کد مطلب: ۱۱۰۰۴۵۶
|
|
۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۶

سندروم پَرَستش سلبریتی در نسل Z و آلفا؛ "بازتعریف هویت، مرجعیت و ریسک‌های فرهنگی در زیست دیجیتال"

سندروم پَرَستش سلبریتی در نسل Z و آلفا؛
پدیده‌هایی نظیر تجمع گسترده نوجوانان برای دیدار چهره‌های فضای مجازی، دیگر صرفاً یک هیجان گذرا یا کنش تفریحی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک دگرگونی ساختاری در نحوه شکل‌گیری هویت، نظام مرجعیت و الگو‌های زیست فرهنگی نسل‌های جدید است. این وضعیت را می‌توان در چارچوب «سندروم پرستش سلبریتی» و «روابط پاراسوشال» تحلیل کرد؛ جایی که رابطه‌ای یک‌طرفه، اما عمیق، میان مخاطب و چهره رسانه‌ای شکل می‌گیرد.

به گزارش مجله خبری نگار، علی اصغر درویش نوشت: پدیده‌هایی نظیر تجمع گسترده نوجوانان برای دیدار چهره‌های فضای مجازی، دیگر صرفاً یک هیجان گذرا یا کنش تفریحی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک دگرگونی ساختاری در نحوه شکل‌گیری هویت، نظام مرجعیت و الگو‌های زیست فرهنگی نسل‌های جدید است. این وضعیت را می‌توان در چارچوب «سندروم پرستش سلبریتی» و «روابط پاراسوشال» تحلیل کرد؛ جایی که رابطه‌ای یک‌طرفه، اما عمیق، میان مخاطب و چهره رسانه‌ای شکل می‌گیرد.

در زیست‌جهان نسل Z و آلفا، مصرف محتوای سلبریتی‌ها دیگر یک انتخاب فردی نیست، بلکه به بخشی از «الزامات عضویت در گروه همسالان» تبدیل شده است. نوجوان امروز، برای آن‌که در گفت‌و‌گو‌های جمعی، شبکه‌های دوستی و فضای مدرسه حذف نشود، ناگزیر است در جریان محتوای ترند قرار گیرد.

این وضعیت، نوعی «اجبار نرم فرهنگی» ایجاد می‌کند که در آن، هویت اجتماعی فرد از مسیر مصرف رسانه‌ای تعریف می‌شود، نه از طریق تجربه زیسته واقعی.

یکی از مهم‌ترین تحولات، جابجایی مرجعیت است. در گذشته، خانواده، نظام آموزشی و نهاد‌های رسمی نقش اصلی در انتقال ارزش‌ها داشتند؛ اما در زیست دیجیتال، این نقش به‌طور فزاینده‌ای به اینفلوئنسر‌ها منتقل شده است.

این جابجایی، به‌ویژه زمانی مسئله‌ساز می‌شود که تولیدکنندگان محتوا فاقد مسئولیت‌پذیری تربیتی باشند و بدون چارچوب، بر زبان، رفتار و نگرش مخاطب اثر بگذارند. نتیجه، شکل‌گیری نوعی «اقتدار غیررسمی، اما نافذ» است که خارج از نظام‌های کنترل اجتماعی عمل می‌کند.

یکی از مکانیسم‌های کلیدی در این پدیده، «بازتولید هنجارشکنی در قالب طنز و سرگرمی» است. در این فرآیند، مرز‌های اخلاقی نه به‌صورت ناگهانی، بلکه به‌صورت تدریجی جابجا می‌شوند.

مخاطب، به‌واسطه خنده و سرگرمی، حساسیت خود را نسبت به برخی الگو‌های رفتاری از دست می‌دهد و آنچه در ابتدا ناهنجار تلقی می‌شد، به‌مرور به امر عادی تبدیل می‌شود. این همان فرآیندی است که در جامعه‌شناسی از آن با عنوان «عادی‌سازی انحراف» یاد می‌شود.

در سطحی عمیق‌تر، اینفلوئنسر‌ها تنها بر سبک گفتار یا سلیقه تأثیر نمی‌گذارند، بلکه می‌توانند در بازتعریف مفاهیمی، چون «موفقیت»، «تلاش» و «آینده» نیز نقش ایفا کنند.

وقتی روایت‌های رسانه‌ای جایگزین روایت‌های نهادی می‌شوند، ممکن است ارزش‌هایی مانند آموزش، تلاش بلندمدت و پیشرفت تدریجی، جای خود را به الگو‌های سریع، نمایشی و کم‌هزینه بدهند. این امر می‌تواند بر تصمیمات مهم نسل جوان، از جمله مسیر‌های تحصیلی و شغلی، اثرگذار باشد.

در بستر شبکه‌های اجتماعی، توجه به یک «سرمایه» تبدیل شده است. اینفلوئنسر‌ها در چارچوب اقتصاد توجه فعالیت می‌کنند؛ جایی که هرچه محتوای هیجانی‌تر، ساختارشکن‌تر یا جنجالی‌تر باشد، احتمال دیده‌شدن و سودآوری آن بیشتر است.

در این میان، مخاطب نوجوان نه‌تنها مصرف‌کننده محتوا، بلکه بخشی از این چرخه اقتصادی است. هویت او، سلیقه او و حتی زمان او، به‌نوعی «کالایی» می‌شود که در خدمت این اقتصاد قرار می‌گیرد.

در سطح آسیب‌شناسی، تداوم این روند می‌تواند پیامد‌های قابل توجهی به همراه داشته باشد:

- تضعیف هویت فردی و افزایش وابستگی به الگو‌های بیرونی

- کاهش مرجعیت خانواده و نهاد‌های تربیتی

- شکل‌گیری انتظارات غیرواقعی از زندگی

- افزایش رفتار‌های هیجانی جمعی و کنترل‌نشده

- تضعیف سرمایه اجتماعی واقعی و جایگزینی آن با روابط مجازی

نکته کلیدی آن است که مسئله را نباید به یک چهره یا یک رویداد تقلیل داد. آنچه با آن مواجهیم، یک «خلأ تنظیم‌گری فرهنگی» در مواجهه با زیست دیجیتال است.

در غیاب سواد رسانه‌ای، سیاست‌گذاری مؤثر و بازتعریف نقش نهاد‌های تربیتی، اینفلوئنسر‌ها به‌صورت طبیعی این خلأ را پر می‌کنند.

سندروم پرستش سلبریتی در نسل‌های جدید، نه یک انحراف فردی، بلکه یک پدیده ساختاری است که از تلاقی فناوری، اقتصاد توجه و بحران هویت شکل گرفته است. مواجهه با این مسئله، نیازمند رویکردی چندلایه است:

از تقویت سواد رسانه‌ای و بازتعریف مرجعیت خانواده گرفته تا طراحی سیاست‌های فرهنگی هوشمند. در غیر این صورت، این روند می‌تواند به بازتولید نسلی منجر شود که هویت، ارزش‌ها و حتی تصمیمات کلان زندگی خود را نه از تجربه زیسته، بلکه از زیست نمایشی در شبکه‌های اجتماعی اخذ می‌کند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

ارسال نظرات
captcha
قوانین ارسال نظر