فرسوده نبود. او می‌گوید از حدود سال ۱۴۰۰ بیشتر متوجه این بنا شده و به‌تدریج درباره پیشینه و معماری آن جست‌و‌جو کرده است.

آنچه جماران را بیش از همه درباره این سازه متوجه خود کرده، معماری متفاوت آن بوده است؛ سردر و ساختار بنا به گفته او شباهت‌هایی با معماری روسی و حتی الگو‌های معماری غیرایرانی دارد و در میان نمونه‌های مشابه منطقه، بنایی با چنین ترکیب و ساختاری به‌سادگی پیدا نمی‌شود. هادی دهقانپور، عکاس و فعال میراث فرهنگی که بیش از دو دهه در سبزوار زندگی کرده و نزدیک به ۲۰ سال از آثار تاریخی این منطقه عکاسی کرده است، نیز خانه تومانیان را از جمله بنا‌های ارزشمندی می‌داند که در کتاب تصویری خود درباره میراث سبزوار معرفی کرده بود. او چندین بار درون بنا قدم‌زده و از آن با پهپاد و از سطح زمین عکاسی کرده بود.

دهقانپور معتقد است ارزش بنا فقط به قدمت آن محدود نمی‌شد. به روایت او، معماری بنا از الگوی معمول معماری منطقه فاصله داشت؛ نحوه چیدمان آجر‌ها، طاق‌ها و استفاده از گره‌ها، نشانه‌هایی از تأثیر معماری روسی را در خود داشت. بنا در دوره‌های مختلف کاربری‌های متفاوتی پیدا کرده و در مقطعی به پادگان روس‌ها تبدیل شده بود؛ فضایی که بعد‌ها کاربری‌های اداری نیز در آن دیده شده است. جماران نیز با اشاره به تصاویر قدیمی هوایی می‌گوید این مجموعه در گذشته کامل‌تر بوده و بخش‌هایی از آن در طول زمان از بین رفته است. به گفته او، بنا در دوره‌های مختلف در اختیار کاربری‌های متفاوت بوده و سرنوشت آن با حضور روس‌ها، ژاندارمری و سپس دوره متروک‌شدن گره خورده است. مسأله، اما زمانی جدی‌تر شد که پرونده ثبت ملی بنا مطرح شد. به روایت این دو فعال میراث فرهنگی، روند تهیه پرونده برای ثبت بنا آغاز شده بود، اما در نهایت به ثبت ملی نرسید. جماران می‌گوید مخالفت مالک با ثبت ملی، یکی از موانعی بود که در این مسیر وجود داشت. دهقانپور نیز تأکید می‌کند که پرونده ثبت بنا آغاز شده بود، اما به نتیجه نرسید. به این ترتیب، ساختمانی با معماری متفاوت و سابقه‌ای چندلایه، پیش از آنکه جایگاه قانونی خود را در فهرست آثار ملی پیدا کند، از بین رفت؛ اتفاقی که بار دیگر این پرسش را پیش می‌کشد که برای بنا‌های ارزشمند، اما ثبت‌نشده، فاصله میان «شناخته‌شدن» و «محافظت‌شدن» چقدر است.

سردری که می‌شد جابه‌جا شود، اما حتی از بنا هم چیزی باقی نماند

موضوع فقط این نیست که خانه تومانیان ثبت ملی نشد یا در نهایت با لودر تخریب شد. به گفته بارزان جماران، حتی اگر امکان حفظ کل بنا فراهم نمی‌شد، می‌شد دست‌کم بخش‌های ارزشمند آن، ازجمله سردر را برای آیندگان حفظ کرد. او توضیح می‌دهد که در عملیات مرمت و جابه‌جایی، امکان شماره‌گذاری آجر‌ها، مستندسازی سه‌بعدی و انتقال بخش‌هایی از یک بنای تاریخی وجود دارد و این کار پیش از این نیز در سبزوار انجام شده است.

هادی دهقانپور نیز یک نمونه عینی از همین شیوه را در سبزوار روایت می‌کند. به گفته او، زمانی که یکی از خانه‌های تاریخی شهر در معرض تخریب قرار گرفت، دانشگاه حکیم سبزواری سردر آن خانه را در قالب یک پروژه به‌تدریج از بنا جدا و به صحن دانشگاه منتقل کرد. خود خانه از میان رفت، اما سردرش باقی ماند و امروز همچنان امکان دیدن آن وجود دارد.

همین تجربه نشان می‌دهد که جابه‌جایی سردر خانه تومانیان نیز دست‌کم به‌عنوان یک گزینه حفاظتی قابل بررسی بود؛ اما در ماجرای این بنا، نه خود سازه حفظ شد و نه حتی سردری که می‌توانست بخشی از معماری متفاوت و هویت تاریخی آن را برای آینده نگه دارد. حالا از آن سردر نیز چیزی جز تصاویر و مستندات باقی نمانده است.

در سبزوار فقط لودر نیست که بنا‌های تاریخی را از بین می‌برد

دهقانپور خانه تومانیان را تنها نمونه این وضعیت نمی‌داند. او در سال‌های فعالیت خود بار‌ها با بنا‌هایی مواجه شده که یا در اثر تخریب مستقیم از بین رفته‌اند یا به دلیل رهاشدگی، به‌تدریج فرسوده شده‌اند. کاروانسرای ریوند یکی از این نمونه‌هاست؛ بنایی که به گفته او هر بار که به آن سر می‌زند، نشانه‌های تازه‌ای از تخریب و حفرشدن در بخش‌های مختلف آن می‌بیند. حوض میرزا عرب در محدوده مشهد نیز وضعیتی مشابه دارد و بخش‌هایی از آن در طول زمان آسیب دیده است.

این روایت البته به یک شهر یا یک بنا محدود نمی‌شود. جماران از نمونه‌ای در بادرود نیز یاد می‌کند که در آن یک آب‌انبار و حمام قاجاری در شرایطی که به گفته او سالم پیدا شده بودند، از بین رفتند. او همچنین از آب‌انبار تاریخی گناباد می‌گوید؛ بنایی که به گفته او در سال ۱۴۰۰ همچنان پابرجا و دارای ظرفیت ذخیره قابل توجه آب بوده، اما پس از تخریب، تنها بخش‌هایی از آجر‌های آن باقی مانده است. در این میان، سرنوشت بنا‌هایی که هنوز ثبت ملی شده‌اند نیز الزاماً به معنای حفاظت واقعی نیست.

کاروانسرای عرب‌ها ثبت ملی است، اما باز هم به حال خود ر‌ها شده است

در قلب بافت تاریخی سبزوار، کاروانسرای عرب‌ها قرار دارد؛ بنایی متعلق به دوره صفوی که برخلاف خانه تومانیان، ثبت ملی شده است. با این حال، دهقانپور می‌گوید ثبت ملی به‌تنهایی نتوانسته مانع فرسودگی این بنا شود. بخشی از کاروانسرا امروز کاربری‌هایی مانند زورخانه و باشگاه بدنسازی دارد و حضور افراد در آن قسمت تا حدی به حفظ بنا کمک کرده است. بخش‌های دیگر، اما بسته است و همین مسئله زمینه آسیب‌های دیگری را ایجاد می‌کند. دهقانپور می‌گوید در بازدید‌های مختلف، هر بار تخریب بیشتری در بنا دیده است. نگرانی اصلی او سقف‌های بناست؛ بخش‌هایی که اگر پیش از رسیدن فصل بارندگی تقویت نشوند، فرسودگی سرعت بیشتری پیدا می‌کند و با ریزش سقف، مرمت بنا نیز بسیار دشوارتر خواهد شد. از نگاه این عکاس و فعال میراث فرهنگی، رهاکردن یک بنای ثبت ملی‌شده، در نهایت تفاوت چندانی با تخریب مستقیم آن ندارد.

سرای معمارزاده با بیل تخریب نشد با سال‌ها بی‌توجهی از پا افتاد

سرای معمارزاده در سبزوار نمونه دیگری از همین نوع تخریب است؛ بنایی در قلب بافت تاریخی شهر که به دوره قاجار تعلق دارد و زمانی بازارچه‌ای فعال بوده است. دهقانپور از تخریب تدریجی این بنا روایت می‌کند؛ تخریبی که در فاصله‌ای کوتاه، آن را از بنایی قابل استفاده به سازه‌ای تبدیل کرده که دیگر امکان بازدید از آن وجود ندارد. به گفته او، سقف‌های بنا در اثر رسیدگی‌نشدن فرو ریخته و در بخش‌هایی نیز با خارج‌کردن آجر‌های پایه، استحکام سازه کاهش یافته است. در فرصت‌هایی که بنا ر‌ها می‌شده، افراد سودجو وارد آن می‌شدند و تک‌تک آجر‌های بنا را از دیوار‌ها خارج می‌کردند، بسته‌بندی کرده و برای فروش از بنا خارج می‌کردند؛ اتفاقی که با سست‌شدن پایه‌های بنا، روند تخریب آن را هم سرعت بخشیده است. این همان نقطه‌ای است که مفهوم «تخریب» معنای گسترده‌تری پیدا می‌کند. همیشه قرار نیست لودر به جان یک بنای تاریخی بیفتد. گاهی کافی است سقف بنا ترمیم نشود، دیوار‌ها تقویت نشوند و سال‌ها کسی سراغ آن نرود. نتیجه در نهایت همان است: بنا از بین می‌رود، فقط آرام‌تر و بی‌صداتر.

خانه‌باغ ترشیزی را دانشگاه خرید مرمت کرد و بعد ر‌ها شد

در پنج کیلومتری سبزوار و در روستای باغان، خانه‌باغ ترشیزی قرار دارد؛ بنایی متعلق به دوره قاجار که به ثبت ملی رسیده و از معماری خاصی برخوردار است. به روایت دهقانپور، دانشگاه حکیم سبزواری این بنا را از مالک خرید تا از آن حفاظت کند. مدتی نیز عملیات بازسازی به‌خوبی پیش رفت، اما در ادامه کار متوقف شد و بنا دوباره در مسیر فرسودگی قرار گرفت. او درباره جزئیات اداری این توقف اطلاعات قطعی ندارد، اما از شنیده‌هایی درباره قرارگرفتن دوباره زمین در فرایند فروش سخن می‌گوید. این بنا نیز نشان می‌دهد که ثبت ملی یا حتی خریداری‌شدن یک اثر، لزوماً پایان داستان حفاظت نیست. اگر پس از تملک، برنامه مشخصی برای نگهداری و احیای بنا وجود نداشته باشد، فرسودگی مسیر خود را ادامه می‌دهد.

تپه‌ای چند هزارساله که به محل تخلیه نخاله تبدیل شده است

در کنار خانه‌ها، کاروانسرا‌ها و سرا‌ها، بخشی از میراث تاریخی سبزوار حتی فرصت دیده‌شدن نیز پیدا نکرده است. جماران از تپه تاریخی اتکا یاد می‌کند؛ محوطه‌ای که به گفته او قدمتی چند هزارساله دارد و لایه‌های تاریخی و سفال‌های موجود در آن، ارزش باستان‌شناختی آن را نشان می‌دهد. اما آنچه امروز در این محوطه دیده می‌شود، به روایت او فاصله زیادی با یک محوطه تاریخی حفاظت‌شده دارد. جماران می‌گوید این تپه به حال خود ر‌ها شده و از آن برای تخلیه نخاله‌های ساختمانی استفاده می‌شود. برای کسی که سال‌ها دوربین به دست گرفته و بنا‌های تاریخی این منطقه را ثبت کرده، این تصاویر صرفاً از بین رفتن چند دیوار و آجر نیست. مسئله، حذف تدریجی بخشی از حافظه شهر است؛ حافظه‌ای که اگر از میان برود، دیگر با یک تابلو، یک عکس یا چند خط در کتاب نمی‌توان آن را به شهر برگرداند.

کلیسای انجیلی مشهد هم‌سرنوشت خانه تومانیان سبزوار بود

کلیسای انجیلی مشهد هم از بنا‌های تاریخی شهر بود که سال‌ها پیش از تخریب، مورد توجه فعالان میراث فرهنگی قرار داشت. به گفته بارزان جماران، فعال و عکاس میراث فرهنگی، او از حدود سال ۱۳۷۸ از این بنا عکاسی می‌کرد و در سال‌های بعد نیز وضعیت آن را به‌طور مستمر دنبال کرده است. به روایت او، کلیسا در سال‌های گذشته همچنان بخش‌هایی از ساختار و نشانه‌های معماری و مذهبی خود را حفظ کرده بود و در محوطه آن نیز قبور ارامنه و مسیحیان وجود داشت. جماران می‌گوید در سال‌های اخیر وضعیت بنا به‌تدریج تغییر کرد و برخی از بخش‌های آن آسیب دید، اما ساختمان همچنان قابلیت حفاظت داشت. او حتی تا مدت‌ها از محل کارش که در نزدیکی بنا قرار داشت، وضعیت آن را دنبال می‌کرد و از زوایای مختلف از ساختمان عکس می‌گرفت. به گفته او، در روز‌های پیش از تخریب، درِ اصلی کلیسا را برداشتند و یک درِ بزرگ‌تر برای ورود ماشین‌آلات نصب کردند؛ تغییری که نگرانی فعالان میراث فرهنگی درباره احتمال تخریب بنا را بیشتر کرد. چند روز بعد، عملیات تخریب آغاز شد. به روایت جماران، ماشین‌آلات وارد محوطه شدند و بخشی از کلیسا تخریب شد، اما بنا به‌طور کامل از بین نرفت و بخش‌هایی از آن همچنان باقی مانده است.

تخریب یک بنا در چند لحظه فرسایش تاریخ یک شهر در سال‌ها

سردر شاهکار و منحصر‌به‌فرد خانه تومانیان حالا دیگر ایستاده نیست. اما شاید مهم‌تر از آنچه با لودر فرو ریخت، چیزی باشد که هنوز پابرجاست: پرسش درباره بنا‌هایی که امروز ثبت نشده‌اند، بنا‌هایی که ثبت شده‌اند، اما ر‌ها شده‌اند. تخریب خانه تومانیان در یک لحظه اتفاق افتاد؛ اما آنچه زمینه حذف بسیاری از این بنا‌ها را فراهم می‌کند، گاهی سال‌ها طول می‌کشد. یک‌بار با لودر، یک‌بار با بیل، یک‌بار با خارج‌کردن چند آجر از پایه و بار دیگر با رهاکردن سقفی که در اولین بارندگی فرو می‌ریزد. حاصل همه این مسیر‌ها یکی است؛ شهری که آرام‌آرام بخشی از تاریخ نانوشته خودش را از دست می‌دهد.

منبع: فرهیختگان-زینب مرزوقی

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر