کد مطلب: ۱۱۳۲۳۶۶
|
|
۲۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۸

افسانه پاک‌دستی هویدا؛ از ویلای پاریس تا پرونده قاچاق

افسانه پاک‌دستی هویدا؛ از ویلای پاریس تا پرونده قاچاق
به افشای ابعادی از زندگی امیرعباس هویدا در دوران دیپلماسی می‌پردازد که در تضاد با تصویر «پاک‌دستی» است که سلطنت‌طلبان از او ترسیم می‌کنند. اسناد تاریخی و گزارش‌های زمانه نشان می‌دهد که هویدا در سال‌های حضور در سفارت پاریس، به جرم قاچاق توسط پلیس فرانسه بازداشت شد و حتی خرید یک ویلای شخصی در اطراف پاریس، با توجه به حقوق رسمی‌اش، سؤالات جدی و تکان‌دهنده‌ای را درباره منابع مالی او ایجاد کرد.

به گزارش مجله خبری نگار، یکی از مسائلی که درباره امیرعباس هویدا وجود دارد و هیچ‌گاه آن‌طور که باید مورد بررسی قرار نگرفته، ماجرای بازداشت او توسط پلیس فرانسه به جرم قاچاق است؛ پرونده‌ای که نام هویدا را در میان شماری از دیپلمات‌های بازداشت‌شده در پاریس قرار داد.

ماجرای «قاچاق پاریس» یکی از پرونده‌های بحث‌برانگیز دوران فعالیت امیرعباس هویدا در دستگاه دیپلماسی پهلوی است؛ پرونده‌ای که در جریان آن نام هویدا، دبیر اول وقت سفارت ایران در پاریس در نخستین سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، در میان افراد دستگیرشده به اتهام قاچاق مطرح شد.

با وجود تلاش‌هایی برای کم‌رنگ کردن یا تبرئه هویدا از این اتهام، اسناد و روایت‌های مختلف تاریخی همچنان نشان می‌دهند که امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر ۱۳ ساله محمدرضا شاه که در سال ۱۳‌۲۵ به‌عنوان پیک سیاسی در پاریس بود، به جرم قاچاق توسط پلیس فرانسه دستگیر شده بود.

عباس میلانی، تاریخ‌نگار نزدیک به سلطنت‌طلبان که در سال‌های گذشته کوشیده است تا در آثارش تعریفی مثبت از شخصیت‌ها و رویداد‌های دوره پهلوی ارائه کند، در کتاب «معمای هویدا» می‌نویسد: «در دورانی که فرانسه در اشغال نازی‌ها بود، ایران دفتر سفارتش را در پاریس بست و تنها پس از پایان جنگ به بازگشایی‌اش همت کرد و در آن زمان، «زین‌العابدین رهنما» هم به وزیرمختاری برگمارده شد... هویدا نخست در بیروت با خانواده رهنما آشنا شد.

با دو فرزند پسر خانواده، دوستی نزدیک داشت و هنگامی که پدر به پُست پاریس منصوب شد، ترتیبی داد که هویدا نیز او را همراهی کند. در پاریس جنگ‌زده، هویدا زندگی بیش‌وکم مرفه و راحتی داشت؛ در حالی که برای اکثر پاریسی‌ها استفاده از وسایل نقلیه عمومی کاری دشوار و پُردردسر بود، سفارت ایران یک بیوک بزرگ آمریکایی و یک رنو در اختیار داشت. دست‌کم یکی از این دو اتوموبیل بعد‌ها جزو شواهد ماجرای پُرسروصدایی شد که بالمآل دامن هویدا را هم گرفت». (معمای هویدا، عباس میلانی، صفحه ۱۱۳.)

ابراهیم ذوالفقاری، پژوهشگر تاریخ، در کتاب «قصه هویدا» نیز نوشته: «در حالی که ویرانی‌های جنگ بسیاری از مردمان پاریس را با مشکلات شدید مواجه کرده بود، عده‌ای از سرمایه‌داران، موفق شده بودند تا بخش قابل توجهی از ثروت خود را به بانک‌های کشور سوئیس منتقل کنند و حال که جنگ پایان یافته بود، قصد داشتند تا آن را به پاریس برگردانند و دیپلمات‌های سفارتخانه‌ها که از عنوان «پیک سیاسی» بهره‌مند بودند، بهترین افراد برای این منظور بودند». (قصه هویدا، ابراهیم ذوالفقاری، صفحه ۴۸.)

عباس میلانی در اشاره به مسأله قاچاق پاریس، در کتابش آورده است: «در این شرایط، طبعاً کسانی که می‌توانستند بدون بازبینی چمدان‌ها و اتوموبیل‌های خود از مرز عبور کنند، در موقعیتی به راستی استثنائی و مطلوب قرار داشتند. ناگفته پیدا است که این موقعیت ممتاز در وهله اول به دیپلمات‌ها تعلق داشت.

چنین شد که بسیاری از دیپلمات‌های کشور‌های گوناگون به دام این وسوسه افتادند. دیپلمات‌های ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبودند و برخی از آنان به صف سودجویان پیوستند». (معمای هویدا، عباس میلانی، صفحه ۱۲۰.).

اما به باور ابراهیم ذوالفقاری «عباس میلانی در کتاب خود بسیار تلاش دارد تا امیرعباس هویدا را از اتهام قاچاق پاریس مبرّی جلوه دهد. او با ادعای اینکه تمامی اوراق پرونده ماجرای قاچاق پاریس را در آرشیو وزارت امور خارجه فرانسه مطالعه کرده، اصل موضوع را به نامه چهار صفحه‌ای بدون امضایی که پُر از غلط است، نسبت داده و در نهایت «هوشنگ دولو» را به‌عنوان متهم اصلی معرفی کرده... [اما]او با این همه تلاش هرگز به این سؤال پاسخ نداده که علت «عضو نامطلوب تشخیص داده شدن هویدا» و اخراج وی از پاریس به چه منظوری بوده است». (قصه هویدا، ابراهیم ذوالفقاری، صفحه ۴۹.)

جالب است که هویدا در آن مقطع، یک ویلای شخصی در اطراف پاریس برای خود خریده بود که نحوه تأمین هزینه برای خریداری این ویلا نیز به سؤالی اساسی بدل شده بود: «به موجب خبر رادیو پاریس، ضمن ایرانیان توقیف‌شده در پاریس به اتهام قاچاق، یک نویسنده، سه روزنامه‌نویس، سه عضو سفارت، یک سرهنگ و یک تاجر بزرگ می‌باشند.

به موجب خبر بعدی، تقریباً پنجاه نفر تا کنون دستگیر شده‌اند، از جمله آقایان: امیرعباس هویدا دبیر اول سفارت، حجازی مطیع‌الدوله، سرهنگ اسفندیاری، گنجه‌ای مدیر بابا شمل، وهاب‌زاده، منصور صالحی؛ در یادداشتی که دولت فرانسه به ایران داده، قید شده است که حقوق دبیر اول سفارت شما (یعنی هویدا) معلوم و مخارج او نیز معین است، ولی تحقیق کنید ویلای مشارالیه در خارج پاریس از چه محلی خریداری شده است». (امیرعباس هویدا به روایت اسناد ساواک، صفحه ۲۳.)

حسین فاطمی ـ وزیر خارجه دولت مصدق ـ که از سال ۱۳‌۲۳ تا ۱۳‌۲۷ در پارس زندگی می‌کرده، در گزارشی مفصل به مسأله قاچاق توسط دیپلمات‌های پهلوی ازجمله هویدا پرداخته است: «سفارت پاریس یک خانه فامیلی شده و اگر برای ملتِ ما وهن‌آور نبود، برای شما شرح می‌دادم که اینها چه می‌کنند؟ خرجشان از کجا می‌گذرد و رفتارشان چیست.

واقعاً شرم‌آور و رقت‌انگیز است! اگر یک روز وزارت امور خارجه تصمیم گرفت مأموری به این‌جا بفرستد، من تمام اسناد خرابکاری این پوسیده‌ها و آشغال‌های سیاست بیست‌ساله را به او نشان خواهم داد. از چند تن از اعضای محدود سفارت پاریس، چند نفر آنها از کسانِ خود آقای سفیر کبیر هستند.

اخیراً گویا اخوی ایشان را هم احضار فرموده‌اند که به این جمع بپیوندند. بلژیک و آلمان هم در مستعمره ایشان قرار گرفته... گذرنامه‌های ایرانی در دست یک عده قاچاقچی و بی‌وطن افتاده». (قصه هویدا، ابراهیم ذوالفقاری، صفحه ۵۰.)

جالب توجه است که مسأله قاچاق پاریس، با تکذیب‌نامه‌ای که در تاریخ ۳ اسفند ۱۳‌۲۵ توسط امیرعباس هویدا و حسنعلی منصور به وزارت خارجه وقت نوشته شد، خاتمه یافت و اسناد آن نیز بعداً به سرقت رفت. هرچند این مسأله مهم برای چندین نزدیک به یک دهه به دست فراموشی سپرده شد، اما در سال ۱۳‌۴۳ ـ درحالی که چندماه از نخست‌وزیری هویدا می‌گذشت ـ مجدداً مورد توجه اهالی سیاست قرار گرفت.

البته طبق برخی گزارش‌های ساواک که در کتاب «قصه هویدا» به آنها اشاره شده، در می‌یابیم که در آن مقطع، مسأله قاچاقچی‌بودن هویدا در پاریس، صرفاً در محافل خصوصی مورد بحث قرار می‌گرفت و گویا از ترس ساواک، کسی جرأت سخن گفتن از این ماجرا را به‌طور عمومی نداشت.

اما در سال‌هایی که در داخل کشور این موضوع از دایره محافل خصوصی فراتر نمی‌رفت، بخش فارسی رادیو بغداد ـ آن هم در زمانی که اختلافاتی میان رژیم بعث و رژیم پهلوی وجود داشت ـ در یکی از برنامه‌های خود، به مسأله قاچاق پاریس پرداخت.

گوینده رادیو بغداد گفته بود: «نخست‌وزیر فعلی هنگامی که در سال ۱۳‌۲۵ دبیر اول سفارت ایران در پاریس بود، به جرم قاچاق دستگیر گردید. جای تعجب نیست که دولت ایران، نه در آن تحقیقی به عمل آورد و نه از کارمند سیاسی و عالی‌رتبه خود باز خواستی نمود و باز هم باعث تعجب است که ۵ سال پیش این عضو قاچاقچی را به نخست‌وزیری منصوب نمودند». (بخش فارسی رادیو بغداد، ساعت ۲۳، مورخه ۱۸ اردیبهشت ۱۳‌۴۸.)

این مسأله از این جهت دارای اهمیت است که سلطنت‌طلب‌ها در سال‌های گذشته، همواره کوشیده‌اند تا امیرعباس هویدا را به‌عنوان یک شخصیت پاکدست معرفی کنند؛ شخصیتی که طبق ادعای پهلوی‌چی‌ها، از دار دنیا فقط یک پیکان داشت و حتی صاحب خانه هم نبود!

اما دستگیری هویدا در فرانسه به جرم قاچاق و ویلای شخصی که در پاریس برای خود خریداری کرده بود، یکی از مصادیقی است که ادعای سلطنت‌طلب‌ها مبنی‌بر پاکدستی هویدا را نقض می‌کند.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر