کد مطلب: ۱۰۱۶۵۷۸
|
|
۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۴۱

تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران؛ نقض منشور سازمان ملل و تشدید بی‌ثباتی در جهان

تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران؛ نقض منشور سازمان ملل و تشدید بی‌ثباتی در جهان
در حالی که ۱۵ روز از سومین تجاوز نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به خاک ایران می‌گذرد، متجاوزان نه تنها به اهداف خود نرسیده‌اند، بلکه با بهانه‌های فاقد شواهد مستقل ترامپ، نقض منشور سازمان ملل را رقم زده و بی‌ثباتی و هزینه‌های راهبردی را به کل منطقه و جهان تحمیل کرده‌اند.

به گزارش مجله خبری نگار، در حالی که ۱۵روز از آغاز سومین تجاوز نظامی گسترده آمریکا و اسرائیل به خاک جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد، این عملیات که با هدف تغییر رژیم و تضعیف قدرت بازدارندگی ایران طراحی شده بود، با مقاومت یکپارچه ملت و نیرو‌های مسلح مواجه شده و به جای دستیابی به اهداف اعلامی، پیامد‌های سنگین و غیرمنتظره‌ای را برای متجاوزان به بار آورده است.

این تجاوز، که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) با حملات هوایی هماهنگ آغاز شد، ادامه‌ای بر دو مرحله پیشین فشار نظامی بر ایران است. چرایی این اقدام را باید در محاسبات راهبردی کاخ سفید و تل‌آویو جست‌و‌جو کرد.

تلاش برای حذف کامل تهدیدات منطقه‌ای ایران، تضمین برتری مطلق رژیم اسرائیل و جلوگیری از هرگونه پیشرفت ایران در حوزه‌های هسته‌ای و موشکی. با این حال، دلایل ارائه‌شده از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بیش از آنکه مبنای حقوقی یا امنیتی محکمی داشته باشند، به بهانه‌هایی شبیه بودند که برای توجیه یک عملیات پیش‌دستانه به کار گرفته شدند.

ترامپ در پیام‌های اولیه خود از «تهدید قریب‌الوقوع رژیم ایران»، «لزوم نابودی کامل برنامه موشکی و دریایی»، «جلوگیری از دستیابی به سلاح هسته‌ای» و «قطع حمایت از شبکه‌های تروریستی» سخن گفت؛ ادعا‌هایی که فاقد شواهد مستقل و عمدتاً برای مشروعیت‌بخشی به حمله‌ای غیرقانونی تحت منشور سازمان ملل طراحی شده بودند.

طراحان این تجاوز نظامی، با تکیه بر ارزیابی‌های نادرست اطلاعاتی، تصور می‌کردند که با ترور مقامات عالی‌رتبه و ضربه اولیه به مراکز فرماندهی، ساختار سیاسی و نظامی ایران در کمتر از چند روز فرو خواهد پاشید و جنگی کوتاه‌مدت و کم‌هزینه رقم خواهد خورد. اما واقعیت میدانی، خلاف این پیش‌بینی را نشان داد. اتحاد و انسجام ملی ایرانیان، همراه با سازماندهی دقیق سیاسی، نظامی و مردمی، نه تنها مانع فروپاشی شد، بلکه مقاومت هماهنگ و هوشمندانه‌ای را پدید آورد که متجاوزان را در موقعیت دفاعی قرار داد.

ترور‌ها نه تنها نتوانست باعث ایجاد خلأ رهبری شود؛ بلکه به تقویت عزم ملی و انسجام داخلی منجر شد و نشان داد که پیوند ملت و نظام، فراتر از تصورات متجاوزان است.

اهداف اصلی این تجاوز از تغییر رژیم گرفته تا نابودی کامل ظرفیت‌های هسته‌ای، موشکی و دریایی ایران تا کنون محقق نشده‌اند. علی‌رغم حجم بالای حملات، ایران نه تنها توانسته بخش عمده‌ای از قابلیت‌های بازدارنده خود را حفظ کند، بلکه با پاسخ‌های هدفمند، هزینه‌های سنگینی را بر متجاوزان تحمیل کند.

این شکست راهبردی ریشه در اشتباه برآورد قدرت مقاومت ایران دارد؛ قدرتی که ریشه در تاریخ، فرهنگ و سازماندهی نهادینه دارد.

یکی از تاریک‌ترین ابعاد این تجاوز، نقض فاحش حقوق بشر و قوانین بین‌المللی بشردوستانه است. حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله مدارس، بیمارستان‌ها، مراکز هلال احمر و منازل مسکونی، نشان‌دهنده بی‌توجهی کامل به تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی بوده است.

حمله به دبستان و پیش‌دبستانی «شجره طیبه» در میناب که منجر به شهادت ده‌ها دانش‌آموز دختر و پسر، معلمان زن و والدین شد، نمادی تلخ از این جنایات است. علاوه بر این، گزارش‌ها از آسیب به ده‌ها مرکز درمانی، از جمله بیمارستان‌های گاندی و خاتم‌الانبیا در تهران و سایر استان‌ها، حکایت دارد؛ مراکز درمانی که نه تنها بیماران را پناه می‌دادند، بلکه کادر درمان نیز در آنها هدف قرار گرفتند.

مراکز هلال احمر نیز از این حملات مصون نمانده‌اند؛ بیش از ۱۰ مرکز امدادی این نهاد بشردوستانه آسیب دیده و چندین امدادگر شهید یا مجروح شده‌اند. هزاران واحد مسکونی نیز ویران شده و صد‌ها غیرنظامی عمدتاً زنان، کودکان، دانش‌آموزان و شهروندان عادی به شهادت رسیده‌اند.

این اقدامات که با استفاده از موشک‌های دقیق انجام شده، نه تنها نقض کنوانسیون‌های ژنو است، بلکه مصداق بارز جنایت جنگی به شمار می‌رود.

پیامد‌های اقتصادی این تجاوز نیز فراتر از مرز‌های ایران رفته و به عنوان ابزاری برای فشار بر خود آمریکا عمل کرده است. افزایش شدید قیمت جهانی نفت و گاز که در روز‌های اولیه به بیش از ۲۰ درصد رسید و شاخص برنت را به سطوح بالای ۱۰۰ دلار رساند، مستقیماً نتیجه اختلال در تنگه هرمز و واکنش‌های تلافی‌جویانه به زیرساخت‌های انرژی منطقه‌ای بوده است.

این جهش قیمتی، همراه با اختلال در زنجیره تأمین انرژی جهانی، فشار اقتصادی مضاعفی بر اقتصاد آمریکا وارد کرده است؛ از افزایش قیمت بنزین در داخل آمریکا گرفته تا سقوط شاخص‌های بورس و تهدید تورم جدید.

این هزینه‌ها که عمدتاً ناشی از تحمیل سیاست‌های جنگ‌طلبانه بنیامین نتانیاهو بر ترامپ بوده، نشان می‌دهد که این تجاوز نه تنها برای ایران، بلکه برای خود متجاوزان نیز به مثابه یک دام اقتصادی عمل کرده است.

نتانیاهو با فشار بر کاخ سفید برای رها کردن مسیر دیپلماسی و آغاز عملیات، عملاً آمریکا را به یک جنگ پرهزینه کشانده که منافع بلندمدت واشنگتن را قربانی جاه‌طلبی‌های کوتاه‌مدت تل‌آویو کرده است.

در پایان، ۱۵ روز از این تجاوز گذشته و آنچه باقی مانده، تصویری از ایران مقاوم، متحد و مصمم است. این سومین تجاوز، مانند دو مرحله پیشین، نه تنها نتوانسته اراده ملت ایران را درهم بشکند، بلکه بار دیگر اثبات کرده که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، با هزینه‌های سنگین راهبردی، انسانی و اقتصادی برای مهاجمان همراه خواهد بود.

تاریخ نشان خواهد داد که چنین تجاوزاتی، نه به تقویت امنیت منطقه، بلکه به تشدید بی‌ثباتی و هزینه‌های جهانی منجر می‌شود. ایران، با تکیه بر وحدت ملی و توانمندی‌های داخلی، همچنان ایستاده و مسیر دفاع مشروع خود را ادامه می‌دهد.

منبع: ایرنا
ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر