به گزارش مجله خبری نگار،پرریسکترین تصمیمی که تاکنون گرفتهاید چه بوده است؟ اگر نتایج این مطالعه جدید را باور کنیم، احتمال زیادی دارد که پاسخ شما «ترک شغل فعلی» یا «پذیرش شغل جدید» باشد، یا شاید از معدود افرادی هستید که نگرانیهای آنها تنها در حول موضوعاتی مانند توسعه فناوری ۵G میچرخد. هرچند تعریف شما از «ریسک» هرچه باشد، به نظر میرسد که تیم دانشگاه زوریخ پشت این مطالعه توانسته است آن را شناسایی کند.
رناتو فرای، یکی از نویسندگان مقاله و استاد روانشناسی دانشگاه، هفته گذشته در بیانیهای گفت: «هدف اصلی ما این بود که تجربیات واقعی مردم از زندگی روزمره را بررسی کنیم.» فرای و همکار او، اولیویا فیشر، در حوزه روانشناسی تصمیمگیری فعالیت میکنند و به ویژه مطالعه میکنند که چگونه افراد در دنیای مدرن پر از ریسک و عدم قطعیت انتخاب میکنند. اما این کار دشوار است، مگر آنکه بدانیم مردم چه چیزی را ریسکی یا نامطمئن میدانند و تاکنون دانش ما در این زمینه محدود بوده است. به همین دلیل، آنها تصمیم گرفتند این خلا را پر کنند.
فرای و فیشر نخستین کسانی نیستند که بررسی میکنند افراد چگونه تصمیمات پرریسک میگیرند، اما تحقیقات گذشته معمولا به صورت «از بالا به پایین» انجام میشد؛ به این معنا که پژوهشگران سناریوهایی را پرریسک فرض میکردند و سپس واکنش شرکتکنندگان را بررسی میکردند. این رویکرد مشکلساز است، زمانی که دیدگاه پژوهشگران درباره ریسک با دیدگاه مردم تفاوت زیادی داشته باشد و در این حوزه، چنین تفاوتی محتمل است.
فرای توضیح داد که نظریههای بنیادی پشت این فرضیات پرریسک دههها قدمت دارند و انسانهای امروز با شرایط متفاوتی از جمله بیماریهای نوظهور، تغییرات دمایی شدید، شبکههای اجتماعی و استانداردهای غیرواقعی بدن مواجه هستند؛ بنابراین منطقی است که تصور کنیم تعریف ما از «ریسک» نیز تغییر کرده باشد. پژوهشگران برای کشف ریسک واقعی به سادگی از مردم پرسیدند. در سه آزمایش جداگانه، ۴۳۸۰ نفر درباره تصمیمات پرریسک شخصی یا تصمیماتی که اغلب مردم ممکن است با آن مواجه شوند، پاسخ دادند. سپس میزان مواجهه با این تصمیمات و گرایش افراد در لحظات حساس ارزیابی شد. نتیجه، یک «فهرست کوتاه از ۱۰۰ تصمیم پرریسک» در جهان مدرن است، که حتی با وجود تغییرات بزرگ زندگی، مانند کووید-۱۹، ثبات شگفتآوری در نوع تصمیمات و تاثیر آنها نشان میدهد.
پس چه چیزی را بیش از همه پرریسک میدانیم؟ پاسخ روشن است: پذیرش شغل جدید و ترک شغل فعلی، با فاصلهای دستکم دو برابر سایر گزینهها، رتبههای اول و دوم را به خود اختصاص میدهند. تصمیمات شغلی بیشترین فشار روانی را ایجاد میکنند؛ تقریبا یک نفر از هر سه نفر چنین انتخابی را تجربه کرده است، در حالی که حوزه دوم یعنی سلامت تنها ۱۸ درصد از پاسخها را شامل میشود. فرای توضیح داد که این یافته با فرضیات رایج در پژوهشهای تصمیمگیری متفاوت است، چرا که تصور میشود مردم بیش از همه نگران سلامت یا اوقات فراغت خود هستند، اما دادههای این مطالعه خلاف آن را نشان میدهد.
همچنین پرریسکترین تصمیمات بر اساس ویژگیهای فردی مانند سن و جنسیت تغییر میکنند. برخی موارد منطقی است؛ جوانان بیشتر تصمیم به ترک شغل بدون جایگزین مطمئن میگیرند، در حالی که افراد مسنتر شروع شغل جدید را پرریسکتر میدانند. این تفاوت با مرحله پیشرفت شغلی افراد همخوانی دارد. برخی دیگر پیچیدهتر هستند. مردان دو برابر زنان پذیرش فناوری ۵G را به عنوان تصمیم پرریسک گزارش کردهاند و مردان ۳۰ تا ۴۰ ساله نگرانی بیشتری نسبت به جراحی دارند. فرای تاکید کرد که این الگوهای دقیقتر به درک بهتر سیاستگذاران کمک میکند تا مشخص شود که هر گروه جمعیتی چه نوع تصمیماتی را پرریسک میداند و چه حمایتها یا راهنماییهایی نیاز دارد.
البته باید نکاتی را درباره نتایج مدنظر قرار داد. دادههای این پژوهش تنها از پاسخهای افراد آلمانیزبان در سوئیس، کشوری با نرخ پایین جرم و کیفیت زندگی بسیار بالا جمعآوری شده است. آنچه در این کشور به عنوان «تصمیم پرریسک» تعریف میشود، ممکن است برای یک جوان در آمریکا (جایی که خشونت مسلحانه شایع است، دسترسی به مراقبتهای پزشکی برای بسیاری سخت است و شغلها امکان دارد بدون هشدار از دست بروند) قابل تعمیم نباشد.
تیم پژوهشی هشدار میدهد که این فهرست «نباید بهطور مستقیم به عنوان مقیاس سنجش ریسک واقعی در فرهنگها و جمعیتهای دیگر بهکار رود»، اما میتواند به عنوان نقطه شروعی برای مقایسه ریسک بین فرهنگها مفید باشد.
در نهایت، اگرچه فرای و فیشر تاکید دارند که مطالعه آنها جایگزین تحقیقات نظری درباره تصمیمگیری پرریسک نیست، اما این پژوهش همچنان یک «چکاپ» ارزشمند برای این حوزه محسوب میشود. فرای عنوان کرد: «این مطالعه میتواند الگویی باشد برای انجام تحقیقات اکتشافی و دادهمحور که مکمل مطالعات نظری روانشناسی است و باید هر دو رویکرد در علم روانشناسی وجود داشته باشد.»