کد مطلب: ۱۰۴۶۰۳۸
|
|
۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰

اعمال تحریم های جدید اقتصادی آمریکا علیه سه صرافی و شرکت‌هایی به بهانه ارتباط با ایران

اعمال تحریم های جدید اقتصادی آمریکا علیه سه صرافی و شرکت‌هایی به بهانه ارتباط با ایران
وزارت خزانه داری آمریکا همزمان با گفت‌و‌گو‌ها با جمهوری اسلامی ایران، در راستای سیاست فشار حداکثری که نام آن را همزمان با جنگ به «خشم اقتصادی» تغییر داده، تحریم‌های جدیدی علیه سه صرافی و شرکت‌هایی به بهانه ارتباط با ایران اعمال کرد.

به گزارش مجله خبری نگار، وزارت خزانه داری آمریکا روز جمعه به وقت محلی ادعا کرد: «امروز، دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده (OFAC) سه صرافی ایرانی و شرکت‌های صوری مرتبط با آنها را به عنوان بخشی از خشم اقتصادی تحریم می‌کند.»

وزارت خزانه داری آمریکا مدعی شد: «صرافی‌های ایرانی سالانه تسهیل‌کننده میلیارد‌ها دلار تراکنش ارزی هستند. از آنجا که ایران عمدتاً درآمد‌های حاصل از فروش نفت خود را به یوآن چین تسویه می‌کند، این صرافی‌ها نقشی کلیدی در تبدیل این درآمد‌ها به ارز‌هایی دارند که برای نیرو‌های نظامی ایران و شرکا و نیرو‌های نیابتی آن قابل استفاده است.»

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا با تکرار ادعا‌هایی مدعی شد: «ایران در رأس شبکه تروریسم جهانی قرار دارد و تحت رهبری رئیس‌جمهور ترامپ، وزارت خزانه‌داری از طریق طرح خشم اقتصادی به‌صورت تهاجمی در حال قطع شریان‌های مالی نظامی ایران است.»

وزیر خزانه داری آمریکا در حالیکه کشورش برای خروج از بحران خودساخته جهانی و جنگ علیه ایران در پی راه حل دیپلماتیک است، مدعی شد: ما به‌طور بی‌وقفه توانایی ایران را برای تولید، جابه‌جایی و بازگرداندن منابع مالی هدف قرار خواهیم داد و هر فرد یا نهادی را که به تلاش‌های تهران برای دور زدن تحریم‌ها کمک کند، تحت پیگرد قرار می‌دهیم.

با اعمال دور جدیدی از تحریم‌ها علیه شبکه‌های مالی مرتبط با ایران، آمریکان بار دیگر رویکردی را در پیش گرفته که در تعارض مستقیم با ادعا‌های مقطعی درباره امکان مذاکره و دستیابی به توافق ارزیابی می‌شود.

تناقض اصلی در سیاست دولت ترامپ زمانی آشکارتر می‌شود که هم‌زمان با تشدید تحریم‌ها، از ضرورت گفت‌و‌گو و توافق نیز سخن گفته می‌شود تا خواسته‌های خود را که از طریق جنگ به دست نیاورده است، از طریق میز مذاکره بدست آورد.

این دوگانه رفتاری، از نگاه تحلیلگران، نه تنها به کاهش تنش کمک نمی‌کند، بلکه فضای بی‌اعتمادی را تشدید کرده و امکان هرگونه مذاکره واقعی را تضعیف می‌کند. پیامد چنین رویکردی، شکل‌گیری یک وضعیت فرسایشی در روابط است که در آن، دیپلماسی عملاً در سایه ابزار‌های فشار اقتصادی قرار می‌گیرد.

در مجموع، سیاست دولت ترامپ در قبال ایران، بیش از آنکه یک مسیر منسجم برای رسیدن به توافق باشد، به الگویی از فشار مستمر همراه با پیام‌های متناقض دیپلماتیک تبدیل شده است؛ الگویی که در نهایت، به جای تسهیل گفت‌و‌گو، هزینه‌های اعتمادسازی را افزایش می‌دهد و مسیر توافق را پیچیده‌تر می‌کند.

برچسب ها: تحریم ایران
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر