به گزارش مجله خبری نگار، در گذر زندگی، مسیرها همیشه هموار نیستند. گاهی بادهای سهمگین حوادث، ناامیدیها و شکستها چنان میوزند که تمام اراده ما را به لرزه در میآورند. گاهی احساس خستگی، شکست یا بیانگیزگی سراسر وجودمان را فرا میگیرد. این لحظات، بخش طبیعی از مسیر رشد هر انسان هستند. هیچ موفقیتی بدون تجربه ناامیدی شکل نمیگیرد؛ اما تفاوت بین افراد موفق و کسانی که مسیر را نیمه راه رها میکنند، توانایی دیدن نشانهها، برخاستن و انگیزه دادن دوباره به خویش است. ایستادگی در برابر ناامیدی و تلاش نه به معنای انکار مشکلات و اجبار به ادامه کورکورانه است، بلکه به معنای حفظ موقعیت است. هنگامی که زمین زیر پایتان میلغزد، مهمترین کار این است که ریشههای خود را عمیقتر کنید و نگذارید سقوط کنید. در ادامه به صحبتهای پربازدید «شبنم مقدمی» اشاره کوتاهی خواهیم کرد و از توصیههایی خواهیم گفت که به شما کمک میکند تا در برابر مشکلات ایستادگی کنید.
این بازیگر در ویدئویی میگوید: «۲۴ سال پیش روی یک تخته سنگ بزرگ کنار سد کرج ایستاده بودم. در آن لحظه داشتم به تمام شدن فکر میکردم. من در اوج ناکامی، افسردگی و سرخوردگی قرار داشتم. ناگهان یک خانمی را دیدم، یک خانم روستایی که، چون سرد بود چند تا لباس رنگی رنگی روی هم پوشیده بود و با دل خوش و سرخوشی مرغ و خروسهایش را راهی خانه میکرد و گویی با آنها حرف میزد. یک تابلوی بدیع و زیبا از زندگی بود برای من. همان لحظه فکر کردم که وای، اگر من رفته بودم ته آن آبها هرگز چنین منظرهای را نمیدیدم و آن لحظه خط مابین مرگ و زندگی یا امید و ناامیدی شد و من توانستم که از آن عبور کنم و از آن به بعد فقط روی خودم حساب کردم و خدای خودم.»
۱پذیرفتن احساس ناامیدی نه جنگیدن با آن| اولین قدم در بازیابی انگیزه، سرکوب نکردن احساسات منفی است. وقتی ناامید میشوید باید این حس را به رسمیت بشناسید. بهتر است به خودتان اجازه دهید اندکی استراحت کنید؛ به احساسات تان گوش دهید و بدانید که ناراحتی بخشی از فرایند رشد است، نه نشانه ضعف.
۲ مرور دلایل شروع مسیر| هر زمان که ناامید میشوید به خاطر بیاورید که چرا این مسیر را آغاز کردید. هدفهای اصیل و شخصی میتوانند شعله انگیزه را روشن کنند. شاید برای ساخت آیندهای بهتر، برای کمک به خانواده، برای رسیدن به رویایی که سالها در دل دارید شروع کردهاید. مرور همان دلایل مثل یادآوری مقصد در میان طوفان است.
۳ نبرد با وسوسه فرار| اولین دشمن، وسوسه رها کردن، تسلیم شدن و گوشه گرفتن است؛ بنابراین در همان نقطه دردناک، محکم بمانید و اجازه ندهید ارادهتان از هم بپاشد.
۴ ترک کمال گرایی| تمرکز بر پیشرفت به جای کمال گرایی، انتظار بی نقص بودن باعث میشود، کوچکترین خطا را نشانه شکست بدانیم. اما کسی که تمرکزش بر پیشرفت است، از هر شکست برای یادگیری استفاده میکند. هر اشتباه در حقیقت یک قدم رو به جلوست اگر از آن درس بگیریم.
۵ تعهد به عمل| این بخش کلیدی است. ایستادگی واقعی زمانی رخ میدهد که شما علی رغم حضور احساس ناامیدی، اقداماتی را انجام دهید که با ارزشهای عمیق شما همسو هستند. اگر ارزش شما رشد شخصی باشد، حتی وقتی احساس ناامیدی میکنید، ممکن است همچنان برای مطالعه یک کتاب یا تمرین یک مهارت وقت بگذارید، چون این عمل با ارزش اصلی شما همخوانی دارد، نه لزوماً برای فرار از احساس ناامیدی.

سخن پایانی|ایستادن و جنگیدن، شجاعت را به تمرین تبدیل میکند. این وضعیت به ما میآموزد که لازم نیست نتایج بلند مدت را در لحظه طوفان ببینیم. کافیست به خودمان بگوییم: امروز را طاقت میآورم، امروز را با تمام سختیاش میایستم و میجنگم، فردا وقتی باد کمی آرامتر شد گام بعدی مشخص خواهد شد.
منبع: خراسان-سعیدهسادات اکبرزاده | دانشجوی دکتری تخصصی روان شناسی